نگاهی به آذر پرماجرای 1321؛ از اشغال ایران تا شورش گرسنگان تهران
کتاب «بیستویک» سه روز بحرانی آذر 1321 را بازخوانی میکند؛ روزهایی که اشغال ایران، تهران را به شورش نان کشاند.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، کتاب «بیست و یک»، نوشته سعید احمدیان دست روی واقعه تاثیرگذار و در عین حال کمتر پرداخته شده در تاریخ معاصر ایران میگذارد: بلوای نان؛ واقعهای که نشاندهنده اوضاع ایران در خلال جنگ جهانی دوم و اشغال توسط بیگانگان بود.
آذر 1321، تهران درگیر گرسنگی، کمبود نان و آشفتگی سیاسی است. ایران پیش از جنگ جهانی دوم از صادرکنندگان ویژه غله در جهان بود، اما وقوع جنگ جهانی دوم و ورود متفقین به داخل کشور و اشغال شهرهای ایران از جنوب و شمال، میزان توزیع و دسترسی مردم به نان به عنوان قوت غالب مردم را بر هم زد.
این امر پیامدهای متعددی به همراه داشت و وقوع حوادث متعدد در ماههای متوالی در نهایت به شورش 17 آذر 1321 انجامید. در این مدت، مردم شهرهای مختلف از جمله رشت، قزوین، تبریز، زنجان، کرمانشاه، ملایر و اراک به انبارهای غله هجوم بردند. از سوی دیگر، به دلیل فقدان یک ساختار سیاسی منسجم و امنیت، راهزنان در نقاط مختلف کشور به بارهای غله حمله کرده و از این طریق، نظام توزیع را با چالش مواجه میکردند.
در کنار همه اینها، احتکار و برهم خوردن میزان عرضه و تقاضا با حضور سربازان بیگانه، ادامه زندگی را برای مردم عادی سخت و سختتر کرد. گزارشهای تاریخی حکایت از نقش عوامل بیگانه در برهم زدن شرایط و ایجاد قحطی در شهرهای مختلف ایران دارد. براساس این گزارشها، نیروهای انگلیسی مانع از توزیع سهم مردم از غله در شهرهای مختلف شده و نیروهای روس نیز مانع از توزیع گندم از آذربایجان به دیگر شهرهای ایران میشدند.
از سوی دیگر، دولت وقت ایران به موجب پیمان «اتحاد سهگانه» تمامی وسایل حمل و نقل زمینی و خطوط راه آهن کشور را در اختیار متفقین قرار داده بود و توزیع به موقع و مناسب غله در سرتاسر کشور به خوبی صورت نمیگرفت. سمت جنوبی راه آهن تحت نظارت کامل انگلیسیها و قسمت شمالی آن در دست روسها قرار داشت. از تعداد سه هزار و 500 کامیونی موجود در کشور، دو هزار و 500 عدد آن توسط روسها و ارتش انگلیس عملاً ضبط شده بود و از هزار کامیون دیگر عملاً به دلیل نداشتن لاستیک و لوازم یدکی قابلیت حضور در حمل و نقل عمومی را نداشتند.
با وجود همه اینها، کارشناسان معتقدند بلوای نان در ایران صرفاً یک واقعه متأثر از جنگ جهانی نبود؛ بلکه اغراض سیاسی نیز در این شورش دیده میشود. گروههای سیاسی با راه انداختن شعارها، سعی داشتند مطالبه حقه مردم را به نفع گروه سیاسی خود تمام کرده و گروه مقابل را از پای درآورند. این شورش در نهایت به پایین کشیدن قوام منجر شد.
این مجموعه حوادث سبب شد تا در هفدهم آذرماه 1321 شورشی رخ دهد که از آن با عنوان بلوای نان یاد میکنند. اعتراض گروهی از دانشآموزان و دانشجویان در برابر مجلس، بهتدریج به شورشی گسترده تبدیل شد؛ خیابانها پر از جمعیت و مغازهها غارت شدند، خانه نخستوزیر به آتش کشیده شد و نیروهای نظامی ایرانی و خارجی در شهر به حرکت درآمدند. پاسخ دولت مرکزی به مطالبه مردم، بستن روزنامهها و سرکوب مردمی بود که از دولت توقع داشتند آرد آغشته به خاک اره به خوردشان ندهد.
کتاب «بیستویک» روایتی از سه روز بحرانی، شانزدهم تا هجدهم آذر 1321، در میانه جنگ جهانی دوم و اشغال ایران است. در مرکز این روایت، نان قرار دارد؛ چیزی ساده و روزمره که نبودنش میتواند نظم یک شهر را بر هم بزند. با اینحال، کتاب نشان میدهد بلوای نان فقط نتیجه گرسنگی نبود. رقابتهای سیاسی، احتکار گندم، ضعف دولت، حضور متفقین، توقیف مطبوعات و عملیات پنهان نیروهای خارجی، همگی در شکل گرفتن این بحران نقش داشتند.
از مزیتهای کتاب احمدیان این است که نویسنده حکم قطعی صادر نمیکند؛ بلکه روایتهای مختلف را پیش روی مخاطب میگذارد تا خود درباره گذشته داوری کند. «بیستویک» برای مخاطبانی است که به تاریخ معاصر ایران، روایتهای مستند و فرمهای تجربی در داستان علاقه دارند؛ کتابی کوتاه اما چندلایه که واقعه تاریخی را از دل گزارشهای رسمی بیرون میکشد و دوباره به خیابان، میان مردم گرسنه و هراسان، بازمیگرداند. از متن کتاب «گذشته غوغایی است از صداهای رقیب، حقیقتها و دروغها، گزارشهای رسمی، شایعات درگوشی و نطقهای بزرگ سیاسی.»
انتهای پیام/































دیدگاهتان را بنویسید