×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • برنامه علی ضیاء تا کجا می‌خواهد مرزهای اخلاقی را جابه‌جا کند؟

  • کد نوشته: 73860
  • ۰۴ شهریور ۱۴۰۵
  • 3 بازدید
  • ۰
  • اظهارات جنجالی نوید کلهرودی درباره حجاب در «با ضیاء» بار دیگر علی ضیاء را در جایگاه تابوشکنی رسانه‌ای قرارداد.

    برنامه علی ضیاء تا کجا می‌خواهد مرزهای اخلاقی را جابه‌جا کند؟
    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، برنامه «با ضیاء» بار دیگر به یکی از سوژه‌های بحث‌برانگیز فضای مجازی تبدیل شده است؛ این‌بار به‌واسطه گفت‌وگویی با نوید کلهرودی که بخشی از سخنانش درباره زنان محجبه و بی‌حجاب در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود و واکنش‌های مختلفی را به‌همراه داشته است.

    در این ویدئو، کلهرودی به‌عنوان کارشناس اجتماعی، با اشاره به نوع نگاه برخی زنان محجبه به زنان بی‌حجاب، از تعبیرهایی درباره «تعجب» و «حسرت» در نگاه آنان استفاده می‌کند و درباره این تصور سخن می‌گوید که شاید برخی زنان محجبه با دیدن سبک زندگی متفاوت، با خود فکر کنند «جور دیگری هم می‌شود زندگی کرد». او در ادامه، به برچسب‌هایی که ممکن است به زنان صرفاً به‌دلیل نداشتن حجاب زده شود نیز اشاره می‌کند.

    فارغ از درستی یا نادرستی تحلیل مطرح‌شده از سوی میهمان، مسئله اصلی اینجاست؛ چرا چنین موضوعی باید به این شکل و با این ادبیات به یکی از محورهای وایرال‌شدن یک برنامه تبدیل شود؟ مسئله فقط یک جمله یا یک میهمان نیست؛ بحث بر سر روندی است که «با ضیاء» طی ماه‌های اخیر طی کرده است.

    از شکستن تابو تا تبدیل حاشیه به محتوا

    علی ضیاء برای مخاطب ایرانی چهره‌ای ناشناخته نیست. او سال‌ها در تلویزیون با برنامه‌هایی مانند «ویتامین3»، «بعضیا» و «فرمول‌یک» فعالیت کرد و در مقاطع مختلف نیز اجرای برنامه‌های مناسبتی و ویژه‌برنامه‌های تلویزیونی را به‌عهده داشت، اما خروج او از تلویزیون و ورود جدی‌تر به فضای مجازی، یک تفاوت مهم را آشکار کرد: حاشیه، بیش از گذشته به بخشی از مدل تولید محتوای او تبدیل شد.

    در این مدل، گفت‌وگو صرفاً برای انتقال یک مفهوم، بررسی یک موضوع یا شناخت بهتر یک مهمان نیست؛ گاهی به‌نظر می‌رسد خودِ «حرف جنجالی» به محصول اصلی برنامه تبدیل می‌شود، جمله‌ای که بتواند بریده شود، در شبکه‌های اجتماعی منتشر شود، واکنش ایجاد کند و دوباره نام برنامه را سر زبان‌ها بیندازد.

    اگر این اتفاق یک‌بار رخ دهد، می‌توان آن را حاصل یک گفت‌وگوی غیرقابل‌پیش‌بینی دانست؛ اما وقتی مجموعه‌ای از گفت‌وگوها و موضوعات مشابه کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، دیگر نمی‌توان از کنار الگوی شکل‌گرفته به‌سادگی عبور کرد.

    از گفت‌وگو درباره تابوها تا «وایرال‌شدن» به‌هرقیمت

    پیش‌تر نیز برنامه‌های علی ضیاء با موضوعات و گفت‌وگوهایی درباره سبک زندگی، روابط اجتماعی، خوانندگان و چهره‌های هنری و حتی موضوعات حساس اجتماعی، محل بحث شده بود. گفت‌وگو با اردشیر رستمی و طرح مباحث مربوط به همجنس‌گرایی، حضور برخی چهره‌ها و اظهاراتی که در شبکه‌های اجتماعی به‌شکل گسترده بازنشر شد و اکنون نیز گفت‌وگوی جنجالی با نوید کلهرودی، این پرسش را جدی‌تر می‌کند؛ آیا «تابوشکنی» به یک خط محتوایی در برنامه تبدیل شده است؟

    البته طرح یک موضوع حساس فی‌نفسه اشکالی ندارد، رسانه اتفاقاً باید بتواند درباره موضوعات اجتماعی دشوار گفت‌وگو کند، مشکل از جایی آغاز می‌شود که مرز میان گفت‌وگوی مسئله‌محور و تولید جنجال برای جذب کلیک و بازدید از بین برود. اگر هدف، گفت‌وگوی عمیق درباره حجاب و سبک زندگی است، چرا خروجی نهایی باید به چند جمله تحریک‌کننده تقلیل پیدا کند؟ اگر هدف، شنیدن دیدگاه‌های متفاوت است، چرا سازوکار گفت‌وگو به‌نحوی پیش نمی‌رود که مخاطب در پایان با فهم دقیق‌تری از مسئله مواجه شود؟

    این همان نقطه‌ای است که باید درباره مدل برنامه‌سازی «با ضیاء» سؤال کرد.

    آیا مجری صرفاً میزبان است؟

    یکی از دفاع‌های احتمالی درباره چنین ویدئوهایی این است که «این حرف، نظر مهمان بوده نه مجری»، اما در یک برنامه گفت‌وگومحور، مجری صرفاً فردی نیست که روبه‌روی مهمان بنشیند و پرسش‌ها را رد و بدل کند، انتخاب مهمان، انتخاب سوژه، طراحی محور گفت‌وگو، پرسش‌ها، نحوه هدایت بحث و در نهایت تدوین، همگی در شکل‌گیری محصول نهایی نقش دارند، بنابراین نمی‌توان تمام مسئولیت محتوایی یک برنامه را به میهمان واگذار کرد.

    اگر یک برنامه به‌شکل مستمر سراغ سوژه‌های جنجالی می‌رود و بخش‌هایی از آن نیز عمدتاً به‌دلیل گزاره‌های بحث‌برانگیز در فضای مجازی منتشر می‌شود، طبیعی است عملکرد سازندگان آن نیز مورد پرسش قرار گیرد، مسئله، سانسور مهمان نیست؛ مسئله، مسئولیت‌پذیری میزبان است.

    پوشش؛ موضوعی برای گفت‌وگو یا ابزار تولید جنجال

    حجاب در ایران موضوعی  چندلایه است؛ موضوعی که ابعاد دینی، فرهنگی، اجتماعی، خانوادگی، حقوقی و حتی نسلی دارد، نمی‌توان چنین مسئله‌ای را به چندجمله درباره «حسرت»، «نفرت» یا سبک پوشش زنان تقلیل داد، از سوی دیگر، نباید فراموش کرد در جامعه، هم زنان محجبه و هم زنان کم‌حجاب یا بی‌حجاب، انسان‌هایی با تجربه‌ها و زیست‌های متفاوت‌اند و تبدیل هر دو گروه به تیپ‌های کلیشه‌ای، نه کمکی به فهم مسئله می‌کند و نه به گفت‌وگوی اجتماعی.

    اگر قرار است برنامه‌ای درباره این موضوع حرف بزند، انتظار می‌رود به‌جای تحریک دوگانه‌ها، آنها را بفهمد، در غیر این‌صورت، از «رسانه» به «موتور تولید حاشیه» تبدیل می‌شود.

    یک روز همجنس‌گرایی، یک روز رپ، امروز حجاب

    منتقدان عملکرد علی ضیاء می‌پرسند؛ این مسیر که از روزهای پس از تلویزیونِ او شروع شده است، قرار است تا کجا ادامه پیدا کند؟ یک روز موضوع همجنس‌گرایی به محور یک گفت‌وگو تبدیل می‌شود؛ روز دیگر حضور چهره‌های موسیقی و رپرها در برنامه «گنگ» محل بحث می‌شود؛ در مقطعی نوع خاصی از گفت‌وگو و رفتار میهمان برنامه به بحث شبکه‌های اجتماعی تبدیل می‌شود و حالا اظهارات یک میهمان دیگر درباره حجاب و زنان نیز در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شود.

    ممکن است هرکدام از این موضوعات به‌تنهایی قابل بررسی و گفت‌وگو باشند؛ اما کنار هم گذاشتن آنها، یک سؤال بزرگ‌تر ایجاد می‌کند: آیا علی ضیاء در حال طراحی یک مدل رسانه‌ای بر مبنای شکستن تابوهاست؟ اگر پاسخ مثبت است، پرسش بعدی مهم‌تر خواهد بود: مرز این تابوشکنی کجاست؟

    زیرا رسانه‌ای که فقط برای «اوّل‌بودن در جنجال» مرزها را عقب می‌برد، دیر یا زود با این خطر مواجه می‌شود که خودِ جنجال جای محتوا را بگیرد.

    از علی ضیاء تا فریبا نادری؛ وقتی «ادایی‌ها» افکار عمومی را خراش می‌دهند

    پلتفرم عوض شده؛ مسئولیت رسانه‌ای نه

    یکی از خطاهای رایج این است که تصور شود با خروج یک چهره از تلویزیون و ورود او به فضای مجازی یا پلتفرم‌های دیگر، تمام قواعد حرفه‌ای رسانه نیز باید کنار گذاشته شود، این‌طور نیست، یوتیوب، شبکه نمایش خانگی، پادکست یا هر بستر دیگری، هرچقدر هم آزادی عمل بیشتری نسبت به تلویزیون داشته باشد، باز هم یک بستر رسانه‌ای است و سازنده برنامه در آن در برابر مخاطب مسئولیت دارد.

    اتفاقاً هرچه مخاطب جوان‌تر باشد، این مسئولیت سنگین‌تر است، اگر قرار باشد نسل نوجوان و جوان از یک سو با تولیدات رسمی مواجه شود و از سوی دیگر همان چهره‌های شناخته‌شده را در فضای مجازی ببیند که برای وایرال‌شدن از ادبیات و سوژه‌های جنجالی استفاده می‌کنند، این دوگانگی در نهایت به بی‌اعتمادی نسبت به رسانه منجر خواهد شد.

    نظارت؛ فقط وقتی جنجال بالا گرفت؟

    این میان، یک سؤال هم متوجه دستگاه‌های نظارتی است، وقتی یک چهره شناخته‌شده تلویزیونی وارد فضای مجازی می‌شود و محتوای او به‌طور مستمر در شبکه‌های اجتماعی بازتاب پیدا می‌کند، نظارت باید صرفاً پس از وایرال‌شدن یک کلیپ و شکل‌گیری موج اعتراض آغاز شود؟ یا اساساً باید سازوکار روشن‌تری برای مسئولیت‌پذیری تولیدکنندگان محتوای پرمخاطب وجود داشته باشد؟

    مسئله این نیست که هر برنامه‌ای که درباره موضوعات حساس حرف می‌زند، متوقف شود، اتفاقاً جامعه به گفت‌وگوی جدی درباره بسیاری از همین مسائل نیاز دارد، اما گفت‌وگوی آزاد با بی‌قاعدگی رسانه‌ای یکی نیست و نظارت هوشمند باید بتواند میان این دو تفاوت بگذارد.

    مسئله علی ضیاء فقط یک ویدئو نیست

    در نهایت، آنچه باید درباره برنامه «با ضیاء» مورد توجه قرار گیرد، یک کلیپ چنددقیقه‌ای نیست، مسئله، مسیری است که این‌برنامه طی می‌کند و مدلی از برنامه‌سازی است که در آن حاشیه می‌تواند به مهم‌ترین ابزار دیده‌شدن تبدیل شود. علی ضیاء سرمایه مهمی در اختیار دارد: شناخته‌شدن، تجربه اجرا و سال‌ها حضور در رسانه ملی، طبیعی است که از چنین چهره‌ای انتظار بیشتری وجود داشته باشد.

    تابوشکنی اگر به‌معنای طرح مسائل مغفول و شنیدن صداهای مختلف باشد، می‌تواند بخشی از رسالت رسانه باشد؛ اما اگر تابوشکنی صرفاً به‌معنای عبور از مرزها برای ساختن یک کلیپ وایرال باشد، دیگر نمی‌توان آن را نوآوری رسانه‌ای نامید، در چنین شرایطی، سؤال اصلی همچنان پابرجاست: آیا «با ضیاء» در حال بازکردن باب گفت‌وگو درباره مسائل دشوار جامعه است یا به‌تدریج در مسیر عادی‌سازی ادبیات و رفتارهای جنجالی برای کسب دیده‌شدن قرار گرفته است؟

    پاسخ این سؤال را نه یک کلیپ، بلکه مجموعه رفتارهای برنامه مورداشاره در طول زمان مشخص خواهد کرد، اما آنچه اکنون روشن است، این است که رسانه برای دیده‌شدن هرچقدر هم به حاشیه نیاز داشته باشد، در نهایت نباید خودِ حاشیه را جایگزین محتوا کند.

    انتهای پیام/+

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *