×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • تماشاگران فراموش‌شده امروز رویدادهای هنری/میلیشو می‌توانست اما …

  • کد نوشته: 73274
  • ۰۲ شهریور ۱۴۰۵
  • 10 بازدید
  • ۰
  • کودکان سهم اندکی از رویدادهای فرهنگی و هنری دارند؛ «میلیشو» تلاشی برای پر کردن این خلأ بود، اما…

    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در صحت این جمله شاید هرگز نباید شک کرد که کودکان در کشور ما کمترین سهم را از رویدادهای فرهنگی و هنری دارند. هر روز نمایش‌هایی در سالن‌های مختلف روی صحنه می‌روند، فیلم‌هایی در سینماها اکران می‌شوند، گالری‌ها در نقاط مختلف شهر نمایشگاه برگزار می‌کنند و کنسرت‌های مختلف در سالن‌های موسیقی به اجرا درمی‌آیند؛ اما سهم کودکان از این حجم گسترده فعالیت‌های فرهنگی و هنری، همچنان ناچیز است.

    علیرضا افتخاری تصادف کرد / حال استاد خوب است

     

    این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که کودکان امروز، بیش از نسل‌های گذشته به فضاهایی برای تجربه هنر، سرگرمی و حضور در رویدادهای فرهنگی نیاز دارند. کودکان امروز حتی کمترین فضاها را برای بازی و سرگرمی در اختیار دارند و همین موضوع، اهمیت توجه به رویدادهای فرهنگی ویژه این گروه سنی را دوچندان می‌کند.

    البته در میان انبوه رویدادهای هنری، برنامه‌هایی هم هستند که با هدف جذب کودکان و خانواده‌ها طراحی می‌شوند. یکی از این رویدادها، کنسرت کودک و خانواده «میلیشو» بود که جمعه 30 مردادماه 1405 در فرهنگسرای ارسباران روی صحنه رفت؛ اجرایی که قرار بود ساعاتی شاد و متفاوت را برای کودکان و خانواده‌هایشان رقم بزند.

    «میلیشو» برای کودکان چه داشت؟

    «میلیشو» گروهی به سرپرستی و خوانندگی میلاد ابدالی، ملقب به «عمو میلی»، است. در اجرای اخیر این گروه، خانواده‌های بسیاری همراه با کودکانشان به فرهنگسرای ارسباران آمده بودند؛ خانواده‌هایی که احتمالاً بخشی از هدفشان از حضور در چنین برنامه‌هایی، فراهم کردن ساعاتی خوش برای فرزندان، آشنایی آنها با موسیقی و ترانه و ایجاد فضایی برای شادی و نشاط کودکان است.

    از این منظر، «میلیشو» تا حدودی توانست به هدف خود نزدیک شود. حضور تعداد زیادی کودک در یک فضای مشترک، شور و هیجان خاصی به سالن داده بود و خودِ همین تجربه حضور در یک رویداد هنری می‌تواند برای کودکان اتفاقی ارزشمند باشد.

    اما در کنار این وجه مثبت، اجرای «میلیشو» با ضعف‌هایی همراه بود که نمی‌توان به‌سادگی از کنار آنها گذشت؛ به‌ویژه وقتی قرار است مخاطب اصلی یک برنامه، کودکان باشند.

    وقتی موسیقی کودک به گذشته پناه می‌برد

    یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف اجرا، کیفیت آثار تولیدشده توسط خود گروه بود. قطعاتی که «میلیشو» ساخته و اجرا می‌کرد، به نظر نمی‌رسید از کیفیت و جذابیت کافی برای جذب مخاطب کودک برخوردار باشند. شاید به همین دلیل بود که بخش قابل توجهی از اجرا به قطعات قدیمی و شناخته‌شده موسیقی کودک اختصاص داشت.

    «میلیشو» هر زمان که در جذب مخاطب با قطعات خود با مشکل مواجه می‌شد، به سراغ خاطره‌های آشنای موسیقی کودک می‌رفت؛ قطعاتی مانند «خونه مادربزرگه» و «آقای حکایتی».

    این وابستگی به آثار قدیمی، زمانی بیشتر به چشم آمد که در همین اجرای اخیر، قطعه «خونه مادربزرگه» سه بار و «آقای حکایتی» دو بار اجرا شد؛ تکراری که بیش از آنکه نشان‌دهنده تنوع یک برنامه کودک باشد، ضعف در طراحی محتوای مستقل و متناسب با مخاطب امروز را به ذهن می‌آورد.

    مسابقه‌هایی که بی‌نظمی را به صحنه آوردند

    بخش دیگری از اجرای «میلیشو» به مسابقه میان کودکان اختصاص داشت؛ بخشی که می‌توانست یکی از جذاب‌ترین قسمت‌های برنامه باشد، اما در عمل با بی‌نظمی همراه شد.

    تعداد زیادی از کودکان همزمان روی صحنه حاضر می‌شدند و ظاهراً کسی که مسئولیت مدیریت صحنه و سامان دادن به حضور آنها را برعهده داشته باشد، وجود نداشت. در نتیجه، بخش مسابقه به جای آنکه به تجربه‌ای سرگرم‌کننده و منظم برای کودکان تبدیل شود، گاه به صحنه‌ای شلوغ و آشفته تبدیل می‌شد.

    این نکته از آن جهت اهمیت دارد که یکی از چیزهایی که کودکان می‌توانند در رویدادهای فرهنگی و هنری بیاموزند، رعایت نظم، نوبت و احترام به دیگران است. برنامه‌ای که برای کودکان تولید می‌شود، فقط قرار نیست آنها را سرگرم کند؛ چنین برنامه‌ای می‌تواند به شکل غیرمستقیم بخشی از آموزش اجتماعی آنها را نیز برعهده بگیرد.

    از این منظر، بی‌نظمی در یک اجرای کودک، صرفاً یک ضعف اجرایی نیست؛ می‌تواند فرصتی از دست‌رفته برای آموزش غیرمستقیم کودکان باشد.

    مشکل بزرگ‌تر از «میلیشو» است

    با این حال، شاید مهم‌تر از نقد کیفیت یک اجرای مشخص، باید به مسئله‌ای بزرگ‌تر توجه کرد: چرا تعداد رویدادهای فرهنگی و هنری باکیفیت برای کودکان تا این اندازه کم است؟

    واقعیت این است که استقبال خانواده‌ها از برنامه‌هایی مانند «میلیشو» لزوماً به معنای رضایت کامل آنها از کیفیت اجرا نیست. گاهی مخاطب از یک برنامه استقبال می‌کند، چون گزینه‌های چندانی پیش روی او نیست. وقتی تعداد برنامه‌های مناسب کودکان محدود باشد، طبیعی است که خانواده‌ها از همان فرصت‌های اندک نیز استقبال کنند.

    مسئله کودک و نوجوان در عرصه فرهنگ و هنر، بسیار فراتر از برگزاری چند کنسرت، نمایش یا برنامه مناسبتی است. کودکان به رویدادهایی نیاز دارند که با شناخت دقیق از جهان آنها تولید شده باشد؛ برنامه‌هایی که موسیقی، نمایش، ادبیات و هنرهای تجسمی را نه صرفاً برای سرگرم کردن، بلکه با کیفیتی حرفه‌ای و متناسب با نیازهای این گروه سنی ارائه کنند.

    در چنین شرایطی، استقبال از یک کنسرت کودک نباید فقط به عنوان موفقیت برگزارکنندگان تلقی شود. این استقبال می‌تواند نشانه‌ای روشن از یک نیاز جدی باشد؛ نیازی که سال‌هاست کمتر به آن پاسخ داده شده است.

    کودکان امروز بیش از هر زمان دیگری به هنر نیاز دارند؛ به موسیقی خوب، نمایش خوب، بازی، خلاقیت و تجربه جمعی. اگر سهم آنها از این عرصه همچنان ناچیز بماند، نمی‌توان انتظار داشت نسل آینده ارتباط عمیقی با فرهنگ و هنر برقرار کند.

    «میلیشو» شاید توانست برای ساعاتی کودکان را کنار هم جمع کند و فضای شادی برای آنها بسازد، اما آنچه در این میان بیش از هر چیز به چشم می‌آید، نه فقط کاستی‌های یک اجرا، بلکه جای خالی برنامه‌های حرفه‌ای و باکیفیت برای کودکان است؛ جای خالی‌ای که باید جدی‌تر از همیشه پر شود.

    انتهای پیام/

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *