×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • بازتاب جنگ علیه ایران در رسانه‌ها/ کاخ سفید در تنگنای خطوط قرمز تهران

  • کد نوشته: 54226
  • ۰۸ خرداد ۱۴۰۵
  • 5 بازدید
  • ۰
  • از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی برای متجاوزان در حال آشکار شدن است.

    بازتاب جنگ علیه ایران در رسانه‌ها/ کاخ سفید در تنگنای خطوط قرمز تهران

    خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزاینده‌ای از بن‌بست راهبردی و شکست‌های میدانی و سیاسی برای طرف‌های متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانش‌آموزان بی‌گناه آغاز شد، به‌سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای پیدا کرده و واکنش‌های متفاوتی را در رسانه‌های بین‌المللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شد و درا دامه هم توسط ترامپ تمدید شد اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.

    رسانه‌های جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کرده‌اند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتاب‌ها می‌تواند تصویری روشن‌تر از وضعیت واقعی جنگ و چشم‌انداز آن ارائه دهد.

    رسانه های عربی و منطقه ای

    المیادین در مقاله ای تأکید کرد که بنیامین نتانیاهو به‌سادگی با نتایج مذاکرات آمریکا و ایران کنار نخواهد آمد و تلاش خواهد کرد هرگونه توافق احتمالی را ناکام بگذارد. نویسنده معتقد است هدف اصلی نتانیاهو تحقق «پیروزی مطلق» است؛ یعنی خلع سلاح کامل حماس، جهاد اسلامی و حزب‌الله و حتی تغییر نظام سیاسی ایران، و به همین دلیل او هیچ توافقی را که کمتر از این اهداف باشد نمی‌پذیرد.

    به باور نویسنده، نتانیاهو ابتدا می‌کوشد دونالد ترامپ را از امضای تفاهم‌نامه‌ای که گفته می‌شود میان واشنگتن و تهران در آستانه نهایی‌شدن است، منصرف کند و اگر موفق نشود، در مرحله بعد تلاش خواهد کرد روند اجرای آن را تخریب کند. او همچنان معتقد است که فشار نظامی بیشتر می‌تواند ایران را تضعیف یا حتی سرنگون کند و به همین دلیل سعی دارد ترامپ را به ورود به جنگی تازه علیه ایران ترغیب کند.

    در مقابل، ترامپ اکنون با فشارهای داخلی و خارجی روبه‌رو است. در داخل آمریکا بسیاری معتقدند جنگ با ایران بیشتر در خدمت منافع شخصی نتانیاهو بوده است تا منافع آمریکا. در سطح جهانی نیز بسته‌شدن تنگه هرمز موجب اختلال در اقتصاد و زنجیره تأمین جهانی شده و واشنگتن را به سمت راه‌حل‌های دیپلماتیک سوق داده است.

    بر اساس گزارش‌های رسانه‌ای، پیش‌نویس تفاهم شامل تمدید آتش‌بس، بازگشایی تنگه هرمز، کاهش تحریم‌ها، آزادسازی بخشی از دارایی‌های ایران و تعویق بررسی جزئیات پرونده هسته‌ای است. نتانیاهو این توافق را به سود ایران می‌داند، زیرا به تهران امکان می‌دهد منابع مالی و توان منطقه‌ای خود را بازسازی کند، بدون آنکه برنامه موشکی و نفوذ منطقه‌ای‌اش محدود شود.

    در پایان، نویسنده پیش‌بینی می‌کند که اگر نتانیاهو نتواند مانع امضای توافق شود، احتمالاً از طریق تشدید تنش در لبنان و حتی دامن‌زدن به بحران داخلی در این کشور، برای برهم‌زدن روند اجرای توافق تلاش خواهد کرد.

    روزنامه رأی الیوم در مقاله ای نوشت که برخلاف ادعاهای پیروزمندانه دونالد ترامپ، جنگ اخیر علیه ایران نه‌تنها دستاورد راهبردی روشنی برای ایالات متحده آمریکا نداشته، بلکه واشنگتن را با مشکلاتی عمیق‌تر روبه‌رو کرده است. نویسنده تأکید می‌کند که ایران همچنان بر خطوط قرمز خود، یعنی حفظ برنامه غنی‌سازی اورانیوم و کنترل تنگه هرمز، پافشاری می‌کند و جنگ نیز این معادله را تغییر نداده است

    در این گزارش آمده که ارتش آمریکا با تکیه بر تسلیحات بسیار پیشرفته و گران‌قیمت وارد نبرد شد؛سلاح‌هایی که تولید و جایگزینی آن‌ها زمان‌بر است. در مقابل، ایران از تاکتیک‌های نامتقارن شامل پهپادها، قایق‌های تندرو، مین‌های دریایی و موشک‌های ارزان‌قیمت استفاده کرده که تولید انبوه آن‌ها آسان‌تر است. نویسنده این وضعیت را به استفاده از «فراری در میدان تخریب خودروها» تشبیه می‌کند؛ یعنی آمریکا با تجهیزات پیچیده در برابر ابزارهای ساده اما پرشمار گرفتار شده است.

    مقاله می‌گوید ارزیابی‌های داخلی پنتاگون با سخنان ترامپ تفاوت جدی دارد. به‌رغم حملات آمریکا، ساختار نظامی پراکنده و انعطاف‌پذیر ایران آسیب تعیین‌کننده‌ای ندیده و حتی توانسته خود را بازسازی کند همچنین برخی تحلیلگران معتقدند تصمیم ورود به جنگ بیشتر تحت تأثیر فشارهای سیاسی و حمایت از اسرائیل بوده تا ضرورت نظامی.

    در ادامه، به نگرانی کشورهای عربی خلیج فارس اشاره می‌شود که از گسترش جنگ و آسیب‌پذیری تأسیسات نفتی و آب‌شیرین‌کن‌های خود هراس دارند. نویسنده نتیجه می‌گیرد که این جنگ ضعف ساختاری صنایع تسلیحاتی آمریکا، به‌ویژه در تأمین موشک‌ها، را آشکار کرده و واشنگتن اکنون میان پذیرش بن‌بست یا ورود به دور جدیدی از درگیری که نتیجه‌اش نامشخص است، گرفتار شده است.

    الجزیره در مقاله ای روابط ایران و آمریکا را در سال ۲۰۲۶ از منظر «مدیریت تنش» و «بازدارندگی متقابل» بررسی کرده و معتقد است که امکان دستیابی به یک توافق جامع و پایدار میان دو کشور بسیار محدود است. نویسنده با تکیه بر نظریه «واقع‌گرایی ساختاری» دو مانع اصلی را مطرح می‌کند: نخست، بحران عمیق بی‌اعتمادی که طی دهه‌ها در نتیجه تحریم‌ها، انقلاب، دخالت‌های سیاسی و تنش‌های امنیتی شکل گرفته و هر توافقی را در نگاه دو طرف به یک اقدام تاکتیکی و موقت تبدیل کرده است. دوم، تضاد بنیادین منافع راهبردی؛ آمریکا به دنبال حفظ برتری ژئوپلیتیکی و مهار نفوذ ایران است، در حالی که ایران بر استقلال راهبردی، بازدارندگی و گسترش نفوذ منطقه‌ای تأکید دارد.

    مقاله سه محور اصلی مذاکرات احتمالی را شامل پرونده هسته‌ای، تحریم‌های اقتصادی و نفوذ منطقه‌ای ایران می‌داند. تهران برنامه هسته‌ای را بخشی از بازدارندگی ملی خود تلقی می‌کند و خواهان حفظ چرخه کامل سوخت هسته‌ای است، در حالی که واشنگتن بر نظارت سختگیرانه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تأکید دارد. در حوزه اقتصادی نیز ایران رفع تحریم‌ها و اتصال مجدد به نظام مالی جهانی را مطالبه می‌کند، اما محدودیت‌های سیاسی داخلی آمریکا مانع لغو کامل تحریم‌ها می‌شود. در موضوع منطقه‌ای نیز اختلاف بر سر نقش ایران در لبنان، عراق و یمن همچنان یکی از پیچیده‌ترین موانع توافق است.

    نویسنده سه سناریو را برای آینده ترسیم می‌کند: نخست، «رکود مدیریت‌شده» که محتمل‌ترین گزینه است و بر پایه تفاهمات غیررسمی و کنترل تنش شکل می‌گیرد؛ دوم، «توافق مرحله‌ای شکننده» مشابه برجام اما محدودتر؛ و سوم، «گشایش راهبردی» که تحقق آن در کوتاه‌مدت بعید به نظر می‌رسد.

    در پایان، مقاله بر نقش چین، روسیه و به‌ویژه اسرائیل تأکید می‌کند. اسرائیل هرگونه تقویت ایران را تهدیدی وجودی می‌داند و از طریق جنگ سایه، عملیات اطلاعاتی و تخریب دیپلماتیک تلاش می‌کند مانع نزدیکی تهران و واشنگتن شود. نتیجه‌گیری مقاله این است که روابط دو کشور نه به سمت صلح پایدار، بلکه به سوی «آتش‌بس راهبردی شکننده» حرکت می‌کند.

    رسانه های چین و روسیه

    خبرگزاری شینهوا چین با انتشار تصویری اینفوگرافیک درباره هزینه‌های جنگ با ایران برای آمریکا، از افزایش فشارهای مالی و اقتصادی بر واشنگتن در نتیجه تداوم درگیری‌ها خبر داد.

    آن‌گونه که در این تصویر آمده است هزینه مستقیم نظامی آمریکا در جنگ با ایران تاکنون به حدود ۲۹ میلیارد دلار رسیده است؛ رقمی که شامل عملیات نظامی، استفاده گسترده از تسلیحات پیشرفته و هزینه‌های پشتیبانی می‌شود.

    بر اساس این اینفوگرافیک، ارتش آمریکا در جریان درگیری‌ها بیش از هزار موشک تاماهاوک به ارزش ۲.۶ میلیون دلار برای هر فروند شلیک کرده است. همچنین بین ۱۰۶۰ تا ۱۴۳۰ موشک پاتریوت با هزینه ۳.۹ میلیون دلار برای هر موشک و ۱۳۰ تا ۲۵۰ موشک رهگیر SM-۳ با قیمت ۲۸.۷ میلیون دلار مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

    شینهوا همچنین به پیامدهای اقتصادی جنگ برای شهروندان آمریکایی اشاره کرده و نوشته است که هزینه اضافی سوخت پرداختی توسط مردم آمریکا به حدود ۴۸.۸۱ میلیارد دلار رسیده و هر خانوار آمریکایی به طور متوسط ماهانه ۲۰۸ دلار هزینه بیشتری پرداخت می‌کند. قیمت بنزین در آمریکا نیز از کمتر از ۳ دلار پیش از جنگ به ۴.۵۵ دلار افزایش یافته و قیمت گازوئیل نیز از حدود ۳.۷۰ دلار به ۵.۶۵ دلار رسیده است.

    این تصویر همچنین از افزایش نرخ تورم به ۳.۸ درصد و بالا رفتن نرخ وام مسکن ۳۰ ساله از ۵.۹۸ درصد به ۶.۳۷ درصد خبر داده و پیش‌بینی کرده است که هزینه بلندمدت جنگ ممکن است به حدود یک تریلیون دلار برسد. شینهوا تأکید می‌کند که جنگ با ایران علاوه بر ابعاد نظامی، فشار گسترده‌ای بر اقتصاد آمریکا و زندگی روزمره شهروندان این کشور وارد کرده است.

    خبرگزاری راشاتودی همچنین در گزارشی تحلیلی نوشت که امارات متحده عربی با وجود اعلام بی‌طرفی در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، به‌تدریج در حال نزدیک شدن به نقش مستقیم در این درگیری است.

    به نوشته راشاتودی ابوظبی تلاش کرده توازن میان روابط اقتصادی با تهران، همکاری امنیتی با واشنگتن و مشارکت راهبردی با اسرائیل را حفظ کند، اما تشدید جنگ این موازنه را به شدت تحت فشار قرار داده است.

    بر اساس این تحلیل، ایران دیگر ادعای بی‌طرفی امارات را باور ندارد، زیرا ابوظبی همچنان یکی از متحدان اصلی آمریکا در خلیج فارس و شریک اسرائیل در توافق ابراهیم به شمار می‌رود. گزارش همچنین به اختلاف قدیمی ایران و امارات بر سر جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک اشاره می‌کند و می‌نویسد این پرونده اکنون دوباره به یکی از محورهای تنش تبدیل شده است.

    راشاتودی با اشاره به گزارش‌هایی درباره سفر محرمانه بنیامین نتانیاهو و همچنین مقام‌های اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل به امارات، تاکید می‌کند که این تماس‌ها از نگاه تهران نشانه هماهنگی پنهان ابوظبی با اسرائیل و آمریکا علیه ایران است.

    در ادامه این گزارش آمده که اسرائیل در ایام جنگ سامانه پدافندی «گنبد آهنین» و نیروهای نظامی برای پشتیبانی از امارات اعزام کرده و این اقدام در تهران به عنوان ادغام امارات در ساختار نظامی اسرائیل در منطقه تعبیر می‌شود.

    این گزارش همچنین از فشارهای مالی علیه شبکه‌های اقتصادی مرتبط با ایران در امارات سخن می‌گوید و می‌نویسد محدود شدن کانال‌های مالی ایران، از نگاه تهران بخشی از جنگ اقتصادی علیه جمهوری اسلامی است.

    به نوشته راشاتودی، بزرگ‌ترین نگرانی امارات آن است که به‌صورت تدریجی و نه ناگهانی، وارد جنگ شود؛ روندی که از همکاری اطلاعاتی و نظامی آغاز شده و می‌تواند در نهایت ابوظبی را به یکی از طرف‌های مستقیم درگیری تبدیل کند. این گزارش هشدار می‌دهد که هرگونه گسترش جنگ می‌تواند امنیت اقتصادی، زیرساخت‌های انرژی و جایگاه تجاری امارات را به شدت تهدید کند.

    خبرگزاری راشاتودی روسیه در گفت‌وگو با علی باقری، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، گزارش داد که تهران رویکرد آمریکا در مذاکرات را «غیرواقع‌بینانه» و مبتنی بر فشار و تهدید می‌داند. باقری که برای شرکت در یک کنفرانس امنیتی به مسکو سفر کرده بود، در این مصاحبه تاکید کرد واشنگتن پس از ناکامی در دستیابی به اهداف خود از طریق اقدام نظامی، اکنون با طرح خواسته‌های «غیرقابل قبول» تلاش می‌کند ایران را تحت فشار قرار دهد.

    به گفته باقری، مطالبات آمریکا در مذاکرات نشان می‌دهد مقام‌های این کشور «از واقعیت‌های منطقه و شرایط ایران فاصله گرفته‌اند». او افزود جمهوری اسلامی همواره از «صلح از طریق گفت‌وگو و مذاکره» حمایت کرده، اما ایالات متحده به جای دیپلماسی، سیاست «صلح از مسیر زور، تجاوز و خشونت» را دنبال می‌کند.

    معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران همچنین به موضوع تنگه هرمز اشاره کرد و گفت در پی حملات هوایی آمریکا و اسرائیل، ایران عبور کشتی‌های متعلق به کشورهای «متخاصم» را محدود کرده است. او تاکید کرد که جایگاه و کنترل تنگه هرمز برای امنیت ملی ایران اهمیت حیاتی دارد و تهران حق خود برای مدیریت تردد دریایی و دریافت عوارض را محفوظ می‌داند.

    باقری در بخش دیگری از سخنانش، آمریکا و اسرائیل را عامل اصلی بی‌ثباتی در منطقه معرفی کرد و گفت حضور نظامی این دو مانعی برای تحقق صلح و امنیت در خلیج فارس است. او همچنین تاکید کرد روابط ایران با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با مشکلی مواجه نیست و تنش‌های موجود ناشی از سیاست‌های واشنگتن است.

    به نوشته راشاتودی این مقام ایرانی در حالی این اظهارات را مطرح کرد که با وجود اعلام برخی مقام‌های آمریکایی درباره نزدیک شدن دو طرف به یک توافق اولیه، همچنان اختلافات جدی میان تهران و واشنگتن بر سر شروط مذاکرات پابرجاست و هر دو طرف، دیگری را به طرح خواسته‌های غیرقابل پذیرش متهم می‌کنند.

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *