×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • چگونه آیت‌الله رئیسی هرم فوکو را وارونه کرد؟

  • کد نوشته: 53691
  • ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
  • 4 بازدید
  • ۰
  • برای فهم دگرگونی نظری، باید ابتدا به نقد ساختار بروکراسی مدرن پرداخت.

    چگونه آیت‌الله رئیسی هرم فوکو را وارونه کرد؟
    فرهنگی

     به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، زیست‌جهان نسل جدید، زیست‌جهان ستیز با «امر صلب» است. نسل زد بیش از هر چیز با حسگرهای تیز خود در برابر هرگونه اقتدارگرایی پنهان و آشکار مدرن، گارد می‌گیرد. برای نسلی که ساختارهای سیاسی، رسانه‌ای و بروکراتیک جهان را ماشین‌های غول‌پیکری برای «رام‌سازی» و تبدیل انسان به یک شماره یا سوژه منفعل می‌داند، امر سیاسی سنتی چیزی جز ملال و فریب نیست. در فضای فکری امروز، نظریه‌های انتقادی از میشل فوکو تا ژاک رانسیر به ما آموخته‌اند که دولت‌های مدرن، چه در دموکراسی‌های صوری غربی و چه در ساختارهای تکنوکرات شرق، از طریق «زیست‌سیاست» و تکنیک‌های انضباطی، به دنبال تولید «سوژه مطیع» هستند؛ شهروندی که تصور می‌کند فاعلیت دارد، اما در واقع، تنها یک مصرف‌کننده منزوی در شبکه پیچیده بروکراسی است. در چنین انسداد اندیشه‌ای بزرگی، شهادت آیت‌الله رئیسی و مدل حکمرانی او پدیده‌ای را پیش چشم ما می‌آیند که فراتر از تجلیل‌های مرسوم سیاسی، نیازمند یک واسازی و تبارشناسی فلسفی است. شهید رئیسی ناخودآگاه یا به اتکای مبانی کلامی خود، دست به یک جراحی رادیکال در مفهوم قدرت زد؛ وارونه کردن هرم سوژگی مدرن از طریق احیای مفهوم بنیادین و فراموش‌شده «ولی‌نعمت».

    برای فهم این دگرگونی نظری، باید ابتدا به نقد ساختار بروکراسی مدرن پرداخت. بروکراسی، تبلور عقلانیت ابزاری است؛ سیستمی که برای حفظ خود، میان حاکم و امر واقع، دیوار می‌کشد. در این مدل، «پشت‌میزنشینی» صرفاً یک پوزیشن اداری نیست، بلکه یک موضع معرفت‌شناختی است. حاکم پشت‌میزنشین، جامعه را از طریق گزارش‌ها، آمارها و نمودارها می‌بیند؛ یعنی از طریق امر فیک و بازنمایی‌شده. در این فضا، رابطه قدرت با توده‌ها، رابطه‌ای مکانیکی و از بالا به پایین است. اما آنچه در الگوی رفتاری شهید رئیسی رخ داد و عنوان «جمهور خط‌شکن» را معنا کرد، شکستن این نظم شیشه‌ای به نفع «پدیدارشناسی حضور» بود. حضور بدنمند و بی‌واسطه آیت‌الله رئیسی در جغرافیای پیرامون، لزوماً یک رفتار پوپولیستی برای جلب رای نبود، بلکه یک عصیان معرفتی علیه «سیاست بازنمایی» بود. وقتی حاکم، تن خود را به متن توده‌ها می‌برد و بروکراسی را دور می‌زند، در واقع در حال خلع سلاح کردن ماشین منجمد اداری است که می‌خواهد انسان‌ها را در کشوهای خود بایگانی کند. شهید رئیسی با این حرکت، میدان را بر اتاق‌های دربسته ترجیح داد و این همان چیزی است که نسل جدید به دنبال آن است: عبور از فیلترهای تصنعی و رسیدن به اصالت عریان.

    اما هسته سخت اندیشه‌ای این رویکرد در دگرگونی مفهوم «سوژه» (Subject) نهفته است. در تئوری‌های مدرن، قدرت همواره به دنبال حفظ فاصله خود با جامعه است تا بتواند هژمونی خود را اعمال کند. در مقابل، ادبیات کلامی – سیاسی اسلام با طرح کلیدواژه «ولی‌نعمت» برای مردم، یک آنومالی و استثنای بزرگ در فلسفه سیاسی جهان ایجاد می‌کند. ولی‌نعمت یعنی کسی که صاحب حق، واجد نعمت و فراتر از آن، «علت غایی» وجود کارگزار است. در هرم قدرت وارونه‌شده، این حاکم نیست که به جامعه تشخص و هویت می‌دهد، بلکه توده‌های مردم هستند که به حاکمیت مشروعیت و معنا می‌بخشند. آیت‌الله رئیسی با برجسته کردن عملی این مفهوم، از مدل «دولت به مثابه قیم» به سمت «دولت به مثابه خادم» حرکت کرد. شهید رئیسی با ایستادن در نقش کارگزار مردم، سوژه‌زدایی از توده‌ها را متوقف کرد. در نگاه او، مردم دیگر ابژه‌هایی نبودند که باید روی آن‌ها «حکمرانی» شود، بلکه کارگزاران و فاعلان اصلی (Agents) میدان بودند. برای نسل زد که به شدت ضد اقتدار (Anti-authoritarian) است و هرگونه نگاه قیم‌مآبانه را پس می‌زند، این مدل از قدرت که در آن هرم سلطه به دست رئیسی شکسته می‌شود و حاکم در ترازِ پاسخگویی و خاکساری در برابر جامعه قرار می‌گیرد، یک افق رهایی‌بخش و متمایز است.

    این دگرگونی در مفهوم قدرت که شهید رئیسی آن را زیست می‌کرد، مستقیماً بر روان‌شناسی اجتماعی و کاهش خشونت ساختاری تاثیر می‌گذارد. فیلسوفانی چون هان برایونگ چول معتقدند که خشونت در عصر مدرن، از حالت فیزیکی به حالت روانی و درونی تغییر شکل داده و خود را به صورت «ملال»، «انزوا» و «خستگی مفرط» نشان می‌دهد؛ چرا که سوژه مدرن احساس می‌کند در برابر ماشین صلب ساختارها کاملاً بی‌قدرت و بی‌فایده است. وقتی جامعه احساس کند که صدای او، حضور او و اراده او هیچ طنینی در اتاق‌های دربسته تصمیم‌گیری ندارد، به سمت انزوای پرخاشگرانه یا بی‌تفاوتی ویرانگر کوچ می‌کند. مدل حکمرانی میدانی آیت‌الله رئیسی با به رسمیت شناختن «حق الناس» در عریان‌ترین شکل آن یعنی دسترسی مستقیم به حاکم، کانال‌های مسدودشده ارتباطی را باز کرد. نگاه رئیسی، ملال سیاست را شست. سیاست خسته‌کننده و اتوکشیده که در لابی‌های تاریک شکل می‌گیرد، در شیوه مدیریتی او جای خود را به سیاستی پویا، پرتحرک و آمیخته با گوشت و پوست واقعیت داد. اینجاست که امید، دیگر یک تزریق روانی یا یک شعار تبلیغاتی نیست، بلکه به مثابه یک «پروژه اخلاقی و وجودی» متولد می‌شود. امیدی که از دل اعتراف به محدودیت‌ها و «نشدن‌های صادقانه» برمی‌آید، نه از دل وعده‌های فانتزی تکنوکرات‌ها.

    نسل جدید جهان را از دریچه «اصالت» (Authenticity) قضاوت می‌کند. این نسل به سرعت تفاوت میان یک رفتار نمایشی (Performance) روتوش‌شده را با یک حقیقت زیسته‌شده متوجه می‌شود. آنچه در پدیده شهید رئیسی برای این بخش از جامعه جلب توجه می‌کند، ترنسندنس یا تعالی اخلاقی در بستر سیاست است. در جهانی که ماکیاولیسم و فایده‌گرایی مطلق، زبان مشترک سیاست‌مداران است، ظهور منش آیت‌الله رئیسی که سیاست را به عنوان امتداد سلوک معنوی و اخلاقی خود می‌دید، یک گسست جدی بود. در دیدگاه شهید رئیسی، قدرت ابزاری برای تسلط نبود، بلکه بار سنگینی از مسئولیت وجودی و الهی بود. این معنویت فردی وقتی در کارنامه رئیسی به کنشگری سیاسی متصل شد، یک «تئولوژی رهایی‌بخش» کارآمد ساخت که دیگر با برچسب‌های راست و چپ سنتی قابل تحلیل نیست. این مدل، پاسخ به همان عطش پنهان نسل جدید برای یافتن معنا در عصری است که همه چیز در آن کالاانگاری و مبتذل شده است.

    در نهایت، این یادداشت به دنبال بت‌سازی از یک فرد نیست، بلکه به دنبال تئوریزه کردن یک «امکان» است؛ امکان رهایی از قفس آهنین بروکراسی تکنوکراتیک که با الگوی آیت‌الله رئیسی محقق شد. شهادت شهید رئیسی، مهر تاییدی بر این حقیقت بود که این الگوی حکمرانی، نه یک مانور سیاسی موقت، بلکه یک انتخاب اگزیستانسیال تا پای جان بود. «جمهور خط‌شکن» یعنی بازگشت به فاعلیت توده‌ها، یعنی فروریختن دیوارهای بلورینِ حکمرانیِ پشت‌میزنشین و بازتعریف قدرت به عنوان مسئولیت اخلاقی در برابر ولی‌نعمتان. برای نسل عصیان‌گر امروز که کلان‌روایت‌های غربی و شرقی قدرت را به بن‌بست رسیده می‌بیند، الگوی خط‌شکنانه و ضد ساختار رئیسی، می‌تواند مانیفست جدیدی برای تامل باشد؛ دعوتی برای اندیشیدن به سیاستی که در آن، کرامت انسان نه یک بیانیه فانتزی در سازمان‌های بین‌المللی، بلکه حقیقت جاری در کف میدان و در میان دورافتاده‌ترین جغرافیاهاست. شهید رئیسی نشان داد که می‌توان در عصر سیطره ماشین، انسانی، اخلاقی و خط‌شکنانه حکومت کرد و این، بزرگترین میراث نظری او برای آینده است.

    یادداشت از محمدکرمی نیا
    انتهای پیام/

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *