×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • شکست راهبرد جنگی آمریکا مقابل ایران چگونه رقم خورده است؟

  • کد نوشته: 50978
  • ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
  • 6 بازدید
  • ۰
  • ترامپ اکنون در برابر یکی از دشوارترین چالش‌های دوران سیاسی خود قرار گرفته است. او با موج فزاینده انتقادهای داخلی، نگرانی‌های اقتصادی و مخالفت‌های سیاسی روبه‌رو است.

    شکست راهبرد جنگی آمریکا مقابل ایران چگونه رقم خورده است؟

    خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: در حالی که سنای آمریکا روز سه‌شنبه تحت فشار افکار عمومی و پیامدهای جنگ شکست‌خورده ترامپ علیه ایران به قطعنامه‌ای رأی داد که هدف آن محدود کردن اختیارات جنگی دونالد ترامپ در قبال ایران است، اعتراض‌ها به ماجراجویی رئیس‌جمهور آمریکا همچنان ادامه دارد. «رافائل وارناک» سناتور دموکرات آمریکایی نیز در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «سنا گام مهمی در مسیر پایان دادن به جنگ غیرقانونی ترامپ علیه ایران برداشته است. این جنگ به شدیدترین شکل شکست خورده و من همچنان این رئیس‌جمهور را پاسخگو نگه خواهم داشت.

    افزایش انتقادات از کاخ سفید

    مواضع اخیر سناتورهای آمریکایی و افزایش حجم انتقادها در رسانه‌های این کشور نشان می‌دهد برخلاف تصور اولیه کاخ سفید، ورود واشنگتن به جنگ نه تنها دستاورد راهبردی مشخصی برای آمریکا به همراه نداشته، بلکه به سرعت به یکی از مهم‌ترین بحران‌های سیاسی داخلی برای دولت ترامپ تبدیل شده است. آنچه اکنون در فضای سیاسی آمریکا دیده می‌شود صرفا یک اختلاف حزبی میان جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها نیست، بلکه بازتاب نگرانی عمیق بخشی از ساختار سیاسی آمریکا نسبت به گرفتار شدن دوباره این کشور در یک جنگ فرسایشی و پرهزینه در غرب آسیاست؛ جنگی که می‌تواند تبعات آن سال‌ها بر اقتصاد، امنیت و جایگاه جهانی آمریکا سایه بیندازد.

    ترامپ در آغاز این درگیری تلاش کرد حملات نظامی علیه ایران را به عنوان نمایشی از قدرت و بازگشت «بازدارندگی آمریکایی» معرفی کند. او و حلقه نزدیک به وی تصور می‌کردند فشار نظامی سنگین می‌تواند ایران را وادار به عقب‌نشینی کرده و همزمان جایگاه داخلی رئیس‌جمهور آمریکا را نیز تقویت کند. اما سیر تحولات نشان داد محاسبات کاخ سفید با واقعیت‌های میدانی فاصله زیادی داشته است. نه تنها اهداف اعلامی آمریکا محقق نشد، بلکه افزایش ناامنی در منطقه، بالا رفتن هزینه‌های اقتصادی، تهدید منافع آمریکا و نگرانی متحدان واشنگتن موجب شد فضای داخلی آمریکا به تدریج علیه ادامه جنگ شکل بگیرد.

    افکار عمومی آمریکا هنوز خاطره جنگ‌های پرهزینه عراق و افغانستان را فراموش نکرده است. دو جنگی که هزاران میلیارد دلار هزینه روی دست واشنگتن گذاشت و در نهایت نیز دستاورد روشنی برای آمریکا نداشت. اکنون بسیاری از سیاستمداران آمریکایی نگران هستند که ترامپ بار دیگر ایالات متحده را وارد مسیری کند که پایان آن نامشخص و هزینه‌های آن بسیار سنگین باشد. به همین دلیل است که حتی بخشی از جریان‌های سیاسی داخل آمریکا که در گذشته از سیاست فشار علیه ایران حمایت می‌کردند، امروز نسبت به ادامه جنگ هشدار می‌دهند.

    تبعات اقتصادی جنگ برای آمریکا

    مسئله مهم دیگر، تبعات اقتصادی جنگ برای آمریکا است. افزایش تنش در غرب آسیا همواره یکی از عوامل بی‌ثباتی در بازارهای انرژی و اقتصاد جهانی بوده است. همزمان با گسترش درگیری‌ها، نگرانی‌ها درباره افزایش قیمت نفت، اختلال در تجارت جهانی و فشار بیشتر بر اقتصاد آمریکا افزایش یافته است. این مسئله به ویژه در شرایطی که اقتصاد آمریکا با مشکلاتی همچون تورم، بدهی سنگین و نارضایتی اجتماعی روبه‌رو است، به یک تهدید سیاسی جدی برای ترامپ تبدیل شده است. بسیاری از تحلیلگران آمریکایی معتقدند ادامه جنگ می‌تواند فشار اقتصادی بر شهروندان آمریکایی را افزایش داده و به کاهش محبوبیت رئیس‌جمهور منجر شود.

    از سوی دیگر، بخشی از نخبگان سیاسی و امنیتی آمریکا نگران هستند که ادامه درگیری با ایران، واشنگتن را وارد بحرانی گسترده‌تر در سطح منطقه کند. ایران طی سال‌های گذشته نشان داده که توانایی مدیریت جنگ‌های فرسایشی و پاسخ نامتقارن را دارد و هرگونه درگیری طولانی‌مدت می‌تواند دامنه ناامنی را در کل منطقه گسترش دهد. همین مسئله باعث شده بسیاری از مقام‌های پیشین آمریکایی نسبت به پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی این جنگ هشدار دهند. آن‌ها معتقدند آغاز جنگ ممکن است ساده باشد اما پایان دادن به آن بسیار دشوار خواهد بود.

    افزایش شکاف در ساختار سیاسی

    در این میان، تصویب قطعنامه محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ در سنا، بیش از هر چیز نشانه افزایش شکاف در داخل ساختار سیاسی آمریکاست. سناتورهای مخالف ترامپ تلاش دارند این پیام را منتقل کنند که رئیس‌جمهور آمریکا نمی‌تواند بدون نظارت و موافقت نهادهای قانونی، کشور را وارد جنگی بزرگ کند. این مسئله نشان می‌دهد حتی در داخل حاکمیت آمریکا نیز نگرانی نسبت به تصمیمات غیرقابل پیش‌بینی ترامپ افزایش یافته است. بسیاری از منتقدان معتقدند رئیس‌جمهور آمریکا با رویکردی احساسی و شخصی، امنیت ملی این کشور را وارد یک قمار خطرناک کرده است.

    همزمان رسانه‌های آمریکایی نیز به تدریج لحن انتقادی‌تری نسبت به جنگ پیدا کرده‌اند. در هفته‌های اخیر گزارش‌ها و تحلیل‌های متعددی درباره هزینه‌های جنگ، ناتوانی آمریکا در دستیابی به اهداف خود و احتمال گسترش بحران منتشر شده است. حتی برخی رسانه‌های نزدیک به جمهوری‌خواهان نیز نسبت به ادامه این روند ابراز نگرانی کرده‌اند. این تغییر فضای رسانه‌ای نشان می‌دهد جنگ برخلاف انتظار ترامپ، نتوانسته اجماع سیاسی و اجتماعی لازم را در آمریکا ایجاد کند.

    نکته قابل توجه این است که بخشی از نگرانی‌ها در واشنگتن به جایگاه بین‌المللی آمریکا بازمی‌گردد. بسیاری از تحلیلگران آمریکایی معتقدند ورود به یک جنگ جدید در غرب آسیا در شرایطی که آمریکا با رقابت سنگین با چین و روسیه مواجه است، می‌تواند تمرکز راهبردی واشنگتن را مختل کند. از نگاه آن‌ها، گرفتار شدن در یک بحران طولانی در منطقه نه تنها توان آمریکا را تحلیل می‌برد، بلکه فرصت بیشتری در اختیار رقبای بین‌المللی این کشور قرار می‌دهد تا نفوذ خود را افزایش دهند.

    هراس فزاینده از تکرار اشتباهات راهبردی گذشته

    در واقع، آنچه امروز در آمریکا مشاهده می‌شود نوعی هراس فزاینده از تکرار اشتباهات راهبردی گذشته است. تجربه عراق و افغانستان هنوز به عنوان نمادی از شکست سیاست‌های مداخله‌جویانه آمریکا در ذهن جامعه و نخبگان سیاسی این کشور باقی مانده و اکنون بسیاری بیم آن دارند که جنگ با ایران به بحرانی حتی پیچیده‌تر تبدیل شود. ایران برخلاف برخی کشورهای منطقه، از ظرفیت‌های گسترده سیاسی، امنیتی و منطقه‌ای برخوردار است و همین مسئله هرگونه درگیری را برای آمریکا پرهزینه و غیرقابل پیش‌بینی می‌کند.

    ترامپ اکنون در برابر یکی از دشوارترین چالش‌های دوران سیاسی خود قرار گرفته است. او از یک سو تلاش می‌کند تصویر یک رئیس‌جمهور قدرتمند و قاطع را حفظ کند و از سوی دیگر با موج فزاینده انتقادهای داخلی، نگرانی‌های اقتصادی و مخالفت‌های سیاسی روبه‌رو است. ادامه جنگ می‌تواند فشارها علیه او را تشدید کند و حتی موقعیت سیاسی‌اش را در داخل آمریکا با تهدید جدی مواجه سازد. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند کاخ سفید در روزهای آینده ناچار خواهد شد میان ادامه ماجراجویی نظامی و پذیرش واقعیت‌های سیاسی داخلی آمریکا یکی را انتخاب کند.

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *