×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • ایران، حرم است؛ یک باور دینی یا یک ساختار اجتماعی؟

  • کد نوشته: 47581
  • ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
  • 4 بازدید
  • ۰
  • محمد معرفت گفت:قداست‌بخشی در همه جوامع وجود دارد، مشکل زمانی رخ می‌دهد که ساختارهای نقدپذیر در کنار آن نباشند.

    ایران، حرم است؛ یک باور دینی یا یک ساختار اجتماعی؟
    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، محمد معرفت دانشیار گروه معارف دانشگاه آزاد واحد تهران شمال و مدیرکل امور اساتید معارف این دانشگاه در گفت گو با سرویس فرهنگی تسنیم به بیان این نکته پرداخته است که در فضای سیاسی و اجتماعی ایران، عباراتی مانند ایران حرم است یا نظام جمهوری اسلامی مقدس است بارها به کار رفته است. برخی این مفاهیم را ریشه در باورهای دینی و عاطفی می‌دانند، و برخی دیگر نگران آن هستند که این قداست‌بخشی مانع از نگاه واقع‌بینانه به مسائل و چالش‌های کشور شود. برای بررسی علمی این موضوع با دکتر محمد معرفت، دانشیار گروه معارف دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال و مدیرکل امور اساتید معارف این دانشگاه، به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

    تسنیم:  ابتدا بفرمایید اصلاً «قداست‌بخشی» در علوم اجتماعی به چه معناست و چرا جوامع به آن نیاز پیدا می‌کنند؟

    در علوم اجتماعی، به ویژه در آثار کلاسیک جامعه‌شناسی افرادی مانند امیل دورکیم، میرچا الیاده و ماکس وبر، قداست‌بخشی به فرایندی گفته می‌شود که طی آن یک پدیده عادی و روزمره – مانند یک سرزمین، یک قانون، یک پرچم، یک رهبر یا یک نهاد  از فضای معمولی خارج شده و در جایگاهی قرار می‌گیرد که مردم نسبت به آن احترام ویژه، وفاداری و گاهی تسلیم عاطفی نشان می‌دهند. این پدیده سه ویژگی اصلی دارد که عبارتند از؛ غیرقابل لمس یا نقد کمتر»،«بار عاطفی شدید» و «نقش هویتی و انسجام‌بخش» است.

    تسنیم: پس این پدیده فقط مختص ایران یا جوامع دینی نیست؟

    دقیقاً. این اشتباه رایجی است که گمان می‌کنیم قداست‌بخشی فقط در حوزه دین رخ می‌دهد و در حالی که همه جوامع حتی سکولارترین کشورها، نمادهای مقدس خود را دارند. پرچم یک کشور، قانون اساسی، ارتش ملی، یک رهبر تاریخی یا حتی تیم ملی فوتبال می‌توانند «مقدس» تلقی شوند. در ایالات متحده، پرچم کهنه را با احترام سوزانده می‌شود؛ در فرانسه، توهین به ارتش یا نمادهای جمهوری جرم محسوب می‌شود که این­ها نشانه‌های قداست‌بخشی ملی است.

    تسنیم: چرا جوامع به چنین پدیده‌ای نیاز دارند؟

     بر اساس پژوهش‌های جامعه‌شناختی دست‌کم چهار کارکرد اصلی برای قداست‌بخشی می‌توان برشمرد: نخست، ایجاد انسجام اجتماعی و وحدت هویتی؛ در جوامع بزرگ و متکثر نمادهای مقدس مانند چسبی عمل می‌کنند که افراد مختلف را با تفاوت‌های قومی، طبقاتی و سیاسی کنار هم نگه می‌دارند. دورکیم در کتاب «صور بنیانی حیات دینی» به وضوح نشان می‌دهد که جوامع مدرن نیز به نوعی «دین مدنی» نیاز دارند.

    دوم، تولید مرز میان خودی و غیرخودی؛ در نظریه گفتمان اندیشمندانی مانند ارنستو لاکلائو و شانتال موفه توضیح می‌دهند که هویت هر جمعی از طریق تمایز با دیگری شکل می‌گیرد. قداست‌بخشی به نمادهای ملی، یک مرز معنایی میان ما و آن ها ایجاد می‌کند که به تقویت وفاداری داخلی کمک می‌کند.

    سوم، تقویت مشروعیت نمادین؛ ماکس وبر سه نوع مشروعیت را مطرح کرد: عقلانی-قانونی، سنتی و کاریزماتیک. قداست‌بخشی به نهادها و نمادها، گونه­ای از مشروعیت سنتی و عاطفی را تقویت می‌کند که فراتر از کارآمدی روزمره عمل می‌کند.

    چهارم، کارکرد دفاعی-امنیتی. آنتونی اسمیت در کتاب هویت ملی نشان می‌دهد که در دوره‌های بحران، جنگ یا تهدید خارجی، ملت‌ها به نمادهای مقدس خود پناه می‌برند تا مقاومت و تاب‌آوری اجتماعی را افزایش دهند.

    تسنیم: حالا به شبهه اصلی برگردیم. در ایران عباراتی مانند «ایران حرم است» یا «نظام مقدس جمهوری اسلامی» شنیده می‌شود. از نظر علمی، این عبارات چه کارکردی دارند؟

     این عبارات را می‌توان نمون‌هایی از قداست‌بخشی سرزمینی و قداست‌بخشی نهادی در نظر گرفت. حرم در فرهنگ ایرانی-اسلامی مفهومی بسیار عمیق دارد که با امنیت، احترام، حریم و در برخی باورها، پیوند با عالم قدسی همراه است. وقتی گفته می‌شود ایران حرم است در واقع به ایران یک ویژگی غیرعادی» و مقدس نسبت داده می‌شود که فراتر از یک سرزمین معمولی است که این می‌تواند حس تعلق، فداکاری و دفاع جمعی را تقویت کند. همچنین نظام مقدس بودن نیز به معنای قرار دادن نظام سیاسی در جایگاهی است که نقد ساده و روزمره آن با احتیاط بیشتری همراه می‌شود. البته تأکید می‌کنم که این پدیده در همه نظام‌های سیاسی جهان، با نمادهای متفاوت، دیده می‌شود.

    تسنیم: نقد اصلی که به این نوع قداست‌بخشی وارد می‌شود، این است که می‌تواند مانع از نگاه واقع‌بینانه به مشکلات و چالش‌های کشور شود. نظر شما چیست؟

     این نقد کاملاً جدی و قابل تأمل است. در ادبیات علمی، دو حالت متفاوت برای قداست‌بخشی وجود دارد:حالت اول: اگر در کنار نمادهای مقدس، ساختارهای نقدپذیر ، پاسخ‌گو و شفاف وجود داشته باشند، مانند پارلمان مستقل، مطبوعات آزاد، نهادهای نظارتی و رویه‌های قضایی عادلانه  آن گاه قداست‌بخشی عمدتاً کارکرد هویتی و انسجام‌بخش خواهد داشت و مانع اصلاح‌گری نمی‌شود. برای نمونه در بسیاری از کشورها ارتش نماد مقدس ملی تلقی می‌شود در عین حال نهادهای مدنی و پارلمان می‌توانند بودجه، مأموریت‌ها و حتی رفتار فرماندهان را نقد و بررسی قانونی کنند. در این وضعیت، نماد مقدس و نقد سیاست دو حوزه جداگانه و بدون تعارض هستند.

    حالت دوم: اما اگر ساختارهای نقدپذیری ضعیف باشند، یا اگر قداست‌بخشی به گونه‌ای باشد که هر گونه پرسش و نقد را نه به عنوان اصلاح‌طلبی بلکه به عنوان توهین به مقدسات تلقی کند، آن گاه ممکن است تابوی سیاسی شکل بگیرد. در نظریه مهندسی قانون اساسی جیووانی سارتوری هم به این پدیده اشاره شده است که بیش‌ازحد مقدس‌انگاری نهادهای سیاسی، می‌تواند به قانون‌گریزی و عدم شفافیت منجر شود.

    بنابراین مشکل اصلی نه در خود قداست‌بخشی، بلکه در نبود تعادل میان نمادهای مقدس و نهادهای پاسخ‌گو است. اگر مردم و مسئولان بدانند که نقد یک سیاست یا عملکرد، به معنای تخطئه سرزمین یا نظام نیست آن گاه هم حرمت حفظ می‌شود و هم زمینه اصلاح فراهم می‌آید.

    تسنیم: آیا نمونه‌های تاریخی از موفقیت تعادل میان این دو را سراغ دارید؟

     بله. آلمان پس از جنگ جهانی دوم توانست با حفظ نمادهایی از هویت ملی خود مانند قانون اساسی موسوم به قانون اساسی بُن و سپس «قانون اساسی برلین» همزمان نهادهای پاسخ‌گوی قوی و فرهنگی از خودانتقادی ایجاد کند. یا حتی در کشور خودمان، در دهه‌های اول انقلاب، مراجع و امام خمینی(ره) خود بارها بر نقد منصفانه و ناصحان امین  تأکید داشتند و به نظر می‌رسد مسئله میزان گشودگی ساختارهای نقد و نظارت است، نه ذات قداست‌بخشی­ست.

    تسنیم: به عنوان سخن پایانی، اگر بخواهید جمع‌بندی کنید، چه می‌گویید؟

     جمع‌بندی من برگرفته از آرای اندیشمندانی است که در این حوزه پژوهش کرده‌اند (دورکیم، الیاده، وبر، لاکلائو و سارتوری):قداست‌بخشی یک ابزار گفتمانی و کارکردی است نه لزوماً نشانه‌ی پیشرفت یا پسرفت بلکه می‌تواند وحدت‌آفرین و انگیزه‌بخش باشد، اما اگر با نهادهای نقدپذیر و شفاف همراه نشود  می‌تواند به «تابوی سیاسی» مبدل گردد که از اصلاح ساختارها جلوگیری می‌کند. بنابراین، چاره آن نیست که هر گونه قداست‌بخشی را کنار بگذاریم بلکه باید ساختارهای پاسخ‌گو و نقدپذیر را تقویت کنیم. در آن صورت، هم نمادهای مقدس کارکرد هویتی خود را دارند و هم نگاه واقع‌بینانه به چالش‌ها ممکن می‌شود.

    انتهای پیام/

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *