×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • جنگ و اقتصاد علیه ترامپ؛ جمهوری‌خواهان کنترل کنگره را از دست می‌دهند؟

  • کد نوشته: 46306
  • ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
  • 6 بازدید
  • ۰
  • افت محبوبیت ترامپ، افزایش فشار اقتصادی بر آمریکایی‌ها و تلاش دموکرات‌ها برای تبدیل انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره به همه‌پرسی علیه جمهوری‌خواهان، رقابت بر سر کنترل کنگره را سرنوشت ساز کرده است.

    جنگ و اقتصاد علیه ترامپ؛ جمهوری‌خواهان کنترل کنگره را از دست می‌دهند؟

    خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل: با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا (۳ نوامبر/۱۲ آبان)، فضای سیاسی این کشور به‌تدریج وارد یکی از حساس‌ترین مقاطع خود شده است؛ انتخاباتی که از آن به‌عنوان نخستین آزمون جدی سیاسی دونالد ترامپ پس از بازگشت به کاخ سفید یاد می‌شود و می‌تواند توازن قدرت در واشنگتن را به‌طور قابل‌توجهی تغییر دهد.

    در حال حاضر، جمهوری‌خواهان کنترل هر دو مجلس کنگره را در اختیار دارند. در مجلس نمایندگان، جمهوری‌خواهان با حدود ۲۲۰ کرسی در برابر ۲۱۵ کرسی دموکرات‌ها اکثریتی شکننده در اختیار دارند؛ وضعیتی که باعث شده دموکرات‌ها تنها با کسب چند کرسی بتوانند کنترل مجلس را بازپس بگیرند. در مجلس سنا نیز جمهوری‌خواهان با ترکیب ۵۳ سناتور در برابر ۴۷ سناتور دموکرات و مستقل‌های همسو با دموکرات‌ها، برتری نسبی دارند. این مسئله موجب شده انتخابات ۲۰۲۶ برای هر دو حزب اهمیتی راهبردی پیدا کند زیرا تغییر حتی چند کرسی می‌تواند موازنه قدرت در کنگره را تغییر دهد.

    اهمیت این انتخابات تنها به ترکیب کنگره محدود نمی‌شود، بلکه شرایط اقتصادی و اجتماعی آمریکا نیز به عامل تعیین‌کننده‌ای در فضای رقابت تبدیل شده است. افزایش نگرانی‌ها درباره تورم، هزینه زندگی، قیمت انرژی و فشار معیشتی پس از حملات متجاوزانه به ایران، بخشی از مزیت سنتی جمهوری‌خواهان در حوزه اقتصاد را تحت تأثیر قرار داده و زمینه را برای حملات سیاسی دموکرات‌ها علیه دولت ترامپ فراهم کرده است. همزمان، جمهوری‌خواهان تلاش می‌کنند با تکیه بر موضوعاتی مانند مهاجرت، امنیت مرزی و جنگ فرهنگی، دستور کار افکار عمومی را از مسائل اقتصادی به سمت موضوعات هویتی و امنیتی سوق دهند.

    در چنین فضایی، انتخابات میان‌دوره‌ای امسال صرفاً رقابتی برای کسب چند کرسی بیشتر در کنگره نیست، بلکه به صحنه تقابل دو روایت سیاسی درباره آینده آمریکا تبدیل شده است؛ تقابلی که نتیجه آن می‌تواند نه‌تنها سرنوشت دولت ترامپ، بلکه مسیر رقابت‌های ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

    رمزگشایی از مهم‌ترین تهدیدات انتخاباتی برای ترامپ و طیف جمهوری‌خواه

    در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، نشانه‌های فزاینده‌ای از تبدیل شدن اقتصاد به اصلی‌ترین نقطه آسیب‌پذیری دونالد ترامپ و حزب جمهوری‌خواه دیده می‌شود. برخلاف دوره‌ای که جمهوری‌خواهان همواره تلاش می‌کردند خود را به‌عنوان جریان «مدیریت بهتر اقتصاد» معرفی کنند، اکنون بخش قابل‌توجهی از افکار عمومی آمریکا سیاست‌های اقتصادی دولت ترامپ را عامل مستقیم افزایش فشار معیشتی می‌دانند.

    بر اساس نظرسنجی اخیر شبکه سی‌ان‌ان، اکثریت آمریکایی‌ها معتقدند سیاست‌های اقتصادی ترامپ موجب افزایش هزینه‌های زندگی شده است؛ مسئله‌ای که حتی در میان بخشی از رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه نیز بازتاب منفی پیدا کرده است. افت اعتماد عمومی به عملکرد اقتصادی ترامپ، به‌ویژه در شرایط تداوم تورم، افزایش هزینه مسکن، رشد قیمت انرژی و نگرانی نسبت به آینده اقتصادی، می‌تواند معادلات سیاسی واشنگتن را وارد مرحله‌ای جدید کند.

    اهمیت این تحول از آن جهت است که اقتصاد همواره مهم‌ترین برگ برنده ترامپ در رقابت‌های انتخاباتی محسوب می‌شد. ترامپ طی سال‌های گذشته با تکیه بر تصویر «رئیس‌جمهور تاجر» و وعده رونق اقتصادی توانسته بود بخشی از طبقه متوسط، صاحبان کسب‌وکار و رأی‌دهندگان مستقل را با جمهوری‌خواهان همراه کند اما اکنون، کاهش قدرت خرید و افزایش هزینه‌های روزمره، این تصویر را به‌تدریج تضعیف کرده است.

    در چنین فضایی، دموکرات‌ها تلاش می‌کنند انتخابات آینده را به یک همه‌پرسی اقتصادی علیه جمهوری‌خواهان تبدیل کنند. تمرکز رسانه‌های نزدیک به دموکرات‌ها بر تورم، مالیات، بیمه درمانی و هزینه معیشت، بخشی از راهبرد کلان این حزب برای فرسایش پایگاه اجتماعی ترامپ به شمار می‌رود. آنها به‌ویژه بر رأی‌دهندگان میانه‌رو و ساکنان حومه شهرها تمرکز کرده‌اند؛ گروه‌هایی که معمولاً در انتخابات میان‌دوره‌ای نقش تعیین‌کننده دارند و حساسیت بالایی نسبت به وضعیت اقتصادی نشان می‌دهند.

    با این حال، تهدید اقتصادی برای جمهوری‌خواهان صرفاً به کاهش محبوبیت ترامپ محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند شکاف‌های درونی حزب را نیز تشدید کند. بخشی از جمهوری‌خواهان سنتی نگران‌اند که تداوم فشار اقتصادی و سیاست‌های پرهزینه دولت، موقعیت حزب را در ایالت‌های رقابتی تضعیف کند. در مقابل، جریان نزدیک به ترامپ همچنان معتقد است مسائل فرهنگی، مهاجرت و امنیت مرزی قادر است نارضایتی اقتصادی را تحت‌الشعاع قرار دهد.

    در مجموع، اگر روند فعلی ادامه یابد، اقتصاد می‌تواند از یک چالش مقطعی به یک تهدید راهبردی برای ترامپ و جمهوری‌خواهان تبدیل شود؛ تهدیدی که نه‌تنها آرای مستقل‌ها، بلکه بخشی از پایگاه سنتی محافظه‌کاران را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.

    مزیت‌های پنهان جمهوری‌خواهان؛ چرا محافظه‌کاران نگران شکست نیستند؟

    با وجود افزایش نارضایتی اقتصادی و افت نسبی محبوبیت دونالد ترامپ، بخش مهمی از تحلیلگران سیاسی آمریکا معتقدند جمهوری‌خواهان همچنان از مجموعه‌ای از مزیت‌های ساختاری، حقوقی و سیاسی برخوردارند که می‌تواند مانع از تبدیل بحران اقتصادی به شکست انتخاباتی شود. به همین دلیل، برخلاف فضای رسانه‌ای ضدترامپ، در درون حزب جمهوری‌خواه هنوز نگرانی فراگیر نسبت به از دست رفتن کامل کنگره دیده نمی‌شود.

    یکی از مهم‌ترین عوامل اطمینان جمهوری‌خواهان، تحولات حقوقی و قضایی مرتبط با حوزه‌بندی انتخاباتی در ایالت‌های مختلف آمریکاست. طی ماه‌های اخیر، چند دادگاه ایالتی و فدرال در پرونده‌های مربوط به مرزبندی حوزه‌های انتخاباتی آرایی صادر کرده‌اند که عملاً موقعیت جمهوری‌خواهان را تقویت می‌کند. در برخی ایالت‌ها، بازطراحی نقشه‌های انتخاباتی باعث کاهش تعداد حوزه‌های رقابتی و افزایش امنیت کرسی‌های جمهوری‌خواهان شده است.

    این مسئله در ساختار سیاسی آمریکا اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا برخلاف تصور رایج، پیروزی در انتخابات صرفاً به محبوبیت سراسری وابسته نیست بلکه نحوه توزیع آرا در حوزه‌های انتخاباتی و آرایش جغرافیایی رأی‌دهندگان نقش تعیین‌کننده‌ای در کسب کرسی‌های کنگره دارد. جمهوری‌خواهان طی سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند از این مزیت ساختاری برای حفظ نفوذ خود در مجلس نمایندگان استفاده کنند.

    در کنار این مسئله، الگوی مشارکت انتخاباتی نیز معمولاً به سود جمهوری‌خواهان عمل می‌کند. تجربه انتخابات میان‌دوره‌ای نشان می‌دهد رأی‌دهندگان محافظه‌کار، سالمندان و ساکنان مناطق روستایی مشارکت باثبات‌تری نسبت به جوانان و اقلیت‌های نزدیک به دموکرات‌ها دارند. همین مسئله می‌تواند بخشی از نارضایتی اقتصادی موجود را خنثی کند.

    همزمان جمهوری‌خواهان تلاش می‌کنند دستور کار افکار عمومی را از اقتصاد به سمت موضوعات هویتی و امنیتی تغییر دهند. پرونده مهاجرت غیرقانونی، امنیت مرزی، بحران مواد مخدر، جنگ فرهنگی با جریان‌های لیبرال و مخالفت با سیاست‌های اجتماعی دموکرات‌ها، همچنان از محورهای اصلی بسیج پایگاه محافظه‌کار محسوب می‌شود. راهبرد اصلی ترامپ و متحدانش این است که انتخابات آینده نه صرفاً بر مبنای شاخص‌های اقتصادی، بلکه به‌عنوان نبردی هویتی و فرهنگی تعریف شود.

    از سوی دیگر، جمهوری‌خواهان هنوز از انسجام تشکیلاتی قابل‌توجهی برخوردارند. اگرچه اختلافاتی در درون حزب درباره نحوه مدیریت ترامپ وجود دارد اما بخش عمده بدنه محافظه‌کار همچنان او را مؤثرترین چهره برای بسیج رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه می‌دانند. این انسجام نسبی می‌تواند در ایالت‌های کلیدی نقش مهمی ایفا کند.

    در مجموع، جمهوری‌خواهان معتقدند حتی اگر اقتصاد به نقطه ضعف اصلی آنها تبدیل شود، مجموعه‌ای از مزیت‌های ساختاری، حقوقی و سیاسی همچنان شانس این حزب برای حفظ موقعیت در کنگره را افزایش می‌دهد.

    ترامپ؛ سرمایه راهبردی جمهوری‌خواهان یا آغازگر فرسایش حزب؟

    مهم‌ترین چالش راهبردی جمهوری‌خواهان در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای، صرفاً مسئله اقتصاد یا کاهش محبوبیت مقطعی دولت نیست بلکه به جایگاه خودِ دونالد ترامپ در آینده سیاسی حزب بازمی‌گردد. اکنون در فضای سیاسی آمریکا این پرسش به‌طور جدی مطرح است که آیا ترامپ همچنان مهم‌ترین مزیت انتخاباتی جمهوری‌خواهان محسوب می‌شود، یا به‌تدریج در حال تبدیل شدن به نقطه آسیب‌پذیر این حزب است.

    واقعیت آن است که ترامپ طی سال‌های اخیر ساختار سنتی حزب جمهوری‌خواه را دگرگون کرده و موفق شده پایگاه اجتماعی جدیدی برای محافظه‌کاران ایجاد کند؛ پایگاهی متشکل از طبقات سفیدپوست کارگری، جریان‌های ملی‌گرا، محافظه‌کاران فرهنگی و بخشی از ناراضیان ضدساختار سیاسی آمریکا. این بدنه اجتماعی همچنان وفاداری قابل‌توجهی به ترامپ دارد و در بسیاری از ایالت‌های کلیدی، توان بسیج انتخاباتی او همچنان بالاتر از هر چهره جمهوری‌خواه دیگری است.

    اما همزمان، همین وابستگی شدید حزب به ترامپ به یک معادله پیچیده و دوگانه تبدیل شده است. جمهوری‌خواهان از یک سو بدون ترامپ با خطر کاهش مشارکت پایگاه اجتماعی خود مواجه‌اند اما از سوی دیگر تداوم محوریت ترامپ می‌تواند موجب تشدید ریزش آرای مستقل‌ها، طبقه متوسط شهری و جمهوری‌خواهان میانه‌رو شود؛ گروه‌هایی که در انتخابات میان‌دوره‌ای معمولاً نقش تعیین‌کننده‌ای دارند.

    در واقع، جمهوری‌خواهان اکنون درگیر نوعی «تناقض راهبردی» شده‌اند؛ ترامپ همچنان مؤثرترین ابزار بسیج سیاسی حزب است اما همزمان حضور پررنگ او می‌تواند ظرفیت گسترش اجتماعی جمهوری‌خواهان را محدود کند. به همین دلیل، بخشی از نخبگان محافظه‌کار در تلاش‌اند بدون ورود مستقیم به تقابل با ترامپ، به‌تدریج وزن گفتمان اقتصادی و مدیریتی حزب را افزایش دهند و از وابستگی کامل به شخصیت‌محوری فاصله بگیرند.

    در این میان، دموکرات‌ها نیز راهبرد خود را بر شخصی‌سازی انتخابات حول ترامپ متمرکز کرده‌اند. آنها به‌خوبی می‌دانند که رقابت صرفاً اقتصادی ممکن است نتیجه‌ای قطعی برایشان نداشته باشد اما تبدیل انتخابات به همه‌پرسی درباره شخصیت، رفتار و سیاست‌های ترامپ می‌تواند شکاف میان پایگاه محافظه‌کار و رأی‌دهندگان میانه‌رو را عمیق‌تر کند. به همین دلیل، رسانه‌های نزدیک به دموکرات‌ها تلاش می‌کنند هر بحران اقتصادی، تنش سیاسی یا اختلاف داخلی را مستقیماً به ترامپ پیوند بزنند.

    با این حال، در اردوگاه جمهوری‌خواهان نیز این برداشت تقویت شده که آینده سیاسی حزب بیش از هر زمان دیگری به توانایی ترامپ در مدیریت همزمان دو جبهه وابسته است؛ حفظ شور و انسجام پایگاه محافظه‌کار، بدون آنکه هزینه سیاسی آن به از دست رفتن آرای خاکستری و مستقل منجر شود. موفقیت یا شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای نیز تا حد زیادی به همین معادله وابسته خواهد بود؛ اینکه ترامپ بتواند بار دیگر خود را به‌عنوان نماد ثبات اقتصادی و اقتدار سیاسی بازسازی کند، یا به چهره‌ای تبدیل شود که نارضایتی اقتصادی و شکاف اجتماعی به نام او ثبت می‌شود.

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *