صحنه نبرد متوقف نشده؛ ترسیم آینده را در دست بگیریم
امروز آنچه در ظاهر به چشم میآید، توقف هم زمان جنگ در میدان و مذاکره است. اما واقعیت صحنه نبرد توقف بردار نیست و اقدام فعالانه میطلبد.
خبرگزاری مهر- محمد مهدی رحمتی مدیرمسئول: تجربه جنگ ۱۲ روزه که کمتر از یک سال پیش اتفاق افتاد و تنها چند ماه پس از آن علیرغم تلاشهای دیپلماتیک انجام شده مجدد به کشور ما حمله شد نشان میدهد که بررسی دقیق شرایط محیطی به عنوان عامل اصلی در طراحیهای راهبردی میبایست به صورت مستمر در دستور کار ایران باشد. بی توجهی یا کم اهمیت دانستن محیط بین الملل یا بی عملی که شیوه کمابیش معمول مدیریتی ماست در چنین شرایطی بیشترین خطر را متوجه کشور خواهد ساخت.
آنچه از تیر ماه تا اسفند ماه سال گذشته اتفاق افتاد نشان میدهد که دشمن اگر کوچکترین فرصتی برای زدن ضربه جدی و موثر به جمهوری اسلامی پیدا کند حتماً خطر انجام آن را خواهد پذیرفت. اغتشاشات دی ماه سال گذشته و تصور آمریکا و رژیم مبنی بر اینکه الگوی آشوب داخلی حمله نظامی برای براندازی ممکن است تحقق پذیر باشد ما را با ضربه مجددی مواجه کرد که اگر موفق هم نبود و دشمن در رسیدن به اهداف خود شکست خورد اما آسیبهای چشمگیری را نیز به کشور وارد کرد. شهادت رهبر انقلاب و تعدادی از برجستهترین چهرههای نظامی و سیاسی کشور ضایعهای نیست که بتوان آن را به راحتی فراموش کرد.
اما برای آنکه دشمن مجدد طمع اقدامی خسارت بار نسبت به ایران اسلامی نداشته باشد چگونه باید عمل کرد؟ به نظر میرسد پیشبینی سناریوهای مختلف و انتخاب بهترین سناریوی ممکن درستترین گزینهای است که در این شرایط میتوان داشت. در این یادداشت به طور خلاصه پنج سناریو، به ترتیب از مطلوب تا نامطلوب ارائه و پیشنهاد اقدام بر اساس سناریوی محتمل طرح میشود.
اگر بخواهیم مرور کوتاهی بر شرایط محیطی موجود داشته باشیم باید گفت جنگ با آتش بس ۱۰ روزه اولیه متوقف شده و پس از اتمام مهلت ده روزه، از سوی آمریکا ادامه آن اعلام شده و ایران اگرچه موضع طرف امریکایی را تایید یا رد نکرده است با توجه به آنکه به نظر میرسد طرفین اقدامی برای عبور از آستانه تحمل یکدیگر نداشتهاند در عمل آتش بس اگرچه نامطمئن و همراه با نقضهای متعدد از سوی امریکا و رژیم ادامه یافته است. ایران نیز فراتر از بستن تنگه هرمز پس از یک بازگشایی کوتاه مدت و مبارزه با اقدامات پراکنده واکنش دیگری نداشته است.
نگاه خوشبینانه به آینده و سناریوی مطلوب که اولین سناریو نیز هست زمانی محقق خواهد شد که طرف آمریکایی از محاصره دریایی عقب نشینی کند رژیم صهیونیستی بمباران و جنایت در لبنان را متوقف نماید و مذاکرات با پذیرش چارچوب ایرانی پیشرفته و به نتیجه برسد. در سناریوی دوم اما اقتدار نظامی ایران منجر به شکسته شدن محاصره دریایی و توقف آتش در لبنان شده و مذاکرات ر راستای حصول نتیجه مطلوب ادامه پیدا میکند. در سناریوی سوم، طرفین واکنش نظامی جدی از خود نشان نداده و مذاکرات نیز به دلیل اختلافات موجود ادامه پیدا نمیکند. بر اساس سناریوی سوم ایران نسبت به حصر دریایی واکنش نشان داده و یا طرفین مقابل به هر دلیل به ایران حمله خواهند کرد و جنگ وارد مرحله بعد میشود. در سناریوی پنجم علی رغم عدم واکنش ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی برای تسلیم کردن جمهوری اسلامی و یا وارد ساختن ضربه سخت بعدی جدد وارد جنگ میشوند تا شرایط جدیدی را به ایران تحمیل کنند. پس از مرور این پنج سناریو سوال اصلی این خواهد بود که چرا نویسنده ادامه مذاکره در شرایط نه جنگ نه صلح را فرض نگرفته است. آنچه از شواهد دیپلماتیک روزهای گذشته مشخص است طرفین هنوز شروطی دارند که محقق نشده یا درخواستهایی دارند که برای طرف دیگر پذیرفتنی نبوده است به همین دلیل ادامه مذاکره در سناریوی سوم محتمل نیست.
برای آنکه از بین سناریوهای ارائه شده معقولترین گزینه پیشنهاد شود، میبایست به دانش بدست آمده از رفتار آمریکا و رژیم در سالهای اخیر مراجعه کنیم. آنچه مشخص است عدم کارایی معادلههای بازدارندگی سابق و ارزیابیهای کوتاه مدت در خصوص توانمندیهای ایران برای استفاده از کوچکترین فرصتها در وارد ساختن سختترین ضربهها است. به نظر میرسد محاصره دریایی اعمال شده اگرچه ظاهراً برای بی اثر ساختن اعمال مدیریت ایران بر تنگه هرمز اجرایی شده است اما برای طرف مقابل ارزیابی روشنی در خصوص نحوه واکنش ایران به اقدامات جنگی غیر گرم خواهد بود. تجربه نشان داده است رژیم و آمریکا در سالهای اخیر تا نقطه دردآور و واکنش موثر ایران متوقف نمیشوند پس باید انتظار داشت اگر محاصره دریایی توسط اقدامات ایران یا به طور مشخص اراده ایرانی شکسته نشود به احتمال قوی باید منتظر اقدامات آفندی دیگری از سوی امریکا برای افزایش کارتهای موثر بر هر گفتگوی احتمالی در مسیر پیشبرد پروژه تسلیم ایران باشیم.

































دیدگاهتان را بنویسید