«پنجه عقاب» در چنگال طوفان؛ روایتی از شکستی که پیروزی آفرید
بیرجند- سال ۱۳۵۹ در صحرای طبس، «عملیات پنجه عقاب» آمریکا به شکستی مفتضحانه بدل شد. شکستی که نه تنها پایانی بر رؤیای دشمن بود، بلکه آغازی بر نمایش اقتدار اراده الهی و مقاومت ملت ایران شد.
خبرگزاری مهر، گروه استانها – رقیه رحمتیراد: اینجا بیابان سخن میگوید، گویی هزاران راز ناگفته را در سینه خود نهفته دارد. شنهای داغش، شاهد روزهاییاند که غرور قدرتهای بزرگ در برابر اراده الهی فرو ریخت. باد نیز، انگار هنوز در گوش زمان رجز میخواند و داستان آن شب را بازمیگوید، شبی که عقاب مغرور آمریکا در چنگال طوفان الهی گرفتار شد.
هر بار که نسیم بر دشت طبس میوزد، صدای سوختن بالگردها را با خود میآورد. صدایی که یادآور شکست غرور و ناتوانی بشر در برابر مشیت خداست. این کویر خاموش نیست، نفس میکشد، نجوا میکند و گواهی میدهد بر لحظهای که شنها مأمور خدا شدند تا از سرزمین ایمان پاسداری کنند.
آری، امروز طبس نماد جاودان مقاومت و ایمان است. جایی که طبیعت، با همه بیزبانیاش، زبان به سخن گشود و به دنیا آموخت که پیروزی، نه در ابزار جنگ، بلکه در ایمان قلبهاست. از آن شب تا امروز، هر ذره شن این بیابان، داستان شکست پنجه عقاب و سربلندی ملت ایران را در گوش تاریخ زمزمه میکند.
شکست پنجه عقاب در صحرای طبس
در میانه قصه پر فراز و نشیب انقلاب، شبی تاریک در قلب کویر ایران، شاهد نمایشی از اوج ذلت بود. شبی که عملیات «پنجه عقاب»، نماد قدرت نظامی آمریکا، در صحرای سوزان طبس به کابوسی بدل شد.
باد، که گویی از سوی آسمان مأموریت یافته بود، نه تنها راه را بر هواپیماها و بالگردها بست، بلکه صدای شکست را در گوش جهان طنینانداز کرد و به همگان آموخت که در این سرزمین، تنها اراده الهی حرف آخر را میزند.
شکست عملیات پنجه عقاب در صحرای طبس
در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، دانشجویان پیرو خط امام با تسخیر سفارت آمریکا در تهران، ۵۳ آمریکایی را به گروگان گرفتند. دولت آمریکا پس از ناکامی در مذاکرات و فشارهای سیاسی، تصمیم گرفت با اقدامی نظامی گروگانها را آزاد سازد. به همین منظور، در شامگاه پنجم اردیبهشت ۱۳۵۹ (۲۵ آوریل ۱۹۸۰)، عملیات محرمانهای با نام «پنجه عقاب» طراحی و اجرا شد.
در این عملیات، شش فروند هواپیمای نظامی C-130 و هشت فروند بالگرد آمریکایی حامل نیروهای ویژه موسوم به «نیروی دلتا» از مسیرهای کور راداری وارد ایران شدند. قرار بود آنان در منطقهای به نام صحرای طبس فرود بیایند و از آنجا مأموریت خود را برای آزادسازی گروگانها آغاز کنند. نیروها پس از تجمع در طبس باید با شش بالگرد به فرودگاه «پشت بادام» منتقل میشدند، سپس روز بعد با اتوبوسهایی که از پیش آماده کرده بودند به ورزشگاه مجاور سفارت رفته، در یک یورش برقآسا گروگانها را آزاد و چند تن از دانشجویان را دستگیر کنند و در پایان با بالگردها از کشور خارج شوند.

اراده الهی دست بالای کارشناسیهای دقیق دشمن
اما دست تقدیر و اراده الهی نقشه آنان را بر باد داد. نخستین بالگرد در ۱۲۰ کیلومتری شهر راور کرمان دچار نقص فنی شد و ناچار فرود آمد. سرنشینان آن به بالگرد دیگری منتقل شدند، اما با وقوع طوفان شن سیستم هیدرولیک آن نیز از کار افتاد و تنها توانست خود را به ناو هواپیمابر برساند. در ادامه، شش بالگرد و شش هواپیمای C-130 باقیمانده در تاریکی شب در صحرای طبس فرود آمدند تا عملیات را آغاز کنند، اما یکی دیگر از بالگردها نیز از کار افتاد. از آنجا که ادامه مأموریت به حداقل شش بالگرد نیاز داشت، به محض گزارش حادثه به کاخ سفید، «جیمی کارتر» دستور لغو عملیات و عقبنشینی فوری نیروها را صادر کرد.
شرم آمریکا تاریخساز شد
در هنگام ترک منطقه، طوفان شن شدید همهچیز را به هم ریخت. یکی از هواپیماهای C-130 با یک بالگرد برخورد کرد و آتش گرفت. در نتیجه، هشت تن از کماندوهای آمریکایی کشته شدند، پنج بالگرد زمینگیر ماند و باقی نیروها با وضعی آشفته و پریشان با هواپیماهای دیگر به ناو بازگشتند. عملیات «پنجه عقاب» به شکستی کامل و شرمآور برای آمریکا انجامید.
روز بعد از این واقعه، امام خمینی (ره) در پیامی تاریخی، این حادثه را نشانه دخالت و یاری خدا دانست و فرمود: «آیا جز این بود که یک دست غیبی در کار است؟ چه کسی هلیکوپترهای آقای کارتر را ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟ شنها ساقط کردند. شنها مأمور خدا بودند، باد مأمور خداست.»
و اکنون، سالها پس از آن واقعه، گویی بیابان طبس همچنان نجوا میکند. شنهایش، خاطره آن شکست را در لایهلایه زمان حفظ کردهاند و بادهایش داستان شب شکست پنجه عقاب را بارها و بارها بازمیگویند روایتی که از حافظه خاک نمیزداید.

روایتهای دستنخورده
احمد حبیبی، از اعضای سپاه طبس در سال ۱۳۵۹ چندی پیش در گفتگو با خبرنگار مهر به شرح جزئیات دقیقی از حادثه پرداخته و گفت: « در آن ایام در چهارم اردیبشهت ماه همان سال، از طریق پاسگاه «رباط خان» خبر حمله قاچاقچیان در مسیر راه به یک اتوبوس مسافربری و تانکر سوخت را شنیدم.
یک ساعت بعد از وقوع حادثه در آن صحرا حضور یافتم و دیدم پنج فروند هلیکوپتر غول پیکر استتار شده در دو طرف جاده نشسته و هشت جنازه از مزدوران آمریکایی در داخل هلیکوپتر در حال سوختن بودند.
بوی تعفن فضای آرام و پاک صحرا را فرا گرفته بود. بعد از تحقیق متوجه شدم که ۱۸ فروند هلیکوپتر و یک هواپیمای c۱۳۰ از آمریکا به بهانه آزاد کردن گروگان و با هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران مخفیانه قصد ورود به ایران را داشتهاند.
آمریکا از دستگاهی که در داخل یکی از این هلیکوپترها قرار داشت متوجه حضور ما شده بود. بدین وسیله نیروهای سرکرده و نفوذی وی با استفاده از دو هواپیمای فانتوم تیراندازی کرده و ما را به صورت هشداری از محل اندکی دور کردند.
بعد از گذشت نیم ساعت چند نفر از سپاه یزد به فرماندهی «محمد منتظر قائم» آمدند. محمد به طرف هلیکوپتر رفت و هنوز چیزی نگذشته بود که دو فروند هواپیمای فانتوم با فاصله صد متر تیر اندازی کرده و انفجار عظیمی رخ داد.
قرار بر این بود که من و محمد برای برداشتن اسناد به داخل هلیکوپتر آمریکایی برویم اما محمد در حال پایین آمدن از پلههای هلیکوپتر بود که در انفجار به شهادت رسید و آسمانی شد.»
هدف ضربه به انقلاب بود
حجتالاسلام محمدجواد زنجانی طبسی از دیگر شاهدان واقعه طبس هم پیش از این گفته بود: «یک روز بعد از حادثه یعنی (ششم اردیبهشت ۱۳۵۹) به همراه ۲ نفر از همکاران از طرف کمیته انقلاب اسلامی برای محافظت به محل حادثه رفتم.
وقتی به آنجا رسیدیم، هنوز آتش و دود از هواپیماها و بالگردهای سوخته بلند بود و به وضوح میدیدم که امکاناتی که آمریکاییها به صحرای طبس آورده بودند فقط برای نجات گروگانها نبود بلکه هدف اولشان گرفتن مراکز مهم تهران برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی بود.
کماندوهای آمریکایی پس از استقرار نهایی در صحرای طبس به گونهای که نیروهای ایرانی متوجه حضور آنها نشوند در حال برنامهریزی برای اجرای نقشه خود بودند که نیمههای شب متوجه عبور یک اتوبوس و کامیون از این مسیر شدند و گمان کردند که نیروهای ایرانی متوجه حضورشان در منطقه شده و قصد درگیری و مقابله دارند.
کماندوهای آمریکایی جلو رفتند و اتوبوسی که از یزد به مشهد مقدس در حرکت بود را متوقف کردند و داخل اتوبوس رفتند.
همچنین یک افسر ایرانی به عنوان مترجم همراه نظامیان آمریکایی بوده است. نیروهای آمریکایی مسافران را از اتوبوس پیاده کرده و با دستوری که از مقامات خود گرفته بودند، قصد جابهجایی مسافران ایرانی را با هواپیما به کشوری دیگر داشتند.
در همان لحظاتی که کماندوها در حال جمع کردن مسافران ایرانی برای سوار کردن به هواپیما بودند، توفان شن آغاز میشود و یک بالگرد در حال سوختگیری از هواپیما به دلیل برخورد با هواپیما دچار انفجار شده و در آتش میسوزد.»
بازخوانی تاریخ در ۵ اردیبهشت
با گذشت سالها از حادثه تلخ و عبرتآموز صحرای طبس، این واقعه نه تنها به فراموشی سپرده نشده، بلکه به نمادی از شکست استکبار و اقتدار ملت ایران تبدیل شده است. هر سال در پنجم اردیبهشت ماه، مردم و مسئولان در صحرای طبس گرد هم میآیند تا با بازخوانی تاریخ، درسهای این واقعه را مرور کنند.
علاوه بر این احداث «موزه استکبار ستیزی» در محل صحرای طبس در دستور کار قرار گرفته است. این موزه به عنوان سندی عینی، تاریخچه مقاومت ملت ایران در برابر استکبار جهانی را به تصویر خواهد کشید و یادآور شکست مفتضحانه آمریکا در صحرای طبس خواهد بود.





























دیدگاهتان را بنویسید