×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • ایران و عبور از صبر استراتژیک

  • کد نوشته: 34113
  • ۲۹ فروردین ۱۴۰۵
  • 4 بازدید
  • ۰
  • دکتر علیرضا شفاه دکترین جدید ایران را عبور از صبر استراتژیک به سمت شلیک نهایی اعلام کرد.

    ایران و عبور از صبر استراتژیک
    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، علیرضا شفاه، عضو شورای علمی موسسه علم و سیاست اشراق، در سلسله تحلیل‌هایی در برنامه «سردر انقلاب»، به تبیین ابعاد شخصیت تاریخی رهبر فقید، مأموریت رهبری جدید و دگرگونی در محاسبات راهبردی ایران پرداخته است. این گزارش به بررسی چگونگی گذار ایران از عصر صبر استراتژیک به عصر اصابت تیر به هدف می‌پردازد.

    شهادت؛ لحظه رهایی تیر از کمان تاریخ

    دکتر علیرضا شفاه، شخصیت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را پس از شهادت، به عنوان بزرگترین شخصیت تاریخی قرون اخیر معرفی می‌کند. به باور وی، نقش ایشان فراتر از یک حاکم کلاسیک بود و ایشان از طریق تعامل مستمر با ملت ایران و محور مقاومت، راهی نو در تاریخ معاصر گشودند. شفاه در تبیینی استعاری، دوران سه‌چهار دهه‌ای رهبری ایشان را به کشیدن یک کمان تشبیه کرده و تصریح می‌کند: «تمامی اقدامات و سخنان ایشان در طول این سال‌ها، گویی نیرویی بود که در بازوی این ملت ذخیره می‌شد. لحظه شهادت ایشان، دقیقاً همان لحظه سرنوشت‌سازی بود که این تیر از کمان رها شد. ما اکنون در دوران جنبش و حرکت آن تیر به سوی هدف هستیم. این خون، پیوندی میان خداوند، انسان، ایران و اسلام برقرار کرد و تصویری را که در طول دهه‌ها ساخته شده بود، کامل نمود.»

    یگانگی فرصت تاریخی

    این پژوهشگر حوزه سیاست بر جنبه تکرارناپذیر و یگانه بودن وضعیت کنونی تأکید کرده و هشدار می‌دهد که توقف در مسیر فعلی یک خطای راهبردی است. وی معتقد است: «این خونی که از ما هتک شد، یک نیروی تاریخی منحصربه‌فرد ایجاد کرده است که صرفاً یک بار رخ می‌دهد. اینگونه نیست که اگر امروز متوقف شویم، بتوانیم سالیانی بعد دوباره همین مسیر را طی کنیم. این لحظه، لحظه شلیک نهایی است و کسانی که تصور می‌کنند فرصت برای بازی‌های سیاسی یا توقف‌های طولانی‌مدت وجود دارد، متوجه یگانگی این راه نیستند.» شفاه تأکید می‌کند که اهداف بلندمدت نظام باید با همین نیروی فعلی محقق شود؛ زیرا اگر در این واقعه به اهداف خود نرسیم، بعید است در آینده دوباره چنین امکانی فراهم شود.

    ‌اراده به معنای مبنای محاسبه

    در بخش دیگری از این تحلیل، شفاه به تقابل میان اراده و محاسبات مادی می‌پردازد. وی با نقد نگاه‌های کلاسیک اقتصادی و مهندسی که معتقد بودند مقاومت در برابر قدرت‌های برتر اقتصادی غیرممکن است، خاطرنشان می‌کند: «امروز جلوی چشم شما ناوها نمی‌توانند به راحتی از تنگه هرمز و باب‌المندب عبور کنند. قدرت‌های بزرگ مقهور اراده‌هایی شدند که محاسبات را پایه‌گذاری کردند. جمهوری اسلامی درست محاسبه کرده بود چون اراده داشت. محاسبه بدون اراده معنا ندارد و به محض اینکه این اراده سست شود، محاسبات ما کارکرد خود را از دست خواهد داد.» وی تأکید می‌کند که امروز این ایران است که محاسبات خود را به رخ می‌کشد و دشمن را در بن‌بست محاسباتی قرار داده است.

    نقد نظم ژئوپلتیک سابق و رد آتش‌بس‌های صوری

    دکتر شفاه با اشاره به شرایط پایان جنگ، میان دو طرح آمریکایی-اسرائیلی و طرح مقاومت قائل به تمایز است. او معتقد است ملاحظات اقتصادی نباید مبنای پایان جنگ قرار گیرد و نظم ژئوپلتیک سابق نباید بازگردد. وی هشدار می‌دهد: «پایگاه‌های دشمن نباید مجدداً فعال شوند و در صورت فعال شدن باید مورد هدف قرار گیرند. آتش‌بسی که به معنای بازگشت به وضعیت پیش از جنگ باشد، برای جامعه ایران خطرناک است. دشمن می‌داند اگر این شعله بی‌موقع خاموش شود و ما به انسداد و ملال سابق برگردیم، جامعه از درون فرو می‌پاشد. بنابراین، شرایط پایان جنگ یعنی ایجاد یک تعادل و نظم نوین، نه بازگشت به عقب.»

    پیوستگی جامعه و سیاست؛ راه مقابله با تفرقه

    از منظر جامعه‌شناختی، شفاه ریشه شورش‌ها و تفرقه‌های داخلی (مانند دوقطبی‌های حجاب) را در سیاست‌زدایی و غیبت جامعه از مشارکت در سرنوشت ملی می‌بیند. او می‌گوید: «اگر سیاست‌زدایی کنید، فردگرایی تولید می‌شود و نتیجه آن تفرقه خواهد بود. انسان به گام‌هایی برای تولید معنا احتیاج دارد؛ اگر این معنا در “داستان ملی” او اتفاق نیفتد، افراد به سمت نظام‌های معناساز فردی و سبک زندگی می‌روند. اما وقتی ملت داستانی مشترک و جریانی تاریخی برای تجربه کردن دارد (مانند آنچه در پیاده‌روی اربعین یا لحظات بزرگ ملی دیده می‌شود)، تفاوت‌های فرهنگی به وحدت تبدیل شده و تفاهم اجتماعی ساختاری پیدا می‌کند.»

    رهبری جدید و دکترین بی طاقتی تمدنی

    در نهایت، دکتر شفاه به تبیین ماهیت رهبری جدید (آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای) پرداخته و آن را دوران مسئولیتِ اصابت می‌نامد. وی تصریح می‌کند: «ماهیت رهبری ایشان با دوران قبل متفاوت است. اگر رهبران پیشین مسئول ساختن کمان و کشیدن چله بودند، رهبر جدید در لحظه‌ای به صحنه آمده که تیر رها شده است. مأموریت ایشان اکنون هدایت این تیر برای نشستن بر هدف است.» وی می‌افزاید: «اگر جمهوری اسلامی پیش از این با “صبر استراتژیک” شناخته می‌شد، امروز با نوعی بی‌صبری و بی‌طاقتی تمدنی شناخته می‌شود. ما اکنون در حال هل دادن ساختارهای فرسوده و افتادنی منطقه هستیم تا فضایی نو ایجاد کنیم. این یک عقلانیت انقلابی است؛ ما بازیگری معقول هستیم، اما معقولیتی که خودمان تعریف می‌کنیم.»

    انتهای پیام/ 

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *