عبور از چرخه «مذاکره و آتشبس»
«کنترل کامل تنگه هرمز» نه یک اقدام انفعالی، بلکه ابزاری برای استیفای صدها میلیارد دلار غرامت از متجاوزان است.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حجتالاسلام والمسلمین احمدعلی یوسفی، استادیار و مدیر گروه اقتصاد اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به تجربیات ادواری ایران در دهههای اخیر اظهار داشت: متأسفانه ایران سالهاست در یک چرخه باطل و تکرارشونده گرفتار شده که من آن را «مذاکره، جنگ و آتشبس» مینامم. این چرخه نه تنها هزینههای مادی و معنوی سنگینی بر کشور تحمیل کرده، بلکه مانع از دستیابی ایران به جایگاه واقعی خود در معادلات منطقهای و جهانی شده است. تجربه نشان داده هر بار که به امید صلح پای میز مذاکره نشستهایم، دشمن از فرصت استفاده کرده و ضربهای تازه وارد کرده است.
وی با اشاره به نبرد اخیر افزود: جنگی که از آن به عنوان «جنگ رمضان» یاد میشود، دقیقاً در شرایطی رخ داد که ایران حسن نیت خود را برای صلح به همه جهان نشان داده بود. این نشان میدهد که مسیر مذاکره محض، نه تنها راهگشا نیست، بلکه دامهایی است که دشمن برای ما پهن کرده است. بنابراین باید از این چرخه خارج شویم و وارد مسیر جدیدی شویم که در آن خودمان تعیینکننده باشیم، نه طرفی که همیشه واکنش نشان میدهد.
یوسفی برای خروج از این وضعیت، دو گام اساسی را پیشنهاد داد. وی در تشریح گام نخست گفت: خروج از این چرخه وقتی محقق میشود که دو هدف راهبردی حاصل شود: نخست، فراهم شدن زمینه نابودی رژیم صهیونیستی به دست مردم فلسطین و مقاومت اسلامی با پشتیبانی ایران و دوم، اخراج کامل و خفتبار آمریکا از منطقه خلیج فارس. این دو هدف، کلید طلایی خروج از چرخه مذاکره و جنگ است. وقتی دشمن اصلی یعنی آمریکا از منطقه اخراج شود و پایگاههایش از بین برود، دیگر کسی جرأت تهدید ایران را نخواهد داشت. وی تأکید کرد که این مسیر هماکنون توسط نیروهای نظامی و با پشتیبانی مردم در حال تحقق است و هرگونه تغییر هدف، خلاف مصلحت نظام خواهد بود.
مدیر گروه اقتصاد اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در توضیح گام دوم، بر مفهوم «کنترل تنگه هرمز» تأکید کرد و افزود: تفاوت اساسی میان «بستن» و «کنترل کامل» وجود دارد. بستن تنگه هرمز یک اقدام مقطعی و انفعالی است، اما کنترل کامل به معنای تثبیت حاکمیت عملیاتی ایران بر این شاهراه حیاتی است. این یعنی هر کشتی عبوری باید با قوانین و مقررات تعیینشده از سوی ایران مواجه شود. این کنترل به ما امکان میدهد غرامتهای تاریخی خود را از کشورهای متجاوز وصول کنیم.
وی تصریح کرد: ایران صدها میلیارد دلار خسارت مالی و غیرمالی از جنگها، تحریمها و آشوبهای گذشته طلبکار است. با کنترل تنگه هرمز، امکان وصول این غرامتها از آمریکا، رژیم صهیونیستی و همدستان منطقهای آنها فراهم میشود. در چنین حالتی، تحریمهای اقتصادی عملاً بیاثر میشوند؛ چرا که ایران میتواند به میزان خسارت ناشی از تحریم، غرامت لازم را اخذ کند.
حجتالاسلام یوسفی سازوکار طراحی شده برای این اقدام را در هفت لایه تشریح کرد:
- تعیین میزان غرامت هر کشور متخاصم و اخذ نقدی آن.
- مصادره نفت، گاز و انرژیهای کشورهای متخاصم (صادرکننده و واردکننده).
- مصادره نفتکشهای متعلق به کشورهای متخاصم.
- مصادره کالاهای تجاری این کشورها و اشخاص مرتبط.
- مصادره کشتیهای تجاری.
- استفاده از سایر طرق ممکن حقوقی و عملیاتی.
- در صورت عدم امکان وصول، نابودی امکانات کشورهای متخاصم به میزان خسارت وارده.
وی همچنین اولتیماتومی را مطرح کرد: «ما برای کشورهای همسایه فرصت در نظر گرفتهایم. اگر ظرف 10 روز تمام همکاریهای خود را با آمریکا و اسرائیل قطع کنند، نیروهای بیگانه را اخراج و امکانات نظامی آنها را مصادره یا نابود کنند، از تخفیف چشمگیر در پرداخت غرامت برخوردار خواهند شد».
یوسفی برتری اقتصادی ایران را در سه محور اصلی دستهبندی کرد:
محور اول؛ بومیسازی هزینههای دفاعی: ذخایر ابزارهای نظامی ایران با تدبیر رهبری بسیار عالی است. تقریباً تمام فناوریهای نظامی ما بومی است که باعث میشود هزینه تولید ما بسیار پایینتر از دشمن باشد. در حالی که دشمن مجبور است برای مقابله با پهپادهای ارزانقیمت ما، از موشکهای گرانقیمت استفاده کند، نسبت هزینه-فایده کاملاً به نفع ماست.
محور دوم؛ شوک قیمتی به دشمن: در روزهای اول جنگ، قیمت نفت تقریباً دو برابر شد که فشار مضاعفی بر اقتصاد کشورهای متخاصم وارد کرد. در حالی که کشورهای همراه با دشمن در منطقه قادر به صادرات نفت خود نیستند، ایران امکان صادرات و واردات کالاهای ضروری را حفظ کرده است.
محور سوم؛ خودکفایی در کالاهای اساسی: تأمین کالاهای راهبردی مانند گندم در داخل و ذخیرهسازی مناسب کالاهای ضروری برای ماههای طولانی، از امتیازات بزرگ ایران است که کشورهای متخاصم منطقه از آن محرومند.
در بخش پایانی، حجتالاسلام یوسفی بر لزوم تبدیل این راهبرد به یک مطالبه عمومی تأکید کرد و گفت: مردم باید در حضورهای میدانی خود، «پیروزی هدفمند» و «غرامت بازدارنده» را از مسئولین مطالبه کنند. هرگونه سخنی که بوی آتشبس و سازش بدهد، باید سرکوب شود.
وی نقش نهادها را چنین تبیین کرد: حوزههای علمیه باید مفاهیم این پیروزی را برای مردم تشریح کنند؛ صدا و سیما مقصد مشروع بیان شده را تبیین نماید؛ نیروهای نظامی اقدامات خود را برای وصول غرامت تنظیم کنند و شورای عالی امنیت ملی سیاستها را در این مسیر عملیاتی قرار دهد. یوسفی تأکید کرد که خونهای ریخته شده امانتی است که نباید با سستی پایمال شود و استیفای حق ملت ایران، تنها با وحدت و ایستادگی محقق خواهد شد.
انتهای پیام/
































دیدگاهتان را بنویسید