روزی که آقا به دیدار اخوان رفت/نگاه خاص رهبر شهید به شاملو
رهبر شهید انقلاب برای هر کسی که به زبان فارسی خدمتی کرده بود، احترام قائل بود؛ از اخوان گرفته تا شاملو و فروغ.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نگاه ویژه و ممتاز رهبر شهید انقلاب به زبان فارسی، جریان جدیدی در محافل ادبی و فرهنگی کشور طی دهههای اخیر ایجاد کرد. در این رویکرد تازه، شعر فارسی زینتالمجلس نبود؛ میراث ایرانیان بود که نقشی تمدنساز ایفا میکرد. در حالی که برخی بخشی از میراث ادب فارسی را رد کرده و آنها را آثار شرکآلود توصیف کردهاند، ایشان این دسته از آثار را در زمره درخشانترین آثار ادب فارسی برشمرده و در مواردی، مانند مثنوی را اصول اصول اصول الدین توصیف کردهاند.
این نگاه که حاصل سالها مؤانست ایشان با کتاب، آثار پدیدآورندگان در زبانهای مختلف و از جمله تأمل در منابع کلاسیک از دوره نوجوانی و جوانی شکل گرفته است، در سالهای اخیر جریان تازهای را پیش روی فضای ادبی کشور گشود که ضمن خلق آثار تازه، شاهد رویش استعدادهای جوان در میان فارسیزبانان هستیم که نویدبخش روزهای درخشانی برای شعر فارسی هستند.
مصطفی محدثی خراسانی از جمله شاعران و پژوهشگران کشور است که به دلیل اصالت خراسانی، علاوه بر حضور در دیدارهای شاعران با رهبر شهید انقلاب، با حلقهای از دوستان شاعر ایشان در دوره جوانی نیز تعاملاتی داشته است. با او درباره چرایی نگاه متفاوت رهبر شهید و خاطراتی از ایشان به گفتوگو پرداختیم که در ادامه میخوانید:
*تسنیم: مرور بیانات رهبر شهید انقلاب درباره شعر و دغدغههای ایشان درباره زبان فارسی در سالهای گذشته، نشان میدهد که ایشان برخلاف نگاه غالب مدیران فرهنگی، نگاه دم دستی و زینتالمجلسی به شعر ندارند؛ ایشان شعر را میراث ایرانیان معرفی میکنند و نقش تمدنی برای آن قائل هستند. این تفاوت نگاه، با توجه به اینکه ایشان مستمراً در دهههای متمادی جلساتی را با شاعران و دست اندرکاران فرهنگی داشتند، چه تأثیری بر شعر امروز گذاشت؟
نگاه راهبردی به زبان فارسی را کسی می تواند داشته باشد که یک اشراف عمیق تمدنی فرهنگی نسبت به ایران، شامل پیشنیه ایران، زبان فارسی و تعاملات این زبان با ساخت تمدن بشری داشته باشد. این نگاه طبیعتاً از مسئولانی که دغدغه مدیریت حوزه کاری خود را دارند، برنمیآید. این نگاه از کسانی مانند دکتر شفیعی کدکنی برمیآید که این وقوف تاریخی را داشته باشد و اشراف و تعاملات زبان فارسی را بشناسند.
حضرت آقا از این اشراف به شکل کامل برخوردار بودند و میدانستند این زبان چه نقشی در تثبیت فرهنگ اسلامی داشته است. درخشانترین آثار تبیینی و تفسیری پیرامون قرآن، فرهنگ و میراث اسلامی در زبان فارسی خلق شده است؛ چه در آثار منثور و چه در آثار منظوم؛ به طوری که اگر زبان فارسی نبود، اسلام نمیتوانست در حوزه معرفتی گسترش پیدا کند.

ایشان این اشراف را داشتند و میدانستند این زبان بنیان تمدن 6 هزار ساله را ساخته و توانسته بر محمل کلمات، مفاهیم خود را به نسل امروز منتقل کند. اشراف ایشان به این موضوع، ناشی از یک شناخت تاریخی بود؛ فلذا توجه ایشان توانست در جریان شعر و فرهنگ امروز تأثیرگذار باشد. تجلی بیرونی و سمبلیک آن را علاقه ایشان به شاعران می بینیم. در لایههای پنهان و زیرساختی، میتوان از توجه ویژه ایشان به علوم انسانی در مقاطع مختلف یاد کرد. خیلیها نمیفهمیدند که این همه تأکید ایشان بر علوم انسانی به چه معناست. میگفتند الان وقت علومی مانند فیزیک و شیمی است، اما توجه ایشان به علوم انسانی و از جمله شعر فارسی، نشأت گرفته از این نگاه عمیق تاریخی و آگاهی از نقش تمدنساز آن بود.
*تسنیم: با همین رویکرد است که شبکههای ارتباطی میان فارسیزبانان هم قویتر شد. به طور مثال اگر پیش از این از کشورهای مختلف فارسیزبان یاد میشد، الآن قریب به یک دهه است که از «وطن فارسی» سخن میرود. به نظر میرسد که توجه ایشان به شعر فارسی و به ویژه جلساتی که با حضور شاعران فارسیزبان از کشورهای مختلف برگزار شد، تأثیر مستقیمی بر این تغییر رویکرد و نگاه چه در سطح اهل فرهنگ و چه در سطح عامه مردم داشت.
بله، دقیقاً. عباراتی مانند «وطن فارسی»، «تمدن نوروز»، «تمدن ایران» و «تمدن فارسی» اصطلاحاتی بود که در دهههای اخیر متداول شد و پیش از این اصلاً نبود است. این بیداری ثمره تلاشهایی بود که تحت زعامت و رهبری ایشان در فرهنگ و معرفت در ایران انجام شد و اتفاقات خجستهای در این سالها در این زمینه در کشورهای مختلف حوزه تمدنی ایران رخ داد.
به عنوان نمونه، الآن در هندوستان صدها شاعر داریم که به زبان فارسی شعر میگویند؛ در حالی که زبان فارسی در 20-30 سال پیش داشت فراموش میشد و فقط در دانشگاههای هندوستان زنده بود. رفته رفته تحت تأثیر نگاه ایشان انجمنها و مجامع ادبی در شبهقاره در شهرهایی مانند دهلی و حیدرآباد و همینطور در کشورهایی مانند افغانستان و تاجیکستان شکل گرفت که پیوندهای فارسیزبانان را مستحکمتر کرد.
نمونهای از این تعاملات فرهنگی و ادبی را میتوانیم در تجربه حضور مهاجران افغانستان با اهل ادب ایران در ایران ببینیم. من از 18 سالگی شروع به فعالیت ادبی کردم، از همان سالها نزدیکترین حلقههای دوستانم را مهاجرین افغانستانی مانند آقای قدسی، محمدکاظم کاظمی و … تشکیل دادند. ما فعالیت ادبی را با هم شروع کردیم و پیش آمدیم. این پیوند به گونهای است که اصلاً الآن نمیتوانیم تفکیکی میان شاعران ایران و افغانستان قائل شویم. این ارتباطات فرهنگی، پیوندها را عمیقتر کرد. در همین روزها که کشور شاهد تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکاست، بسیاری از شاعران فارسیزبان از افغانستان و تاجیکستان به حمایت از ایران آثار خود را منتشر کردند که یکی از درخشانترین نمونههای آن، شعر آقای کاظمی است:
آه ای ایران، مبادا نابهسامانت ببینم
جان جانانی، مبادا درد در جانت ببینم
جان جانانی، مبادا درد در جانت ببینم
در مصاف گرگهای تیزدندانت ببینم
رستم دستان عصری، هفتخوانت را بنازم
تا قیامت در پناه شیر یزدانت ببینم …
*تسنیم: شما در این سالها دیدارهای متعددی را با ایشان داشتید. جالبترین نکتهای که از صحبتهای ایشان دریافت کردید، چه بود؟
رصد بسیار ظریف و موشکافانه ایشان در حوزه فرهنگ، هنر و ادبیات خیلی برای من جالب بود؛ خصوصاً در حوزه زبان فارسی و شعر. ایشان برای هر کسی که گامی در قوی کردن زبان فارسی قدم برداشته، احترام قائل بودند؛ حتی اگر آن فرد از نظر سیاسی دیدگاه مخالفی با ایشان داشت. مثلاً خاطرم هست که در دورهای هجمهها علیه اخوان زیاد و نقل قولی از او مطرح شده بود. حضرت آقا به بهانهای حرف اخوان را به میان کشیدند و فرمودند که آنچه یک ملت از شاعر خود توقع دارد، در شعر اخوان هست. تعابیری که حتی خود اهل دانشگاه هم برای اخوان به کار نبرده بودند.
درباره فروغ فرخزاد هم همینطور. حواشی پیرامون فروغ مطرح شده بود، ایشان در جلسهای فرمودند که فروغ عاقبتبخیر شد.

*تسنیم: که خیلی هم بازتاب داشت این نظر ایشان.
بله؛ درباره شاملو هم همینطور. ایشان در جلسهای حرف شاملو را به میان کشیدند و از عاشقانههای او یاد کردند و گفتند که تفاوت عاشقانههای شاملو در این است که برای خانمش گفته. که میتواند تأییدی بر این سرودهها تعبیر شود. در واقع میخواهم بگویم ایشان برای هر کسی که به زبان فارسی خدمتی کرده بود، احترام قائل بود.
*تسنیم: از این دیدارها خاطره جالبی در ذهن دارید؟ شما اهل خراسان هستید و رهبر شهید هم در جوانی در انجمنهای ادبی خراسان فعال بودند، حضور داشتند و مراودات ادبی با برخی از بزرگان شعر داشتند. احیاناً خاطرهای از آن ایام شنیدهاید که برایتان جالب باشد؟
دکتر شفیعی کدکنی براساس دوستی که با پدرم داشتند و ارادتی که خودم به ایشان داشتم و خدمت ایشان میرفتم، از من خواستند که هر چند ماه یکبار جمعی از شاعرانی که فعال هستند را به منزل ایشان ببرم و جلساتی تشکیل دهیم. حدود 10 جلسه تشکیل شد، از ابتدای دهه 80 تا اوایل دهه 90. در این جلسات حدود 100 شاعر به منزل استاد رفته بودند؛ از سهیل محمودی و استاد گرمارودی گرفته تا سعید بیابانکی، علیمحمد مؤدب و دیگران.
دکتر شفیعی کدکنی در این جلسات خاطرهای از حضرت آقا تعریف کردند و گفتند که هروقت آقای خامنهای به تهران میآمد، به منزل ما هم میآمد. اوخر دهه 30، در یکی از جلساتی که آمده بودند، جویای حال اخوان شده بودند. آقای دکتر شفیعی میگفت شاگردی در نزدیکی منزل ما در همسایگی ما بود، آن موقع تلفن و اینها نبود، به این آقا گفتم که سیدعلی آقا میخواهد اخوان را ببیند، ایشان را همراهی کن.
بعد دکتر شفیعی از شاگردش، آقای قرایی، نقل میکرد که که ما رفتیم دم خانه اخوان، در زدم، چند دقیقهای طول کشید که اخوان آمد دم؛ آن هم با حالی پریشام. در چهارچوب در سلام و احوال پرسی کردم. گفتم با فلانی آمدیم، اخوان تا اسم آقا سیدعلی آقای خامنهای را شنید، خودش را جمع و جور کرد و با لهجه مشهدی به من گفت که لامذهب، باید بیخبر بیایی دم خانه؟!. سرش را از در بیرون آورد و با شوخی و خوشرویی گفت اقلاً یک ندایی به ما میدادی که با ایشان میآیی تا آستینها را بالا میزدم آقا فکر کند که دارم میروم وضو بگیرم. این مراودات فرهنگی و ادبی بین ایشان و اهل ادب از جوانی برقرار بود.
انتهای پیام/
































دیدگاهتان را بنویسید