پاسخ یک جانباز شیمیایی به شبهه کودک سربازی/من سند زنده هستم!
من در سن کودکی-نوجوانی، با اراده و آگاهی که از دلِ عشق به میهن و مردمم برمیخیزد، داوطلبانه راهی جبهه شدم.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حمیدرضا حق شناس که این سالهای اخیر بارها در بیمارستان به دلیل جراحات شیمیایی و بیماریهای قلبی روزها و شبهایش را در بیمارستانها گذرانده و بعضا کمبود دارو به خاطر تحریمها او را به استیصال کشانده، وقتی میشنود در رسانههای دشمن حرف از کودک سربازی میشود و اینکه میگویند در ایران بچههای کوچک را به اجبار وارد مسائل مربوط به جنگ میکنند، دلش به درد میآید.
او که حالا ایام میان سالی را میگذراند، میگوید: من 13 ساله بودم که به جبهه رفتم و اگر از سر هیجان یا اجبار بود اکنون که به دلیل جراحاتم لحظات سختی برای خودم و خانوادهام گذشته باید پشیمان شده باشم دیگر! اما این جانباز شیمیایی نه تنها پشیمان نیست بلکه در جملاتی اینطور پاسخ آن رسانهها و شبهاتی که مطرح میکنند را میدهد:
چندی پیش، در گزارشی از سوی سازمان عفو بینالملل و رسانه ها ادعا شد که در دوران جنگ تحمیلی (جنگ ایران و عراق)، نوجوانان به زور و اجبار به جبهه اعزام میشدند و این ادعا به صورت مشابه تکرار شده است. من به عنوان یک شاهد عینی و کسی که خود در آن دوران، نوجوانی 13 ساله بودهام، صراحتاً اعلام میکنم: این روایت، یا نادقیق است یا عامدانه تحریف میشود.
من در سن کودکی-نوجوانی، با اراده و آگاهی آنقدر که از دلِ عشق به میهن و مردمم برمیخیزد، داوطلبانه راهی جبهه شدم. هیچ نیروی قهری در تصمیم من دخیل نبود؛ نه تهدیدی دیدم، نه اجبار و نه مجبورشدن. ما نوجوانان آن روز، پاسخ به حمله، پاسداشت خاک، و ایستادن در برابر تجاوز بودیم—نه قربانی یک سناریوی دستچینشده.
امروز نیز—در حالی که هنوز آثار مصدومیت ناشی از سلاحهای شیمیایی بر جسم و جانم باقی است—با مسئولیت شهادت میدهم: کسانی که امروز علیه ایران سخن میگویند، حق ندارند دردِ واقعی قربانیان و شهود میدان را با عبارتهای کلی و گزارشهای یکسویه جایگزین کنند. من جانباز 50 درصد شیمیاییام؛ یعنی هر نفس، یادآور بهای سنگینی است که مردم ایران برای دفاع از خود پرداختند. ادعاهای بیپشتوانه، نمیتواند جای حقیقتِ مجروحیتها، رنجها و ارادههای داوطلبانهای را بگیرد که در آن سالها شکل گرفت.
من از رسانههای رسمی و نهادهای حقوق بشری جهان میخواهم به جای تکرار روایتهای کلی، از مسیر مسئولانهتری پیروی کنند:
1) بررسی میدانی و گفتوگو با شاهدان واقعی و خانوادهها، نه فقط اتکا به یک روایتِ از پیش آماده؛
2) توجه به زمینه جنگ، شرایط تصمیمگیری نوجوانان و ماهیت داوطلبانه حضور آنان؛
3) مطالبه شفافیت و پاسخگویی از کسانی که سلاحهای شیمیایی به میدان آوردند و پیامدهای آن را بر قربانیان تحمیل کردند.
اگر امروز حقیقت در برابر قدرت، شجاعت میخواهد، من با تمام رنجی که سالهاست بر جسمم سنگینی میکند، اعلام میکنم: تاریخ دفاع مقدس را نمیشود با ادعاهای تحریفگر پاک کرد. حقیقت، با شهادت و سند زنده میماند—و من یکی از همان شاهدان زندهام .
آگاهانه قضاوت کنید،
مسئولانه تحقیق کنید،
و حقیقت را—نه روایتِ آماده را—انتشار دهید.
با احترام
یک شاهد عینی از دفاع مقدس
جانباز 50 درصد شیمیایی
انتهای پیام/

































دیدگاهتان را بنویسید