مدرسهای که باید به یادمان تبدیل شود؛ چرا میناب نباید فراموش شود؟
بازسازی مدرسه میناب کافی نیست؛ یادمان شهدای دانشآموز باید ساخته شود تا به عنوان جنایت جنگی در تاریخ ثبت شود.
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم ،صبح شنبه نهم اسفند، روزی که قرار بود مانند هر روز دیگری با صدای زنگ مدرسه و هیاهوی دانشآموزان آغاز شود، برای شهر میناب به یکی از تلخترین و ماندگارترین روزهای تاریخ معاصر تبدیل شد.
در نخستین ساعات حمله رژیم صهیونی ـ آمریکایی به کشور، یکی از بیدفاعترین نقاط، یعنی مدارس، هدف قرار گرفتند؛ جایی که نه سنگری بود و نه سلاحی، جز دفترهای مشق و رویاهای کودکانه.
در این میان، مدرسه دخترانه و پسرانه شجره طیبه در میناب، به نماد این جنایت بدل شدند. حملات هوایی پیاپی، در زمانی کوتاه، فضای امن مدرسه را به صحنهای از آتش و ویرانی تبدیل کرد.
روایتها از آن روز، تکاندهنده است؛ پس از اصابت نخستین بمب، مدیر و معلمان تلاش کردند دانشآموزان را به محل امنتری منتقل کنند و با خانوادهها تماس بگیرند، اما حمله دوم همان نقطه را هدف قرار داد. در نتیجه این حملات، 168 دانشآموز دختر و پسر به همراه جمعی از معلمان، جان خود را از دست دادند؛ کودکانی که تنها جرمشان حضور در کلاس درس بود.
این حادثه، صرفاً یک حمله نظامی نبود؛ بلکه نقطهای عطف در حافظه جمعی ملت ایران شد. مدرسهای که باید محل یادگیری و ساخت آینده میبود، به مکانی تبدیل شد که آینده در آن به خاک و خون کشیده شد. نامها، چهرهها و آرزوهایی که در آن روز از میان رفتند، تنها اعداد و آمار نیستند؛ هر کدام روایتی ناتمام از زندگیاند که باید شنیده و ثبت شود.
در بسیاری از کشورهای جهان، هنگامی که فاجعهای چنین رخ میدهد، نخستین اقدام، ثبت و ماندگار کردن آن در حافظه عمومی است. از یادمانهای جنگ جهانی در اروپا گرفته تا موزهها و بناهای یادبود در آمریکا و آسیا، همگی با یک هدف ساخته شدهاند: جلوگیری از فراموشی. این کشورها بهخوبی دریافتهاند که اگر یک حادثه در حافظه فیزیکی جامعه ثبت نشود، بهمرور در ذهنها نیز کمرنگ خواهد شد.
در بسیاری از کشورها، مدارس و حتی مکانهای هدف قرار گرفته در جنگ، به یادمانهایی تبدیل شدهاند که نسلهای بعدی با حضور در آنها، تاریخ را لمس میکنند.
برای قربانیان حوادث مختلف در خیلی از کشورها بناهای یادبودی ساخته میشود که نهتنها محلی برای ادای احترام است، بلکه به یک ابزار آموزشی برای نسلهای آینده تبدیل میشود. این تجربهها نشان میدهد که «حافظهسازی» تنها یک اقدام فرهنگی نیست، بلکه بخشی از هویتسازی ملی است.
با این نگاه، بازسازی مدارس میناب نباید صرفاً یک پروژه عمرانی تلقی شود. ساخت دوباره دیوارها و کلاسها، هرچند ضروری است، اما کافی نیست. آنچه این مکان را متمایز میکند، اتفاقی است که در آن رخ داده؛ اتفاقی که باید دیده شود، روایت شود و در تاریخ باقی بماند.
ساخت یادمان شهدای دانشآموز و معلم میناب در محل این مدرسه، یک ضرورت است؛ ضرورتی برای ثبت یک جنایت، برای پاسداشت خون بیگناهان، و برای آموزش نسلهایی که شاید سالها بعد از این واقعه به این مدرسه قدم بگذارند.
این یادمان باید فراتر از یک نماد داخلی باشد؛ باید به جهانیان نشان دهد که در این نقطه، یک جنایت جنگی رخ داده است. حمله به مدرسه، آن هم در ساعاتی که کودکان بیدفاع در کلاسهای درس حضور داشتند، نه یک خطای نظامی، بلکه مصداقی روشن از هدف قرار دادن غیرنظامیان است. این واقعیت باید در قالبی ماندگار ثبت شود تا هیچ روایت تحریفشدهای نتواند آن را کمرنگ کند.
یادمان شهدای میناب میتواند به سندی زنده تبدیل شود؛ سندی که به هر بازدیدکنندهای، فارغ از ملیت و زبان، نشان دهد که چگونه رژیم صهیونیستی و آمریکا در اقدامی آشکار، مدرسهای را هدف قرار دادند و جان دهها کودک را گرفتند. چنین مکانی، تنها یک یادبود نیست؛ بلکه یک روایت مستند از حقیقتی است که باید در حافظه تاریخی جهان باقی بماند.
از سوی دیگر، این یادمان میتواند حامل پیامی فراتر نیز باشد؛ پیامی درباره تجربه تاریخی ملتها از قدرتهای سلطهگر. آنچه در میناب رخ داد، برای بسیاری از ملتها یادآور واقعیتی آشناست: اینکه قدرتهایی که خود را مدعی نظم و امنیت جهانی معرفی میکنند، در عمل، بارها ناامنی و ویرانی را به کشورهای دیگر تحمیل کردهاند. ثبت این تجربه در قالب یک یادمان، میتواند این پیام را به نسلهای آینده منتقل کند که صلح و امنیت، بیش از آنکه وارداتی باشد، نیازمند اتکا به اراده و حافظه تاریخی ملتهاست.
چنین یادمانی میتواند فراتر از یک سازه نمادین باشد؛ میتواند به فضایی تبدیل شود که هر دانشآموز، هر معلم و هر بازدیدکننده، در برابر آن بایستد و بداند که امنیت و آرامش امروز، بهایی داشته است. این یادمان میتواند روایتگر حقیقتی باشد که شاید در کتابهای درسی تنها در چند خط خلاصه شود، اما در این مکان، با تمام ابعادش قابل لمس خواهد بود.
اگر این جنایت در قالب یک یادمان ماندگار ثبت نشود، خطر فراموشی آن در گذر زمان وجود دارد؛ اما اگر به درستی روایت و تثبیت شود، نهتنها از حافظهها پاک نخواهد شد، بلکه به بخشی از هویت تاریخی این سرزمین و حتی حافظه جهانی تبدیل میشود.
میناب امروز در برابر یک انتخاب تاریخی قرار دارد: ساختن صرف یک مدرسه، یا ساختن مدرسهای که حافظه یک ملت و پیامی برای جهان را در خود نگه دارد. انتخاب دوم، همان مسیری است که میتواند این فاجعه را از یک واقعه تلخ، به درسی ماندگار برای تاریخ تبدیل کند.
انتهای پیام/
































دیدگاهتان را بنویسید