«جنگ تابآوری» در روزهای سرنوشتساز؛ معماری اقتدار ملی برای فتح قله
تابآوری ما در این روزها، یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه در واقعیتهای میدانی و دستاوردهای ملموس تجلی یافته است.
یادداشت مهمان- فاطمه درخشان، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی: این روزها، تاریخ در حال نگارش فصلی سرنوشتساز برای ماست. تقویم ما با واژه «نبرد» گره خورده است، اما مختصات این میدان با تمام جنگهای پیشین تفاوت دارد. واقعیت این است که این جنگ، صرفاً یک رویارویی نظامی در مرزهای جغرافیایی نیست؛ بلکه یک جنگ تابآوری تمامعیار است؛ میدانی که در آن، خط مقدم تا عمق اقتصاد، سیاست، اجتماع و فرهنگ امتداد یافته است. در این مسیر پر تلاطم، نمیتوان چشم بر حقایق بست. ما سختیهای بسیاری کشیدهایم و خسارات مادی، معنوی و انسانی سنگینی را متحمل شدهایم و چه بسا در ادامه این نبرد که ممکن است کمی بیشتر به طول بینجامد، باز هم نیازمند تحمل فشارهایی باشیم.
اما در میانه این غبار و سختی، یک قطبنما مسیر حرکت را روشن نگاه میدارد. همانگونه که رهبر شهید انقلاب با نگاهی راهبردی و امیدبخش فرمودند: «ما از بخش زیادی از مسیر با وجود شیب تند عبور کرده و به قلهها نزدیک شدهایم؛ بنابراین امروز روز خسته شدن و ناامیدی نیست، بلکه روز شوق و امید و حرکت است». این کلام، دقیقاً نقطه عطفی است که نشان میدهد چرا با وجود تمام جراحتها، باید محکمتر از قبل قدم برداشت. در این شرایط، *تابآوری* نقشی حیاتی و تعیینکننده ایفا میکند و مردم باید کمی بیشتر تاب بیاورند تا به پیروزی درخشانی که فاصلهای با ما ندارد، دست یابیم.
تابآوری ما در این روزها، یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه در واقعیتهای میدانی و دستاوردهای ملموس تجلی یافته است. این ایستادگی را میتوان در اقتدار بینظیر منطقهای و تسلط بر شریانهای حیاتی جهان همچون تنگه هرمز، نمایش خیرهکننده قدرت نظامی و تداوم پویایی اقتصادی در دل تحریمها با فروش ۱۴۰ میلیون دلاری نفت مشاهده کرد. در کنار این موارد، روحیه ایثار و شهادتطلبی که همچنان در میان نیروها و مسئولین انقلاب موج میزند و همراهی بیدریغ مردمی، سرمایه اجتماعی عظیمی را خلق کرده است که معادلات دشمن را بر هم میزند. حضور زنده و پویای مردم در خیابانها، به ویژه در چهارشنبه آخر سال، صرفاً یک سنت پاسداشت نیست؛ بلکه نمادی از امید و جریان داشتن زندگی در دل سختترین شرایط است.
با این حال، از منظر جامعهشناختی، برای آنکه این تحمل و صبر به فرسایش اجتماعی منجر نشود و ما را به سلامت به قله برساند، نیازمند تبدیل این انسجام به یک «تابآوری فعال و ساختاریافته» هستیم. برای تحقق این هدف، اتخاذ رویکردهای عملیاتی زیر در دو سطح کوتاهمدت و بلندمدت ضروری است:
• *تقویت شبکههای حمایت خرد و محلی*: جامعه باید از طریق نهادهای مدنی، مساجد و تشکلهای مردمی، چتر حمایتی خود را بر سر اقشار آسیبپذیرتر بگستراند. تابآوری جمعی زمانی حفظ میشود که هیچکس در این مسیر سخت، احساس تنهایی و رهاشدگی نکند.
• *توسعه گفتوگوی شفاف و بازتولید اعتماد*: مسئولان باید با شفافیت کامل، ابعاد مسیر پیش رو را برای مردم تشریح کنند. سرمایه اجتماعی و همراهی مردم تنها زمانی در بلندمدت حفظ میشود که جامعه احساس کند در تصمیمگیریها و تحمل سختیها، شریک و محرم نظام حکمرانی است.
• *تسهیلگری نهادی برای کاهش فشارهای روزمره*: در کوتاهمدت، سیاستگذاران اقتصادی و اجتماعی موظفند موانع دستوپاگیر اداری و فشارهای معیشتی خرد را به حداقل برسانند. تابآوری کلان، نیازمند آزادسازی انرژی جامعه از درگیری با تنشهای فرسایشی روزمره است.
• *هدایت شور اجتماعی به سمت مشارکت سازنده*: حضور خیابانی و نشاط اجتماعی در مناسبتهایی مانند روزهای پایانی سال، باید توسط سیاستگذاران فرهنگی به عنوان فرصتی برای بازآفرینی امید به رسمیت شناخته شود و در گام بعدی، این انرژی به سمت مشارکت در تولید و حل مسائل محلی هدایت گردد.
در نهایت، این آمادگی، تحمل و صبر اگر با چنین تدابیر عملیاتی و اجتماعی همراه شود، دیگر یک «تحمل منفعلانه» نخواهد بود؛ بلکه موتور محرکهای است که در گامهای پایانی، ما را دست در دست یکدیگر از شیبهای تند عبور داده و فاتح قله خواهد کرد.


















دیدگاهتان را بنویسید