از جزیره رسوایی اپستین تا افق موعود
اپستین، نشانههای فروپاشی اخلاقی تمدنی است که قدسیت را از ساحت زیست اجتماعی حذف کرده است.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حجت الاسلام دکتر رضا برنجکار استاد تمام و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و رئیس انجمن کلام حوزه علمیه در گفتگوی اختصاصی، با نگاهی تاریخی ـ تمدنی، از رنسانس تا لیبرالیسم سیاسی را واکاوی میکند و معتقد است حذف خدا از عرصه عمومی، به لذتگرایی افراطی، بحران معنا و در نهایت سقوط اخلاقی انجامیده است؛ سقوطی که به باور او، راه را برای طرح الگوی «تمدن نوین اسلامی» هموار میکند.
حجت الاسلام دکتر رضا برنجکار در ابتدای این گفتگو با طرح یک تقسیمبندی تاریخی از تحولات غرب، ریشههای بحران اخلاقی معاصر را در جابهجایی بنیادین نسبت انسان و خدا جستوجو کرد و افزود: آن چه امروز در قالب رسواییهایی نظیر پرونده مرتبط با جفری اپستین یا حمایتهای بیچون و چرای قدرتهای غربی از رژیم صهیونیستی دیده میشود، نه رخدادی استثنایی بلکه برآمده از یک سیر فکری چندصدساله است.
دکتر برنجکار با اشاره به رخداد رنسانس در اروپا بیان داشت در قرون وسطی، خدامحوری بر ساحت اندیشه و اجتماع حاکم بود، اما پس از رنسانس، انسانمداری بهتدریج جای آن را گرفت و انسان جدید، خود را محور و معیار همه چیز انگاشت و در این تلقی تازه، انسان اینجهانی که در پی رفاه و کامیابی دنیوی است، بهمثابه غایت تلقی می شود و ایده «بهشت زمینی» با تکیه بر علم و تکنولوژی طبق این گونه شکل گرفت و در این چارچوب، این اندیشه قوت گرفت که میتوان با پیشرفت در علوم تجربی، پزشکی، صنعت و تکنولوژی، جهانی ساخت که دیگر نیازی به وعده آخرت و بهشت الهی نداشته باشد. در این جا علم، قرار بود همه امراض را درمان کند؛ مکانیک و صنعت، رفاه بیپایان به ارمغان آورد و نظم سیاسی جدید، آزادی و برابری را تضمین کند و در نهایت در چنین تصویری، دین نهتنها ضرورتی نداشت، بلکه گاه مانع پیشرفت تلقی میشد.
حجت الاسلام برنجکار با اشاره به شکلگیری لیبرالیسم سیاسی افزود: در این دستگاه فکری، دولت وظیفه دارد امنیت و بستر آزادی را فراهم کند تا همه افراد، فارغ از تمایزات معنوی و تقوایی، از رفاه و حقوق برابر برخوردار شوند ودر این نگاه، تفاوتهای مبتنی بر تقوا و تعالی معنوی، به حاشیه رانده شد و «انسان مساوی با انسان» بدون التفات به مراتب وجودی او، به شعار محوری بدل گشت.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به قرن بیستم، گفت: تمدنی که وعده بهشت زمینی میداد، در آغاز همان قرن، با دو جنگ جهانی، خود را در معرض آزمونی تاریخی قرار داد. او بیان داشت که جنگهای جهانی اول و دوم، دهها میلیون کشته بر جای گذاشت و بخش عظیمی از اروپا را ویران کرد؛ رخدادهایی که به باور او، نخستین نشانههای شکست رؤیای خودبنیادی بشر بود. با وجود این فجایع، بشر مدرن عبرت لازم را نگرفت و به جای بازگشت جدی به معنویت اصیل، شاهد ظهور نحلههای معنوی بدیل، گاه غیرخداباورانه و حتی مبتنی بر تجربههای روانگردان و مواد مخدر بودیم؛ معنویتهایی که بیش از آن که اتصال به امر قدسی باشند، نوعی تسکین موقت برای خلأ درونی انسان معاصر به شمار میرفتند.
وی افزود: حذف دین از عرصه عمومی، به معنای حذف نیاز فطری انسان به معنا نیست، بلکه این نیاز، به اشکال دیگر و گاه منحرف بروز میکند و انسان، موجودی معناجوست. اگر معنویت الهی و قدسی در دسترس نباشد، لذتگرایی افراطی، مصرفزدگی یا معنویتهای ساختگی جای آن را میگیرد.
دکتر برنجکار با اشاره به پرونده جفری اپستین، آن را نمادی از «نهیلیسم عریان» در قلب تمدن مدرن دانست و بیان داشت: حضور چهرههای سیاسی و اقتصادی برجسته در شبکههای فساد اخلاقی، نشان میدهد که بحران صرفاً فردی نیست، بلکه ریشه در ساختارهای قدرت دارد. وقتی انسان، خود را جای خدا مینشاند و مرجعیت مطلق را به خویش میدهد، دیگر حد و مرزی قدسی برای تمایلات باقی نمیماند. در چنین فضایی، حتی کرامت کودک نیز میتواند قربانی شهوت قدرت و ثروت شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و رئیس انجمن کلام حوزه علمیه با اشاره به جایگاه ایالات متحده آمریکا در نظم جهانی، تصریح کرد اگر ادعاهای مربوط به ارتباط برخی چهرههای سیاسی با این شبکهها بهصورت کامل و شفاف برای افکار عمومی آشکار شود، اعتماد عمومی بهشدت آسیب خواهد دید و در حال حاضر مدیریت رسانهای این پروندهها، خود نشانهای از پیوند قدرت سیاسی و سرمایه در جهان مدرن است.
دکتر رضا برنجکار با اشاره به تحولات منطقه غرب آسیا و جنگ غزه، گفت: کشتار گسترده غیرنظامیان، بهویژه زنان و کودکان، پرسشی جدی درباره صداقت مدعیان حقوق بشر ایجاد کرده است و حمایتهای آشکار قدرتهای غربی و نهادهایی مانند ناتو از رژیم صهیونیستی، نشاندهنده وجود معیارهای دوگانه در مواجهه با مسئله کرامت انسانی است.اگر برابری انسانها یک اصل جهانشمول است، چرا خون کودک فلسطینی، ارج و بهایی همسنگ دیگر انسانها ندارد؟ این پرسشی است که وجدان بیدار جهانی را مخاطب قرار میدهد. وی افزود:نباید اقدامات یک جریان سیاسی خاص را به پای ادیان الهی نوشت و آن چه امروز تحت عنوان صهیونیسم سیاسی عمل میکند، لزوماً نماینده تعالیم اصیل ادیان آسمانی نیست و خلط این دو، به سوءفهمهای عمیق میانجامد.
برنجکار در ادامه بیان داشت: به نظر میرسد بشریت، بیش از هر زمان دیگری دریافته که تمدن مبتنی بر خودبنیادی مطلق انسان، ایدئال و نهایی نیست. بحرانهای اخلاقی، جنگها و بیعدالتیهای ساختاری، عطش بازگشت به معنویت را افزایش داده است.
وی با اشاره به طرح «تمدن نوین اسلامی» که در سالهای اخیر در ادبیات فکری جمهوری اسلامی ایران برجسته شده، اظهار داشت که ایران بهدلیل پیشینه تاریخی و ظرفیتهای فرهنگی خود، میتواند حامل چنین پیامی باشد و فشارهای سیاسی و اقتصادی بر ایران، صرفاً به مسائل ژئوپلیتیک یا منابع انرژی محدود نمیشود، بلکه هراس از الگوی بدیل تمدنی نیز در آن نقش دارد و اگر الگویی مبتنی بر وحی، عدالت و کرامت انسانی بتواند در عرصه عمل، کارآمدی خود را نشان دهد، طبیعی است که برای نظم مسلط جهانی چالشبرانگیز باشد.
دکتر برنجکار ضمن اذعان به مشکلات اقتصادی داخلی، بیان داشت که تحریمهای خارجی و ضعفهای مدیریتی و ساختاری داخلی، دو عامل مهم در وضعیت کنونی هستند. وی تأکید کرد که استقلال سیاسی بدون تقویت بنیانهای اقتصادی، کامل نخواهد شد اما در حوزههای علمی، پزشکی، فناوریهای نوین و توان دفاعی، پیشرفتهای قابل توجهی حاصل شده است، اما اقتصاد همچنان پاشنه آشیل ماست. اگر بتوانیم با تکیه بر الگوهای بومی و مقاوم، این چالش را مدیریت کنیم، مسیر برای تحقق تمدن نوین هموارتر خواهد شد. به باور وی، گرایش فطری انسانها به معنویت، سرمایهای است که میتواند آیندهای متفاوت رقم بزند و فطرت الهی در نهاد همه انسانها حضور دارد. اگر الگویی بتواند این فطرت را مخاطب قرار دهد و در عین حال کارآمدی عینی خود را نشان دهد، اقبال عمومی به آن دور از انتظار نخواهد بود.
حجت الاسلام برنجکار در پایان تأکید کرد پروندههایی نظیر جزیره اپستین، جنگهای جهانی و بحران غزه، نشانههایی از یک بحران عمیقتر در بنیانهای فلسفی تمدن مدرن است؛ بحرانی که از حذف قدسیت از ساحت زیست اجتماعی آغاز شده و به نهیلیسم اخلاقی انجامیده است و همین بنبست، میتواند فرصتی تاریخی برای بازاندیشی در مبانی تمدنی و حرکت به سوی الگویی مبتنی بر وحی، عدالت و کرامت انسانی باشد.
انتهایپیام/






































دیدگاهتان را بنویسید