لحظه تجدید میثاق اجتماعی و مسئولیت مضاعف قدرت
اگر دولت و مردم به تعهد خویش وفادار بمانند، میثاق اجتماعی نه تنها حفظ میشود، بلکه تعمیق میگردد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در تاریخ ملتها روزهایی هست که صرفاً در تقویم نمینشینند، بلکه در وجدان جمعی تهنشین میشوند؛ روزهایی که حضور مردم در آنها نه یک رخداد عادی سیاسی، بلکه نوعی بازگوییِ نسبت خویش با قدرت، هویت و آینده است. 22 بهمن از همین سنخ است؛ روزی که هر سال، نه به عنوان یادبود یک واقعه تاریخی، بلکه به مثابه صحنهای برای «تجدید میثاق اجتماعی» بازآفرینی میشود. اگر انقلاب اسلامی را لحظه تولد یک قرارداد نوین میان ملت و حاکمیت بدانیم، راهپیمایی 22 بهمن را باید آیین سالانه بازخوانی و بازتأیید آن قرارداد فهم کرد؛ آیینی که در آن مردم با حضور خویش، بار دیگر به جمهوری اسلامی «آری» میگویند، اما این آری، صرفاً یک تأیید سیاسی نیست، بلکه اعلام استمرار یک اراده تاریخی است. در نظریههای کلاسیک قرارداد اجتماعی، از هابز تا روسو، فرض بر این است که جامعه در لحظهای بنیادین، میان آشوب طبیعی و نظم سیاسی، یکی را برمیگزیند و با انتقال بخشی از اراده خود به حاکمیت، امنیت و سامان میطلبد. اما در تجربه انقلاب اسلامی ایران، آنچه رخ داد، صرفاً انتقال قدرت نبود، بلکه انتقال معنا بود. مردم نه فقط برای امنیت یا رفاه، بلکه برای تحقق تصویری از عدالت، استقلال و کرامت انسانی به میدان آمدند. در این چارچوب، 22 بهمن یادآور آن است که مشروعیت سیاسی در جمهوری اسلامی، ریشه در پیوندی زنده و پویا میان مردم و نظام دارد؛ پیوندی که اگرچه در 1357 تکوین یافت، اما بقای آن منوط به بازتولید مستمر است.
حضور حداکثری مردم در راهپیمایی 22 بهمن امسال را نمیتوان تنها با شاخصهای رایج مشارکت سیاسی سنجید این حضور، نه یک رأیگیری رسمی است و نه کنشی صرفاً نمادین؛ بلکه نوعی اعلام تعلق است. مردمی که در این روز به خیابان آمدند، در واقع اعلام نمودند که هنوز خود را در چارچوب جمهوری اسلامی تعریف میکنند، هنوز این نظام را ظرف تحقق آرمانهای خویش میدانند، و هنوز امید دارند که این ساختار بتواند پاسخگوی مطالبات آنان باشد. این «آری دیگر» به جمهوری اسلامی، بیش از آن که به گذشته معطوف باشد، رو به آینده دارد؛ آری به امکان اصلاح، به ظرفیت پیشرفت، و به استمرار هویتی که انقلاب اسلامی آن را صورتبندی کرد. هر میثاقی دو سویه می باشد یعنی اگر مردم با حضور خویش قرارداد اجتماعی را تجدید نمودند، حاکمیت نیز باید به همان اندازه، در سطحی عمیقتر، آن را بازخوانی کند. در غیر این صورت، میثاق به مراسمی تهی از معنا فروکاسته میشود. آری مردم، صرفاً مطالبه وفاداری نیست؛ مطالبه مسئولیت است. در فلسفه سیاسی معاصر، مشروعیت نه یک وضعیت ایستا، بلکه فرآیندی پویاست؛ مشروعیت، محصول تعامل مستمر میان کارآمدی، عدالت و پاسخگویی است. از این منظر، 22 بهمن هر سال به حکومت یادآوری میکند که مشروعیت، سرمایهای مصرفشدنی است و تنها با ارتقای کیفیت حکمرانی بازتولید میشود.
نخستین وظیفه متقابل حکومت در برابر این آری بزرگ، پاسداشت کرامت مردم است. مردمی که به صحنه میآیند، نه رعیتاند و نه تماشاگر؛ آنان صاحبان اصلی انقلاباند. اگر در نظریه تجدید میثاق اجتماعی، مردم نقش «تجدیدکننده» قرارداد را دارند، حکومت باید نقش «متعهد به ارتقا» را ایفا کند. این ارتقا، پیش از آن که در عرصههای نمادین جلوه کند، باید در زندگی روزمره مردم محسوس باشد؛ در عدالت اقتصادی، در مبارزه با فساد، در شفافیت ساختارها و در امکان مشارکت واقعی در تصمیمسازیها. آری مردم، در واقع اعطای فرصت دوبارهای است برای تعمیق عدالت است.
دومین مسئولیت، بازسازی مستمر اعتماد عمومی است. اعتماد، ستون نامرئی هر نظام سیاسی است. حضور گسترده مردم در 22 بهمن امسال با تمام کم و کاستی ها و مشکلات اقتصادی و حوادث دی ماه نشان داد که این ستون همچنان پابرجاست؛ اما بقای آن نیازمند مراقبت دائمی است. اعتماد با وعده ساخته نمیشود، با صداقت و کارآمدی تثبیت میشود. اگر مردم در این روز، بار دیگر خود را در کنار نظام تعریف کردند، انتظار دارند که نظام نیز آنان را در متن سیاستگذاریها ببیند، نه در حاشیه آن و این اعتماد زمانی تعمیق میشود که فاصله میان تصمیم و تأثیر آن در زندگی مردم کاهش یابد.
سومین وظیفه، ارتقای کیفیت حکمرانی به سطحی تمدنی است. انقلاب اسلامی از آغاز داعیه تمدنی داشت؛ داعیه ارائه الگویی نو از نسبت دین و سیاست، اخلاق و قدرت، و مردم و حاکمیت و حضور مردم در 22 بهمن را میتوان نشانهای از استمرار باور به این امکان تمدنی دانست اما تحقق آن، نیازمند نوآوری در ساختارها، بهرهگیری از نخبگان، و گشودگی به نقد است. حکومتی که خود را برآمده از اراده مردم میداند، باید نقد را نه تهدید، بلکه فرصت تلقی کند. میثاق اجتماعی زمانی عمیق میشود که امکان اصلاح درونی فراهم باشد.
چهارمین مسئولیت، توجه به نسلهای نو است. جوانانی که امروز در راهپیمایی 22 بهمن حضور یافتند، تجربه مستقیم انقلاب 1357 را نداشتند؛ آنان انقلاب را از خلال روایتها میشناسند و اگر این نسل همچنان به جمهوری اسلامی آری میگوید، این آری بیش از آن که مبتنی بر خاطره باشد، بر امید استوار است. حکومت باید این امید را پاس بدارد؛ با گشودن افقهای تازه، با فراهم کردن فرصتهای برابر، و با شنیدن صدای متفاوت آنان است و تجدید میثاق اجتماعی بدون حضور فعال نسلهای نو، به تدریج به آیینی تاریخی بدل میشود.
از این منظر، 22 بهمن صرفاً روز حمایت نیست؛ روز محاسبه نیز هست. همانگونه که مردم با حضور خویش وفاداری خود را اعلام میکنند، حکومت نیز باید کارنامه خویش را در آیینه این حضور ببیند و اگر حضور مردم گسترده است، این نشانه سرمایه اجتماعی است؛ اما سرمایهای که اگر به درستی به کار گرفته نشود، مستهلک خواهد شد. آری مردم، سرمایهای اخلاقی است که باید به بهبود سیاست عمومی، به ارتقای کارآمدی، و به تعمیق عدالت ترجمه شود. 22 بهمن، در این خوانش، نه پایان یک روایت، بلکه آغاز دوباره آن است؛ لحظهای که در آن، اراده جمعی مردم و مسئولیت تاریخی حکومت به هم میرسند. این روز یادآور آن است که مشروعیت سیاسی در جمهوری اسلامی، امری زنده و در حال شدن است؛ امری که با هر حضور مردمی تجدید میشود و با هر تصمیم حکمرانی معنا مییابد. اگر این آری بزرگ مردم با آری متقابل حکومت به عدالت، شفافیت و کارآمدی همراه شود، آنگاه میتوان گفت که میثاق اجتماعی نه تنها تجدید شده، بلکه به افقی تازه گام نهاده است.
در نهایت، میتوان گفت که راهپیمایی 22 بهمن صحنهای است که در آن، ملت و حاکمیت به یکدیگر مینگرند و مردم با حضور خود میگویند: «ما هنوز در این کشتی نشستهایم.» و حکومت باید پاسخ دهد: «ما نیز مسئولیت هدایت این کشتی را با تمام توان و صداقت بر عهده داریم.» اگر این گفتوگوی نانوشته هر سال تکرار شود و هر دو سوی آن به تعهد خویش وفادار بمانند، میثاق اجتماعی نه تنها حفظ میشود، بلکه تعمیق میگردد.
انتهای پیام/






































دیدگاهتان را بنویسید