×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • قدیمی‌ترین شواهد دوخت پوشاک در غارهای اورگان کشف شد

  • کد نوشته: 17166
  • ۱۹ بهمن ۱۴۰۴
  • 5 بازدید
  • ۰
  • «قدیمی‌ترین نمونهٔ احتمالیِ پوشاک در میان یافته‌های ارگانیکِ مربوط به بیش از ۱۲ هزار سال پیش در غارهای اورگان کشف شده است.»

    قدیمی‌ترین شواهد دوخت پوشاک در غارهای اورگان کشف شد

    «قدیمی‌ترین نمونهٔ احتمالیِ پوشاک در میان یافته‌های ارگانیکِ مربوط به بیش از ۱۲ هزار سال پیش در غارهای اورگان کشف شده است.»

    مجله اینترنتی باستان شناس :در پناهگاه صخره‌ای غار کوگار ماونتین در اورگان، دو تکه کوچک چرم که با یک بند به یکدیگر متصل شده‌اند و همراه با دیگر یافته‌های ارگانیک که حدود ۱۲٬۴۰۰ سال حفظ شده‌اند کشف شده است. به گفته پژوهشگران، این یافته می‌تواند قدیمی‌ترین نمونه فن ابتدایی دوخت باشد که تاکنون شناسایی شده است. اگر این تفسیر درست باشد، این کشف به معنای نخستین بقایای واقعیِ یک پوشاک است که از دوره پلیستوسن پایانی به‌جا مانده؛ زمانی که انسان‌های مدرن در حال گسترش به سرزمین‌های سرد شمالی بودند.

    در غار کوگار ماونتین و همچنین غارهای پایزلی در نزدیکی آن در اورگان، نشانه‌هایی از خیاطیِ پیشاتاریخیِ دوره پلیستوسن پایانی به‌همراه شمار قابل توجهی از اشیای ارگانیک دیگر کشف شده است. این یافته‌ها توسط ریچارد روزنکرنس از دانشگاه نوادا، کیتلین مک‌دونا از دانشگاه اورگان و همکاران بین‌المللی‌شان در مجله Science Advances گزارش شده‌اند.

    یکی از یافته‌های غارهای پایزلی، نواری از پوست خرگوشِ فرآوری‌شده است. پژوهشگران به شباهت آن با دامن‌های ساخته‌شده از خز خرگوش اشاره می‌کنند که مردم پایوت شمالی در اورگان تا همین اواخر با بافتن الیاف گیاهی می‌ساختند. به باور آنان، این شباهت می‌تواند نشان‌دهنده تداوم یک سنت پوشاکی باشد که ریشه‌های آن تا دوره پارینه‌سنگی بازمی‌گردد.

    اما نکته اصلی مقالات آنها این است: این اشیاء فاسدشدنی در حوضه بزرگ در آمریکای شمالی، که قدمت آنها به زمانی برمی‌گردد که انسان‌ها تازه شروع به ورود به آمریکا کرده بودند، چیزی را روشن می‌کنند که می‌توانیم از شواهد غیرمستقیم فزاینده استنباط کنیم اما نمی‌توانیم آن را اثبات کنیم: چگونه گونه ما در سطح روزانه با سرمای شدید به گونه‌ای کنار می‌آید که هیچ گونه انسانی دیگری نتوانسته است.

    از سراسر وب

    تکه‌های چرم دوخته شده در کوه کوگار

    انسان خردمند حداقل از چند جهت با سایر گونه‌های انسانی متفاوت است. یکی از آنها خلق هنر تجسمی است. دیگری اینکه، به نظر می‌رسد، ما به تنهایی روش‌های زندگی را در شمال دور توسعه داده‌ایم. گفته می‌شود نئاندرتال‌ها و دنیسوواها اوراسیا را “فتح” کرده‌اند؛ اما این اتفاق در مناطقی در جنوب صفحات یخی رخ داده است. آنها خیلی به سمت شمال نرفتند. پس چگونه این کار را کردیم؟

    از سراسر وب

    احتمالاً انسان‌تبارها به مدت یک میلیون سال آتش را کنترل می‌کردند. اما شما نمی‌توانید برهنه در برف با مشعلی در دست راه بروید. آتش در درجه اول برای دور نگه داشتن شکارچیان، گرم کردن غار در صورت وجود و پختن غذا استفاده می‌شد. بنابراین، با توجه به اینکه انسان‌ها تا ۴۵۰۰۰ سال پیش به شمال نفوذ کردند، فرض کردیم که آنها در دوران پارینه سنگی کفش و لباس می‌ساختند. اما ما هرگز هیچ مدرک محکمی از آنها پیدا نکردیم.

    ما هنوز مستقیماً «پوشاک» پیدا نکرده‌ایم؛ اما اکنون، با آشکار شدن تأثیر دوره درایاس پسین، ممکن است شواهدی داشته باشیم که نشان دهد پالئو-اورگانی‌هایی که در غار کوه کوگار زندگی می‌کردند، پوست‌های خود را به هم می‌دوختند.

    حدود ۱۲۹۰۰ تا ۱۱۷۰۰ سال پیش، روند گرمایش معکوس شد و نیمکره شمالی سردتر و خشک‌تر شد. برخی معتقدند که برخورد یک دنباله‌دار یا سیارک باعث زمستان جهانی شده است. با این حال، این دیدگاه به شدت مورد بحث است و شواهد دیگر به اختلاط آب‌های قطب شمال با جریان‌های اقیانوسی جهانی اشاره دارد. در هر صورت، تخمین زده می‌شود که در طول دوره خشکی جوان‌تر، دمای گرینلند ممکن است طی یک هزاره تا ۱۰ درجه سانتیگراد کاهش یافته باشد؛ این کاهش در جنوب کمتر مشهود است. بنابراین ساکنان اولیه اورگان به لباس نیاز داشتند.

    از سراسر وب

    محققان نمی‌توانند بگویند که آیا قطعات چرمی که با بند به هم بسته شده بودند، متعلق به یک کت، یک کفش شبیه به کفش‌های موکاسین یا بخشی از یک چادر بوده‌اند. با این حال، یافته‌هایی وجود دارد که از تفسیر آنها پشتیبانی می‌کند: وجود سنجاق و بند و نیاز به لباس‌های چندلایه و چسبان.

    این یافته‌ها هیجان‌انگیز هستند، اما تعجب‌آور نیستند. وقتی انسان‌ها احتمالاً حدود ۱۵۰۰۰ سال پیش به آمریکای شمالی رسیدند، احتمالاً تمام مهارت‌های پیشرفته‌ای را که «از خانه» داشتند، از جمله استعدادشان برای اهلی کردن سگ، با خود آوردند.

    مهارت‌هایی که در یافته‌های اورگان دیده می‌شود، پیش از این در دنیای قدیم وجود داشته است. نمونه‌های طناب‌مانندی با قدمت ۵۰ هزار سال در فرانسه یافت شده‌اند که احتمالاً توسط نئاندرتال‌ها ساخته شده‌اند. یافته‌های مشابهی نیز در اوهالو در دریای جلیل، در یک اردوگاه شکارچی-ماهی‌گیر با قدمت تقریباً ۲۰ هزار سال، وجود دارد. این فناوری از قبل وجود داشته و مردم حوضه باسین اشکال مختلفی از آن را تولید کرده‌اند.

    در واقع، روزنکرانس توضیح می‌دهد که بزرگترین دسته در میان یافته‌های فاسدشدنی در کوه کوگار، ریسمان‌های ساخته شده از الیاف گیاهی بودند. این ریسمان‌ها از نظر قطر و کیفیت متفاوت بودند، که نشان می‌دهد برای اهداف مختلفی استفاده می‌شدند. حصیر یا سبدهای قابل شناسایی در کاوش‌های اورگان یافت نشد. با این حال، ریسمان‌ها و سایر قطعات بافته شده پیچ خورده ممکن است برای هر دو منظور استفاده شده باشند.

    در آمریکای شمالی، سوزن‌های استخوانی در چهار مکان ماقبل تاریخ در اورگان پیدا شدند که فرضیه «دوخت» را تأیید می‌کنند. همانطور که روزنکرانس نیز تأیید کرد، وجود فناوری سوزن در واقع قابل پیش‌بینی بود. سوزن‌های مشابهی در لایه‌هایی با قدمت حداقل ۵۰،۰۰۰ سال در غار دنیسووا در سیبری و در بافت‌هایی با قدمت ۱۵،۰۰۰ سال در اروپا یافت شده‌اند.

    با این حال، روزنکرانس به طور خاص تأکید می‌کند که سوزن‌های مربوط به این دوره در آمریکای شمالی و اورگان، از بهترین سوزن‌های دست‌ساز ساخته شده در اواخر دوره پلیستوسن هستند.

    تنها نکته‌ی تعجب‌آور این است که این اشیاء چقدر خوب حفظ شده‌اند. با این حال، این غارها کاملاً خشک هستند و همین موضوع وضعیت حفظ آنها را توضیح می‌دهد. روزنکرانس می‌گوید: «کوهستان کوگار یک پناهگاه سنگی خشک است. ۱۳۰۰۰ سال است که هیچ آبی وارد آن نشده است.»

    به نظر می‌رسد مردم اینجا از طیف گسترده‌ای از گیاهان استفاده می‌کردند. روزنکرانس می‌گوید: «حتی در این نمونه کوچک، من به طرز باورنکردنی تحت تأثیر تنوع چوب‌ها و گونه‌های گیاهی مورد استفاده برای ساخت اشیاء مختلف قرار گرفتم.»

    شکار خرگوش

    ساکنان اورگان در اواخر دوره درایاس، حیوانات بزرگ و همچنین حیوانات کوچک‌تر را شکار می‌کردند.

    علاوه بر سایر یافته‌های ارگانیک در این محل، اشیاء چوبی نیز در کاوش‌های اولیه در دهه ۱۹۶۰ گزارش شده‌اند. با این حال، به نظر می‌رسد که برخی از این اشیاء ممکن است از بین رفته باشند. این تیم سه نمونه باقی مانده را به عنوان مکانیسم‌های احتمالی فعال کننده تله‌های سقوطی که برای گرفتن حیوانات کوچک استفاده می‌شدند، تفسیر می‌کند.

    بدیهی است که این محرک‌های فرضی شبیه چوب‌های شکسته به نظر می‌رسند. پس چطور این را فهمیدند؟ روزنکرانس می‌گوید: «این سخت‌ترین بخش تفسیر آن بود. اینها احتمالاً نادرترین اشیاء هستند، حتی در پناهگاه‌های سنگی خشک ما.» با این حال، او می‌گوید که آنها شباهت‌هایی با تله‌های سقوط مدرن می‌بینند. او اضافه می‌کند: «ما نمی‌توانیم ۱۰۰ درصد مطمئن باشیم، اما من در مورد محرک‌ها کاملاً مطمئن هستم.»

    ساکنان فاقد فناوری تیر و کمان بودند و احتمالاً حیوانات کوچک و سریع را با نیزه شکار نمی‌کردند، زیرا این کار بسیار دشوار بود. تصور می‌شود که خز لازم، احتمالاً از طریق «گله کردن خرگوش» به دست می‌آمده است. روزنکرانس می‌گوید: «به نظر می‌رسد این یک سنت حداقل ۱۰۰۰۰ ساله باشد.»

    در دو مکان دیگر، در ۱۰۰ کیلومتری پیزلی، دو گودال آتش بزرگ وجود دارد که هر کدام چند متر قطر دارند. در این گودال‌ها، باستان‌شناسان جانوری بیش از ۱۴۰۰۰ استخوان خرگوش شناسایی کرده‌اند. هیچ استخوانی متعلق به حیوانات دیگر در این گودال‌ها پیدا نشده است. به گفته روزنکرانس، این بسیار شبیه به عملی است که در میان مردم محلی در طول مواجهه آنها با اروپایی‌ها مشاهده شده است: چیزی که «جمع کردن دسته‌جمعی خرگوش‌ها» نامیده می‌شود.

    روزنکرانس توضیح می‌دهد: «آنها همزمان تعداد زیادی خرگوش را برای خز و غذا شکار می‌کردند، اما این یک فعالیت جمعی نیز بود.»

    این به طرز عجیبی یادآور یک تکنیک باستانی دیگر است: تعقیب گله‌های غزال‌ها و سایر گیاهخواران به سمت تله‌های غول‌پیکر که در آنجا کشته می‌شدند. مشخص نیست که آنها با مقدار عظیم پروتئین تولید شده توسط این روش چه می‌کردند. این تله‌ها که “بادبادک” نامیده می‌شوند، هزاران سال پس از ترک آسیا توسط این افراد و در بیابان‌های جنوبی‌تر ظاهر شدند.

    روزنکرانس، گله‌داری خرگوش را اینگونه توضیح می‌دهد: خرگوش‌ها گله تشکیل نمی‌دهند و گونه‌ای که خرگوش صحرایی نامیده می‌شود، لانه حفر نمی‌کند. مردم تورهایی، گاهی تا ۳۰۰ متر طول، نصب می‌کردند و یک گروه خرگوش‌ها را تا داخل تور تعقیب می‌کردند در حالی که گروه دیگر آنها را می‌کشت. او می‌گوید: «این کار به یک تلاش جمعی نیاز داشت. فرض ما این است که گودال‌های آتش پر از استخوان خرگوش تقریباً به طور قطع نشان‌دهنده شکار دسته جمعی خرگوش است.»

    بنابراین، این رفتاری که اروپایی‌ها مشاهده کردند، ممکن است سنتی بوده باشد که به آغاز باز می‌گردد و در طول استعمار، آوارگی قبایل محلی و کاهش جمعیت خرگوش‌های صحرایی ادامه یافته است.

    پس چرا آنها به تله‌های سقوطی و آن محرک‌های فرضی نیاز داشتند وقتی که می‌توانستند خرگوش‌ها را به دام بیندازند؟ «ما نمی‌دانیم؛ مطمئن نیستیم که آیا آنها ۱۲۰۰۰ سال پیش به صورت دسته جمعی خرگوش‌ها را به دام می‌انداختند یا نه. در قبایل بعدی، گله‌داری خرگوش معمولاً یک بار در بهار و یک بار در پاییز اتفاق می‌افتاد. از تله‌ها برای رفع نیازهای روزانه خرگوش‌هایشان استفاده می‌شد. آنها همچنین به احتمال زیاد با آتلاتل‌ها (پرتاب‌کننده‌های نیزه) و/یا چوب‌های پرتابی بومرنگ‌مانندِ بدون بازگشت شکار می‌کردند.»



    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *