×
×

عرفان تمدنی در اندیشه امام خمینی

  • کد نوشته: 16063
  • ۱۷ بهمن ۱۴۰۴
  • 7 بازدید
  • ۰
  • امام خمینی(ره) توانست یک سبک زندگی و زیستار اجتماعی خاصی را از خود برجای بگذارد و در دیدگان جهانیان قرار دهد.

    عرفان تمدنی در اندیشه امام خمینی
  • فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حجت‌­الاسلام و المسلمین دکتر محمدجواد رودگر دانشیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در یادداشتی عرفان اصیل اسلامی را دارای  یک هویت کاملاً مستقل و جامعِ درونگری و برونگری توصیف می‌کند که ظرفیت ذاتی برای عرفان فردی و اجتماعی توأمان قرار داده است. اگر چه عرفان همواره با دو مشکل ابهام و ابتهام به لحاظ معرفتی و تاریخی مواجه بوده است؛ اما اجتماعی بودن عرفان اسلامی، عارضی نبوده و نیست. بلکه در درون و ماهیت وجودی آن استقرار دارد. أسفار اربعه عرفانی در عرفان عملی، مجموعه­ی مقامات معنوی و منازل سلوکی، در حقیقت عهده­دار همین معنا خواهند بود که به لحاظ مفهومی و تاریخی و حتی مصداقی باید آن را دقیق و عمیق مورد توجه و عنایت قرار داد.

    امام خمینی (ره) به عنوان یک شخصیت واقعاً بی‌­بدیل در عرصه عرفان اسلامی، با اشراف کامل بر تراث عظیم و غنیم عرفان اسلامی، توانست یک قرائت شیعی و جامعی از عرفان اسلامی (در ساحت نظر و عمل) ارائه دهد و به عنوان نماینده تام و کامل عرفان ناب اسلامی، (آن­هم در کلام و کردار) عرفان پرده­نشین را شاهدِ بازار کرده و از انزوا، عزلت و خلوت به متن زندگی و جَلوت تا سرخط تشکیل نظام ولایی مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه که خود جلوه­ای از ولایت اطلاقیه­ی معصومین (ع) است یا در واقع جلوه­ای از ساحات و شئون وجودیِ انسانِ کاملِ معصوم به شمار می­رود، در بیاورد. در واقع امام راحل، عرفان را هم در ساحت فقه اکبر و هم در ساحت فقط اوسط و هم در ساحت فقه اصغر؛ ساری و جاری ساخت. این در واقع یک نوآوری علمی و عینی یا عملی حضرت امام(ره) در این زمینه بود و هست.

    در نتیجه امام خمینی(ره) با بینش، گرایش و کنشِ صائب و صادق در آثار گفتاری، نوشتاری و رفتاری خود توانست عرفان اجتماعی را به سمت عرفان اجتماعی تمدنی سوق و سیر دهد و تشکیل یک نظام اسلامی ولایی، در واقع قله­ی این اثر وجودی حضرت امام(ره) به شمار می­رود. ما نباید این مطلب را کم بگیریم و یا نگاه تحلیل­‌گرایانه یا تقلیل­‌گرایانه به این مسئله داشته باشیم. نگاه تمدنی به عرفان و تولید ادبیاتِ عرفانیِ تمدنی از سوی امام(ره) و البته بعضی از عارفان و عالمان ربانی و سالکان توحیدی در این زمینه مغتنم است. البته امام راحل عرفان تمدنی را به مثابه بعد مهم حیات اندیشگی و حیات طیبه­ عینی خود در جامعه اسلامی ایران و حتی جهان اسلامی متجلی سازد و آن را به نمایش بگذارد. اکنون نام و یاد امام خمینی(ره) و سنت و سیره علمی و عملی او در واقع یکی از حقایقی که به اذهان منتقل می­‌کند یا در واقع اذهان با نام و یاد امام، عرفانِ تمدنی را در خود متداعی می‌­سازند، از همین زاویه است.

    امام راحل هم عرفانِ اصیلِ اسلامی را با همه­ آن پشتوانه و پیشینه نظریه‌­ای و تاریخی احیا کرد و هم توانسته است با قرائت شیعی، عرفانِ اصیلِ اسلامی را استکمال و ارتقای وجودی ببخشد. به یک معنا می‌­توان گفت حضرت امام(ره) توانسته است با اسم «حَکَم» و «العَدل» در راستای انسان­سازی فردی و جامعه‌­سازی به معنای انسانِ اجتماعیِ عرفانی، یک کار بزرگی را رقم زند و توحید فردی و اجتماعی را با غایتی هم­چون حیات طیبه تعقیب نماید و آن را نه­تنها در بیان و بنان؛ بلکه در قالبِ یک ولایت و حکومت سیاسی و اجتماعی، متجلی و متبلور ساخت. برای این­ کار – عرفان تمدنی – امام الزاماتی را پیش­روی ما قرار داد که آن­ها به همان نظام بینشی یا اندیشه‌­ای، نگری و گرایشی، منشی، کُنشی و روشی باز می‌­گردد.

    امام خمینی(ره) توانست یک سبک زندگی و زیستار اجتماعی خاصی را از خود برجای بگذارد و در دیدگان جهانیان قرار دهد. نیز با دو اسمی که عرض شد – حَکَم و العَدل – در واقع عنوان خلیفه­الله را به معنای واقعی کلمه، کاربست­‌هایش را در ساحات معرفتی، عبودیتی و عدالتی (آن هم عدالت اجتماعی) نشان دهد. امام راحل توانست زمینه‌­ای را فراهم کند که مقام معظم رهبری در استمرار و استکمالِ این حرکت نورانی امام در مراحل پنج­گانه انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن نوین اسلامی را با بنیادها، راهبردها، مراحل، راهکارها و برنامه­‌ها و در کنار آن با ایده­پردازی­‌ها، گفتمان­‌سازی‌­ها، جریان­‌سازی­‌ها و … مطرح نماید. در واقع امتدادِ اجتماعیِ آن نظامِ تمدنیِ عرفان اسلامی را با استخدام واژه معنویت اسلامی (آن هم معنویتی که با عدالت و عقلانیت در هم تنیده است) با شیوه و منطق استنادی و استیادی و استنباطی از مکتب امام خمینی(ره) همواره بیان و تبیین کنند تا بتوانند به سرمنزل مقصود برسانند.

    اکنون یک رسالت علمی و جهادتبیینی بر عهده ما است. آن این است که عرفان اسلامی را در شعاع اندیشه و بینش امام خمینی و افق فکری امام که بر منابع نوشتاری و گفتاریِ بسیار غنی‌ای ابتنا و اتکا دارد و همواره چه در ساحت درس، بحث، تحقیق، مطالعه و تدوین کتب و چه در ساحت تبلیغ و تربیت نیروی انسانی به منصه ظهور برسانیم و در این زمینه به وظیفه خودمان عمل کنیم و از جهت دیگر هم به لحاظ آن زیست اجتماعیِ انقلابی و جهادی در متن نظام اسلامی، ما به وظایف و تکالیف خودمان در این زمینه عمل کنیم. عرفان تمدنی و تولید تمدن نوین اسلامی، صرفاً با کارهای پژوهشی محقق نمی­‌شود؛ بلکه باید در مقام عمل و عینیت نیز این مسئله التزام عملی داشته باشد. بر اساس آراء و اندیشه­های امام خمینی(ره) و تبیین‌ها و تفسیرهای صائب و صادق مطابق با واقع مقام معظم رهبری، این مسئله را  تعقیب و پیگیری کنیم.

    انتهای‌پیام/

     

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *