رسالت امروز ما در تکرار معجزه روایت فتح
برای جاودانه ساختن روحیه حماسی یک ملت، باید پیروزیهای تاکتیکیِ روی زمین را به آسمان گره زد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در آوردگاه تاریخ و در کشاکش نبردهای ارادهها حقیقتی سترگ نهفته است که غفلت از آن میتواند شیرینترین دستاوردها را در کام یک ملت تلخ کند و آن حقیقت این است که هیچ فتحی در میدان نبرد کامل نمیشود مگر آن که پیشتر در تسخیر افکار و قلوب یک ملت به شکوه و جلال نشسته باشد. در روزگار ما که میدان نبرد از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته و به هزارتوی ادراک و روان انسانها کشیده شده است. پیروزیهای ایران در تقابلهای گوناگون نیازمند آن است که با هنرمندی تمام و با درخششی خیرهکننده در قاب رسانهها بازتاب یابد و این بازتاب شکوهمند نه یک اغراق تبلیغاتی بلکه رسالتی مقدس برای دمیدن روح حیات در کالبد جامعه است و ما نیازمند بازخوانی مفهوم بزرگنمایی در ادبیات مقاومت هستیم.
بزرگنمایی پیروزیها در قاموس اندیشه ما به معنای رنگآمیزی دروغین واقعیت نیست بلکه به معنای «غبار روبی از چهرهی عظمت» است. هنگامی که یک ملت در شرایطی خطیر و در میانه تنگناهای گوناگون که تجلی تمام عیار یک «نبرد رمضانی» است به دستاوردی شگرف نائل میآید و ابعاد این حماسه چنان وسیع است که در قالب کلمات و تصاویر روزمره نمیگنجد و نبرد در شرایط جنگ رمضان یعنی جنگیدن در اوج عطش، ایستادگی در نهایت فشار و پیکار در هنگامه روزهداری سیاسی و اقتصادی. در چنین بزنگاهی هر پیروزی هرچند کوچک در باطن خود یک معجزه است و رسانه موظف است این معجزه را با تمام ظرفیت زیباییشناختی خویش در برابر دیدگان جامعه برجسته و درخشان سازد.
راز این ضرورت در روانشناسی حماسه و ایستادگی نهفته است. سوخت محرک موتور پیشرفت و مقاومت یک ملت مؤلفههایی چون امید، غرور ملی و احساس اقتدار است. دشمنان این مرز و بوم پیش و بیش از آن که به دنبال انهدام سنگرهای فیزیکی باشند در پی ترور امید و بمباران اعتماد به نفس ملی هستند و در چنین کارزار بیرحمانهای بیان مستمر، هنرمندانه و حماسی پیروزیها به مثابه دمیدن مسیحایی در روح جامعهای است که در معرض تندباد یأس قرار گرفته است. طنینانداز شدن صدای ظفر آن هم در شرایط نبرد رمضانی خستگی راه را از تن میزداید، قامت ارادهها را استوارتر میسازد و سوژهای رویینتن خلق میکند که در برابر طوفانهای آینده کوهوار میایستد و برای درک دقیق این رسالت هیچ الگویی درخشانتر، اصیلتر و کارآمدتر از کاری که «سید مرتضی آوینی» در دوران دفاع مقدس رقم زد وجود ندارد. امروز ما دقیقاً و موکداً نیازمند تکرار همان معجزهای هستیم که آوینی با دوربین و قلم خود آفرید. کاری که شهید آوینی در «روایت فتح» کرد صرفاً یک گزارش خبری از پیشروی نیروهای نظامی در خاک دشمن نبود او کیمیاگر روایت بود و به خوبی فهمیده بود که برای جاودانه ساختن روحیه حماسی یک ملت، باید پیروزیهای تاکتیکیِ روی زمین را به آسمان گره زد.
شهید آوینی در حقیقت دوربینی را در برابر آفتاب حقیقت رزمندگان کاشت و یک خاکریز ساده، یک قمقمهی خالی و یک پیشروی محدود را چنان در قاب کلمات آسمانی و تصویرپردازی حماسی خود «بزرگ» و «شکوهمند» جلوه میداد که مخاطب خود را نه تماشاگر یک جنگ نظامی بلکه حاضر در میانه نبرد حق و باطل در پهنه تاریخ میدید. شهید آوینی غرور مقدس، شجاعت و ایستادگی را در دل جوانان آن روزگار شعلهور میکرد زیرا به آنها نشان میداد که کاری که در میدان نبرد میکنند تا چه حد عظیم و تاریخساز است و فتح را با نثری فاخر، صدایی اساطیری و نگاهی عمیق به یک جشنوارهی ملی حماسه و عرفان تبدیل کرد.
امروز نیز پیروزیهای ما نباید در لابهلای اخبار خشک و بیروح بولتنهای رسمی و تیترهای کلیشهای گم شود و هر دستاوردی، هر گرهای که گشوده میشود و هر توطئهای که خنثی میگردد باید با همان زبان فاخر شهید آوینی با همان نگاه حماسهساز و با همان شکوه خیرهکننده برای مردم روایت شود. اصحاب اندیشه و رسانه باید دقیقاً در جایگاه شهید مرتضی آوینی بایستند و پیروزیها را فریاد بزنند، عظمت نهفته در دل مقاومت رمضانی را به تصویر بکشند و با برجستهسازی هنرمندانهی فتوحات غرور ملی را به جوشش وادارند چرا که ملتی که باور کند فاتح است و طعم باشکوه این فتح را در آیینه زلال رسانههای خویش تماشا کند هرگز زانوی تسلیم در آغوش نخواهد گرفت. روایت فتح اگر با زبان هنر و نثری فاخر و حماسی عجین شود خود بزرگترین پیشران برای خلق پیروزیهای عظیمتر فرداست و این همان راه بیبدیلی است که سید شهیدان اهل قلم نشانه رفت و امروز پیمودن آن فریضهای قطعی برای پاسداشت کیان این آب و خاک است.
یادداشت از: مصطفی شجاعی
انتهای پیام/































دیدگاهتان را بنویسید