قصهای از دل روزهای جنگ ما اسلحه نداریم، اما روایت داریم
کارگردان یکی از اپیزودهای مجموعه تلویزیونی «سرو، سپید، سرخ» میگوید در دل جنگ هم میشود روایت ساخت.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، محمد علیزادهفرد کارگردان یکی از اپیزودهای مجموعه تلویزیونی «سرو، سپید، سرخ»که تولید مشترک سیما فیلم، سازمان هنری رسانهای اوج و مؤسسه شهید آوینی است، درباره قصه این قسمت(تراس) اظهار کرد: داستان این اپیزود درباره یک دختر مستندساز است که در کارهای قبلیاش دچار آسیبدیدگی شده و پایش شکسته است. به همین دلیل، در شرایط جنگی امکان خروج از خانه را ندارد. همین خانهنشینی باعث میشود به دنبال سوژهای برای کار باشد و در این مسیر متوجه رفتارهای غیرعادی همسایه روبهروییشان میشود.
وی افزود: این مسئله سرآغاز ماجراهایی میشود که در ادامه شکل میگیرد؛ شخصیتها وارد یک مسیر تعقیب و کشف حقیقت میشوند تا بفهمند این رفتارها چه معنایی دارد و چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است.
این کارگردان درباره ویژگیهای متمایز این اپیزود توضیح داد: تلاش ما این بود که در بستر و اتمسفر جنگ، یک روایت سرگرمکننده با عناصر تعلیق و معما خلق کنیم؛ قصهای که بتواند در مدت حدود 45 دقیقه مخاطب را همراه خود نگه دارد. از طرفی سعی کردیم جذابیتهای سینمایی هم در کار حفظ شود تا مخاطب علاوه بر همذاتپنداری با فضای ملموس جنگ، از داستان نیز لذت ببرد.

وی خاطرنشان کرد: در کنار این، به موضوع افرادی هم پرداختیم که دانسته یا نادانسته در طرف نادرست تاریخ میایستند و به وطن خود خیانت میکنند؛ افرادی که ممکن است به دلایل مالی یا انگیزههای دیگر، اطلاعاتی را به طرف مقابل منتقل کنند.
علیزادهفرد درباره میزان واقعی بودن داستان نیز گفت: در خبرگزاریها نمونههایی از این دست اتفاقات را دیدهایم و قصه ما نیز برداشتهایی از همین واقعیتهاست، اما نه اینکه عیناً یک ماجرای مشخص را روایت کند؛ بلکه بر اساس اتفاقاتی است که در همین ایام رخ دادهاند.
وی در پاسخ به این پرسش که چه عاملی باعث انتخاب این سوژه شد، بیان کرد: روزهای دوم و سوم جنگ بود که به همراه آقای شفاه، آقای موحد و سایر دوستان دور هم جمع شدیم. دغدغه اصلی ما این بود که کاری انجام دهیم. نشستن و بیتفاوت بودن برایمان آزاردهنده بود، بنابراین تصمیم گرفتیم سراغ کاری برویم که در آن تخصص داریم؛ یعنی فیلمسازی.
این کارگردان ادامه داد: هرکدام از ما بر اساس علاقه و دغدغه شخصیمان به سمت یک سوژه رفتیم. من هم به دلیل علاقهام به فضاهای معمایی و تعلیقدار، این قصه را انتخاب کردم و سعی کردم روایتی متناسب با این فضا ارائه دهم.
وی درباره ادامه فعالیت در شرایط جنگی، در حالی که بسیاری از پروژهها متوقف شدهاند، گفت: واقعیت این است که ما نمیتوانیم اسلحه به دست بگیریم و وارد میدان جنگ شویم، اما میتوانیم با همان حرفهای که سالها در آن فعالیت کردهایم، سهمی در این مسیر داشته باشیم. شاید هنوز در ابتدای راه باشیم و خودمان را خیلی حرفهای ندانیم، اما در حد توانمان تلاش کردیم اثری خلق کنیم که برای مردم و کشورمان مفید باشد.
علیزادهفرد با اشاره به روند تولید این اپیزود گفت: از زمان شکلگیری ایده تا نگارش فیلمنامه، پیشتولید و فیلمبرداری، کل فرآیند برای پروژه من حدود 10 روز زمان برد. در تمام این مدت، مهمترین حسی که داشتیم این بود که بیتفاوت نیستیم و داریم کاری انجام میدهیم.
وی در پایان خاطرنشان کرد: همین احساس مشارکت و سهیم بودن در شرایطی که کشور درگیر آن است، برای ما بسیار ارزشمند بود. اینکه بتوانیم به اندازه یک قدم کوچک برای مردم کاری انجام دهیم و اثری تولید کنیم، مهمترین دستاورد این پروژه برای ما محسوب میشود.
انتهای پیام/
































دیدگاهتان را بنویسید