×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • اقتدار جبهه انقلاب در گرو بازگشت به انصاف ولایی

  • کد نوشته: 32593
  • ۱۶ فروردین ۱۴۰۵
  • 6 بازدید
  • ۰
  • اقتدار جبهه انقلاب در گرو بازگشت به انصاف ولایی است و نباید سرمایه‌های نظام در زمان حیاتشان آماج بی‌‌مهری شوند

    اقتدار جبهه انقلاب در گرو بازگشت به انصاف ولایی
    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، تاریخ انقلاب اسلامی تنها  تقویمی از حوادث سپری‌شده یا بایگانی راکدی از رویدادهای گذشته نیست بلکه مدرسه‌ای انسان‌ساز و آیینه‌ای تمام‌نما از درس‌ها و عبرت‌های فراوان است. اساساً تاریخ برای همه کسانی که در صدد یافتن مسیر حق هستند دربردارنده نشانه‌هایی روشن است تا تلاش کنند زمانه خویش را به‌خوبی و با دقت تمام بشناسند و در مواجهه با رویدادها درست قضاوت کنند و با ژرف‌اندیشی تحلیل نمایند و در نهایت استوار و ثابت‌قدم در صراط مستقیم قدم بردارند. یکی از تلخ‌ترین عبرت‌های این تاریخ پرافتخار، آفت شتاب‌زدگی در قضاوت و غلبه احساسات زودگذر بر خردورزی اصیل انقلابی است، عارضه‌ای که بارها سرمایه‌های بی‌بدیل نظام را آماج تیرهای بی‌انصافی و کج‌ فهمی قرار داده است.

    در سال‌های آغازین پیروزی انقلاب، فضایی آکنده از شور و التهاب بر کشور حاکم بود. در آن مقطع حساس گروهی که با حرارتی غیرمنطقی و کاذب خود را یگانه طلایه‌داران و مدعیان انقلابی‌گری ناب می‌پنداشتند با خوانشی تنگ‌نظرانه تیغ جفا و تخریب را بر روی چهره‌های اصیل، خردمند و ریشه‌دار انقلاب کشیدند. شهید مظلوم آیت‌الله دکتر بهشتی بارزترین و در عین حال دردناک‌ترین نماد این مظلومیت تاریخی در میان چهره‌های اصیل انقلابی است. شهید بهشتی پیش از آن که با کینه دشمنان قسم‌خورده و بمب‌گذاری منافقین کوردل به شهادت برسد گرفتار ترور شخصیت شد آن‌هم توسط مدعیانی که تاب درک عمق اندیشه، سعه‌صدر و عقلانیت حکمرانی او را نداشتند و تاریخ به روشنی گواه است که چگونه آن قضاوت‌های نادرست و سیاست‌زده جامعه را از درک کامل ظرفیت‌های آن استوانه فکری در زمان حیاتش محروم ساخت.

    اما شگفتا که این سنت تلخ و گزنده در حصار جغرافیای زمانی دهه شصت انفلاب متوقف نماند و به پایان نرسید. در چند سال اخیر نیز متأسفانه شاهد بازتولید همان هیجانات مخرب و قضاوت‌های ناصواب در مواجهه با برخی دیگر از شخصیت‌های استخوان‌خردکرده و خادمان باسابقه انقلاب بوده‌ایم. یکی از این چهره‌ها که در کشاکش رقابت‌های نازل سیاسی و سیاست‌زدگی‌های روزمره مورد بی‌مهری و قضاوت‌های عجولانه‌ای از این دست قرار گرفت، شخصیتی چون شهید دکتر علی لاریجانی است؛ مردی که دهه‌ها در حساس‌ترین سنگرهای تقنینی، اجرایی و امنیتی نظام با کوله‌باری از تجربه به دفاع از کیان جمهوری اسلامی پرداخته است. برای شناخت عیار واقعی این نیروهای اصیل باید از هیاهوی کاذب رسانه‌ای فاصله گرفت و کنشگری آنان را در بزنگاه‌های حساس تاریخی و بحران‌های منطقه‌ای سنجید. به عنوان نمونه در ماجرای پرالتهاب جنگ دوازده روزه و تقابل نفس‌گیر جبهه مقاومت با رژیم صهیونیستی حضور و موضع‌گیری‌های هوشمندانه چنین شخصیت‌هایی بسیار درس‌آموز و راهگشا بود. چه در ابتدای جنگ دوازده روزه که فضا به‌شدت غبارآلود بود و جبهه خودی نیازمند تبیین دقیق میدان و ایستادگیِ راهبردی و دیپلماتیک بود و چه بعد از جنگ دوازده روزه که زمان تثبیت دستاوردهای جبهه حق و روایت‌گری صحیح پیروزی فرا رسید ردپای عقلانیت برآمده از مکتب انقلاب در عمل این افراد کاملاً مشهود بود. ثمره همین ثبات قدم و نگاه استراتژیک است که در روزهای سخت به جای ایجاد تفرقه و انشقاق داخلی به متحد کردن مردم در خیابان و تقویت انسجام ملی پیرامونِ محور مقاومت یاری می‌رساند. وقتی یک نیروی اصیل بی‌اعتنا به زخم‌زبان‌های داخلی تمام اعتبارش را خرج دفاع از مظلوم و ایستادگی در برابر ظالم می‌کند نتیجه‌اش همان همبستگی شکوهمندی می‌شود که اقشار مختلف مردم را با قلبی واحد در خیابان‌ها گردهم می‌آورد و حماسه‌ای از جنس غیرت ملی و دینی خلق می‌کند.

    حال پرسش اساسی این استکه راهکار عبور از این چرخه باطل و قضاوت‌های نادرست چیست؟ پاسخ را باید در تنظیم دستگاه شناختی خود با نگاه ولایت جستجو کرد. باید نگاه جریان انقلابی به پدیده‌ها، رویدادها و شخصیت‌ها دقیقاً در امتداد نگاه ولایت تعریف شود. ولایت‌فقیه شاقول سنجش حق از باطل و ترازوی انصاف در تمام قضاوت‌هاست و اکنون ضرورت دارد برخی که در خصوص این شخصیت و امثال ایشان به‌گونه‌ای دیگر قضاوت می‌کردند و در برهه‌هایی مسیر افراط را پیمودند در نوع تحلیل پدیده‌ها و نوع قضاوت‌های خود با معیار قراردادن ولایت بازنگری جدی و اساسی نمایند.

    در این مسیر خطیر کسانی که دهه شصت انقلاب اسلامی را با تمام فرازونشیب‌هایش درک کرده‌اند آموزگاران خوبی هستند. این نسل آب‌دیده معمولاً در قضاوت‌های خود نسبت به اشخاص پختگی، طمأنیه و انصاف بیشتری از خود به نمایش می‌گذارند. آن‌ها به‌خوبی آموخته‌اند که تحت‌تأثیرِ هیجانات زودگذر سیاسی و یا احیاناً تحت‌تأثیر سیاست‌بازان سیاست‌زده قرار نگیرند چرا که از تاریخ آموخته‌اند حذف نیروهای کارآمد و با اندیشه تنها به نفع دشمنانی تمام می‌شود که برای نابودی کیان انقلاب صف کشیده‌اند.

    امروز زمان آن فرارسیده است که آیینه قضاوت‌هایمان را از غبار تنگ‌نظری‌ها پاک کنیم. اعتلا و اقتدار جبهه انقلاب در گرو بازگشت به همین انصاف ولایی است و نباید اجازه دهیم سرمایه‌های زنده نظام در زمان حیاتشان آماج بی‌مهری قرار گیرند و تنها پس از آن که در نقاب خاک کشیده شدند حسرت نبودنشان را بخوریم و بر مزارشان مدیحه‌سرایی کنیم. باید با معیار دقیق ولایت اشخاص را قضاوت کنیم و نیروهای اصیل انقلابی ولایت‌مدار را پاس بداریم و عقلانیت و انصاف رسانه‌ای و تحلیلی ایجاب می‌کند که تا این سرمایه‌ها در قید حیات هستند قدرشان را بدانیم.

    یادداشت از: محدثه حکیم‌زاده

    انتهای پیام/

     
     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *