×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • پرستش جن، بت‌پرستی و قتل پیامبران؛ ریشه‌های تاریخی صهیونیسمِ امروز

  • کد نوشته: 32012
  • ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
  • 4 بازدید
  • ۰
  • کافرانی که به پیامبران خودشان رحم نکردند و بسیاری از آنها را وحشیانه کشتند، چگونه به دیگران رحم خواهند کرد؟

    پرستش جن، بت‌پرستی و قتل پیامبران؛ ریشه‌های تاریخی صهیونیسمِ امروز
    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، بت‌پرستی یکی از کهن‌ترین پدیده‌های شوم در تاریخ بشر است؛ پدیده‌ای که در تمدن‌های مختلف با شکل‌ها و نمادهای گوناگون ظاهر شده است. از مجسمه‌ها و نمادهای سنگی در میان اقوام باستانی گرفته تا خدایان متعدد در فرهنگ‌های مختلف، همگی نشان می‌دهند که انسان در دوره‌هایی از تاریخ، موجودات یا اشیایی را به عنوان معبود برگزیده و در برابر آنها خضوع کرده است. این واقعیت تاریخی همواره این پرسش اساسی را به وجود آورده است که ریشه و منشأ واقعی گرایش انسان به بت‌پرستی چیست.

    برای فهم دقیق ماهیت بت‌پرستی، تنها بررسی آثار تاریخی یا تحلیل‌های جامعه‌شناختی کافی نیست؛ بلکه باید به منبعی رجوع کرد که حقیقت این پدیده را از منظر هدایت الهی تبیین کرده باشد. در این چارچوب، آیات قرآن تصویری روشن از پشت‌پرده این انحراف ارائه می‌دهند و نشان می‌دهند که این جریان چگونه در میان انسان‌ها شکل گرفته و گسترش یافته است.

    به گفتۀ حجت الاسلام رضا رفیعی، کارشناس و پژوهشگر قرآن و حدیث، برای یافتن پاسخ دقیق‌تر به این پرسش، قرآن کریم نگاه عمیق‌تری به این پدیده ارائه می‌دهد و پرده از حقیقتی فراتر از ظاهر بت‌ها برمی‌دارد. از منظر قرآن، بت‌ها تنها نمادهای ظاهری هستند و حقیقت پشت این جریان، انحرافی است که با وسوسه و هدایت شیاطین شکل گرفته است. به همین دلیل، قرآن در آیات مختلف بیان می‌کند که مشرکان در واقع در پس پرستش بت‌ها، از موجوداتی دیگر پیروی می‌کردند؛ موجوداتی که آنان را به این انحراف سوق داده‌اند.

    وی می‌گوید: هزاران سال است که بت پرستی در میان انسان‌ها رواج دارد و بسیاری از تمدّن‌های باستانی بر اساس آن شکل گرفته است، ولی ریشه اصلی آن کجاست؟ بهترین پاسخ به این پرسش را باید در قرآن جستجو کرد. بر اساس قرآن، بت پرستی همان شیطان پرستی است.

    خداوند در سوره أنعام درباره مشرکان می‌فرماید: (و براى خدا شریکانى از جنّ قرار دادند، با اینکه خدا آنها را خلق کرده است. و براى او، بى هیچ دانشى، پسران و دخترانى تراشیدند. او پاک و برتر است از آنچه وصف مى‏کنند) ( سوره أنعام: 100)

    در سوره سبأ نیز می‌فرماید: (و [یاد کن‏] روزى را که خداوند همه آنان را محشور مى‏کند، آنگاه به فرشتگان مى‏فرماید: آیا اینها بودند که شما را مى‏پرستیدند؟ * مى‏گویند: مُنَزَّهى تو، سرپرست ما تویى نه آنها، بلکه جنّیان را مى‏پرستیدند، بیشترشان به آنها ایمان داشتند) (سوره سبأ: 40 – 41)

    در سوره مریم هم آمده که حضرت ابراهیم علیه السلام به پدرش که بت پرست بوده فرمود: (پدرجان، چرا چیزى را که نمى‏شنود و نمى‏بیند و از تو چیزى را دور نمى‏کند مى‏پرستى؟ … پدرجان، شیطان را مپرست که شیطان، [خداى‏] رحمان را عصیانگر است)( سوره مریم: 42 – 44).

    آری، ماجرا از روزی شروع شد که خداوند اراده کرد تا در زمین، خلیفه‌ای قرار دهد که مجرای نور خدا در زمین باشد. ابلیس که از جنّیان بود (سوره کهف: 50) و با هزاران سال عبادت کردن به جمع فرشتگان راه پیدا کرده بود، خود را سزاوار این جایگاه می‌دید.
    امّا زمانی که خداوند متعال حضرت آدم علیه السلام را خلیفه‌ی خود قرار کرد و از همه‌ی فرشتگان خواست که در برابر او سجده کنند و از این پس مطیع او باشند، ابلیس لب به اعتراض گشود و آنچه در دل داشت را عیان کرد و خود را برتر از آدم دانست و خداوند او را از جمع فرشتگان بیرون راند.

    ابلیس هم که حضرت آدم را مُسَبِّب این ماجرا می‌دانست، از او کینه به دل گرفت و سوگند خورد که انسان‌ها را از صراط مستقیم الهی گمراه کرده و به دشمنی با خدا بکشاند تا همگی اهل جهنّم شوند.

    پس از آن که ابلیس توانست حضرت آدم و همسرش را فریب دهد و از بهشت اخراج کند، در دنیا نیز به سراغ فرزندان او آمد و اولین جنایت را با وسوسه قابیل برای قتل هابیل رقم زد و سنّت آدم‌کُشی را برجای گذاشت. امّا پس از گذشت چندین نسل، ابلیس به همراه تعدادی از جنّیان دیگر که با او همراه شده بودند، شروع به روش‌های جدیدی برای گُمراهی مردم کردند.

    یکی از آن روش‌ها، دعوت مردم به کفر بود که به معنی پوشاندن فطرت است، یعنی بر خلاف فطرت الهی که گواهی به وجود خداوند می‌دهد، وجود او را انکار کنند و اعتقاد داشته باشند که عالَم خودش به وجود آمده و سازنده‌ای ندارد.

    روش بعدی، دعوت به شِرک بود که اگر وجود خدا را انکار نکردند، اعتقاد به وجود شریک برای او در اداره‌ی عالَم داشته باشند. آن جنّیان خودشان را خدایان آب و باد و باران و خورشید و ماه و دریاها و … معرّفی کرده و از مردم خواستند که برای حاجات مختلف، آنها را صدا بزنند و عبادتشان را وسیله قُرب به اللّه (سوره زُمَر: 3) و آنها را شفیع خویش نزد خدا بدانند. (یونس18)

    برخی از انسان‌ها هم می‌توانستند با آن جنّیان ارتباط برقرار کنند و واسطه‌ی میان آنها و مردم باشند و آموزه‌ها و خواسته‌های آنها را به مردم برسانند. خداوند در سوره جنّ می‌فرماید: (و مردانى از آدمیان به مردانى از جنّ پناه مى‏بردند و بر سرکشى آنها مى‏افزودند)( سوره جنّ: 6).

    هم‌چنین بت‌هایی را از سنگ و چوب به شکل آن جنّ مورد نظر می‌تراشیدند تا مردم بتوانند تصویر خدایان خود را ببینند. این واسطه‌ها که مورد حمایت آن جنّیان بوده و علوم ناشناخته‌ای را از ایشان آموخته بودند، در میان قوم خود به بزرگی می‌رسیدند و چِه‌بَسا تمدّن‌های بزرگی می‌ساختند و گاهی خودشان مانند نمرود و فرعون ادّعای خدایی می‌کردند.

    به هر حال، حدود 8000 سال است که انسان‌ها با این انحراف شیطانی روبرو هستند، یعنی از زمان پرستش «وَدّ» و «سُواع» و «یَغُوث» و «یَعُوق» و «نَسْر» در زمان نوح علیه السلام، تا خدایان قوم عاد و ثمود، و خدایان بابل در زمان ابراهیم علیه السلام، و خدایان مصر در زمان یوسف علیه السلام و موسی علیه السلام، و خدایان یونان، و خدایان روم، و خدایان سرزمین حجاز در زمان پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه و آله، و خدایان موجود در لُژهای ماسونی در دوران کنونی.

    امّا خداوند در روی زمین بر مردمان نجیبی منّت گذاشته و هزاران سال است که دین خود را بوسیله‌ی آنها یاری می‌کند. همان مردمی که 7000 سال قبل همراه نوح علیه السلام در کشتی نجات بودند و پس از فرود آمدن کشتی در کوه‌های آرارات در آذربایجان، سرزمین ایران را بنا نهادند و 7000 هزار سال است که به یاد آن روز، نوروز را جشن می‌گیرند و آئین یکتاپرستی را حفظ کردند (رجوع شود به «پیشینه‌ی یکتاپرستی در ایران» که چندی قبل در خبرگزاری تسنیم منتشر شد.).

    ایرانیان در طول تاریخ با بزرگ‌ترین تمدّن‌های مشرکان، یعنی تمدّن بابل و مصر و یونان و روم جنگیده‌اند و بر آنان پیروز شده‌اند، تا جایی که خداوند در قرآن از ایشان به نیکی یاد کرده و خطاب به عرب‌ها – که ولایت علی علیه السلام را نمی‌پذیرفتند – می‌فرماید: (اى کسانى که ایمان آورده‏اید، هر که از شما از دین خود برگردد، به زودى خداوند قومی را مى‏آورد که آنان را دوست مى‏دارد و آنان نیز او را دوست دارند. با مؤمنان، فروتن و بر کافران سرفرازند. در راه خدا جهاد مى‏کنند و از سرزنش هیچ ملامت‌گرى نمى‏ترسند. این فضل خداست. آن را به هر که بخواهد مى‏دهد، و خدا گشایشگر داناست * ولىّ شما، تنها خدا و رسول اوست و کسانى که ایمان آورده‏اند: همان کسانى که نماز برپا مى‏دارند و در حال رکوع زکات مى‏دهند *  و هر کَس ولایت خدا و رسول او و کسانى که ایمان آورده‏اند را بپذیرد [پیروز است، چرا که‏] حزب خدا همان پیروزمندانند)( سوره مائده: 54 – 56).

    از پیامبر اسلام روایت شده که هنگام نزول آیه اوّل، دست بر شانه‌ی سلمان فارسی زد و فرمود: «منظور از آن قوم، ایشان هستند»( تفسیر کبیر طبرانی ج2 ص413 – تفسیر ثعلبی ج4 ص79).

    هم‌چنان که روزی حضرت این آیه را خواند: (اگر [از دستورات خدا] روی برگردانید، خداوند قوم دیگری را جایگزین شما می‌کند که مانند شما نخواهند بود) ( سوره محمّد: 38). صحابه پرسیدند: ای رسول خدا، اینها چه کسانی هستند که اگر ما روی‌گردان شویم، جایگزین ما خواهند شد و مانند ما نخواهند بود؟ حضرت دست روی سلمان فارسی گذاشت و فرمود: «این شخص و قوم او. اگر دین در ثریّا باشد، مردانی از فارس به آن دست خواهند یافت» ( تفسیر طبری ج22 ص193).

    آری، این ایرانیان بودند که 1300 سال قبل، حکومت بنی‌اُمیّه را از میان برداشتند. همان کسانی که در دوران جاهلیّت، بزرگان شرک و بت‌پرستی بودند و تمام تلاش خود را برای نابودی دین خدا کردند، امّا پس از رحلت پیامبر توانستند با نفاق، بر اُمّت او تسلّط پیدا کنند و خاندان حضرت را کشته و یا آواره کنند و انتقام اجداد مشرک خود را بگیرند.

    جنگ امروز میان ایرانیان یکتاپرست و صهیونیست‌های بَعل پرست را باید از این دیدگاه نگریست. کافرانی که به پیامبران خودشان رحم نکردند و بسیاری از آنها را وحشیانه کشتند، چگونه به دیگران رحم خواهند کرد؟ جنگ امروز در حقیقت، جنگ میان توحید و شرک است.

    مسیحیان آمریکا هم که حضرت ابراهیم علیه السلام را پدر ادیان توحیدی می‌دانند و به او ایمان دارند، باید با خود بیاندیشند که چرا نماد قبر جورج واشنگتن – پدر آمریکا – که به ارتفاع 333 متر بالای قبر او ساخته‌اند، همان نماد شیطان است که حضرت ابراهیم 4300 سال قبل در مکّه ساخت تا اهل توحید در ایّام حجّ به آن سنگ بزنند؟

    انتهای پیام/ 

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *