معادلهای عملیاتی برای همافزایی وحدت ملی و امنیت پایدار
قدرت به مثابه جمع خرد، ایمان و عمل ملی است و این درسی است که شعار سال همچون آیینه برابر تفکر ایرانی میگذارد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در منظومه فکری نظام جمهوری اسلامی شعار سال صرفاً یک نماد زبانی یا تکرار تشریفاتی نیست بلکه نوعی فرمول راهبردی است که جهت حرکت جامعه و دولت را در مقاطع تاریخی حساس ترسیم میکند. رهبر انقلاب در تعیین هر شعار نه صرفاً به جنبههای اقتصادی یا اجتماعی بلکه به زنجیره قدرت ملی میاندیشند، زنجیرهای که در آن عناصر فرهنگی، اقتصادی، امنیتی و معنوی درهمتنیدهاند و از همین روست که شعار امسال را میتوان تجلی نوعی معادله عملیاتی دانست معادلهای که در آن وحدت ملی و امنیت ملی بهمثابه دو ضلع اصلی در راهبرد مقاومت پایدار تعریف میشوند. جهان امروز در میانهی جنگهای ترکیبی است، جنگهایی که در آن توپ و تانک جای خود را به تحریم جنگ شناختی، فشار رسانهای و عملیات ادراکی دادهاند. در چنین نبردی پیروزی از مسیر انباشت سلاح حاصل نمیشود بلکه از دل انسجام درونی و تابآوری ملی میگذرد. درست در همین بستر رهبر انقلاب بارها تأکید کردهاند که ستون فقرات قدرت جمهوری اسلامی در شرایط کنونی اتکای به درون و فعال کردن ظرفیتهای بومی است آن چه در ادبیات راهبردی نظام اقتصاد مقاومتی نام گرفته است.
اقتصاد مقاومتی در حقیقت چهرهی اقتصادی همان مقاومت فرهنگی و اعتقادی ملت ایران است، مقاومتی که بر اصل خود اتکایی، عدالت در تولید، مردمیسازی ثروت و نگاه درون زا استوار است. رهبر انقلاب بارها بر این نکته تأکید کردهاند که حتی در وضعیت جنگ ترکیبی کنونی علاج اصلی کشور نه در انتظار رفع تحریمها بلکه در شکوفایی ظرفیت داخلی و پیوند میان مردم و نظام تصمیمگیری اقتصادی است. از این منظر شعار امسال چیزی فراتر از یک توصیه اقتصادی است. این شعار تلاشی است برای پیوند میان امنیت و اقتصاد، جامعه و دولت، مردم و حاکمیت است. اما سوالی که در این جا پیش میآید این است که این پیوند چگونه ممکن میشود؟ پاسخ در خود مفهوم وحدت ملی نهفته است. وحدت ملی صرفاً به معنای همدلی عاطفی یا اجماع سیاسی نیست بلکه نوعی سامانیافتگی درونی است که از دل اعتماد اجتماعی و همبستگی هویتی برمیخیزد. قدرت واقعی یک ملت نه در وسعت سرزمین که در میزان همدلی شهروندان و نسبت آنان با آرمانهای ملی نهفته است. هر قدر جامعه از تفرقه، بدبینی و واگرایی به دور باشد انرژی ملی آزاد میشود و امکان مدیریت بحرانها افزایش مییابد. از این رو رهبر انقلاب همیشه پیش از هر توصیه اقتصادی، بر حفظ وحدت و همافزایی ملی تأکید کردهاند زیرا بدون پیوند قلوب مردم، هیچ ساختار اقتصادی یا امنیتی توان حفظ کشور را در برابر طوفانهای جهانی ندارد.
در سوی دیگر این معادله امنیت ملی قرار دارد. اما امنیت ملی در قرن بیست ویکم دیگر مفهومی صرفاً نظامی نیست بلکه به عمق اجتماع و اقتصاد گره خورده است. امنیت پایدار زمانی شکل میگیرد که جامعه از درون مقاوم باشد و تهدیدها را فهم کند و بتواند فشار بیرونی را به فرصت درونی بدل سازد. در چنین نگاهی اقتصاد مقاومتی نهتنها راهکار بقا در شرایط تحریم بلکه ابزار بازدارندگی در برابر جنگ ترکیبی است. اقتصادی که بر پایه تولید دانشبنیان، بومیسازی فناوری، مردمیسازی سرمایه و عدالت در توزیع فرصتها بنا شود بنیانهای امنیت را از درون تقویت میکند.
شعار سال با چنین خوانشی در واقع نقشه ذهنی عبور از جنگ ترکیبی را ترسیم میکند و در متن این شعار دو مؤلفهی کلیدی نهفته است:
- وحدت اجتماعی بهعنوان ریشه قدرت نرم
- اقتصاد مقاومتی بهعنوان موتور بازدارندگی سخت
وقتی این دو در کنار یکدیگر قرار گیرند نوعی باز دارندگی درونزا شکل میگیرد، باز دارندگی که از دل مردم و به اتکای سرمایه اجتماعی آنان برمیخیزد اما اگر این پیوند را درست بفهمیم آن گاه روشن میشود که شعار امسال صرفاً یک عبارت ترویجی نیست بلکه دستور کار یک جنبش تمدنی است. جنبشی که جامعه را از نگاه مصرفگرایانه و وابسته به سمت تولیدکنندگی، خودباوری و انسجام رهنمون میسازد. در واقع رهبر انقلاب با طرح شعارهایی از این دست در پی آن است که تراز ذهنی ملت را از سطح معیشت به سطح راهبرد ملی ارتقا دهند تا ملت دریابد که هر رفتار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی او در حلقهای بزرگتر از نقشه مقاومت ملی معنا مییابد.
به بیان دیگر شعار سال را میتوان زبان رمزی یک معادله عملیاتی دانست، معادلهای که متغیرهای آن وحدت، عدالت، خودباوری، و امنیتاند و حاصل آن شکلگیری قدرتی پایدار است. همانگونه که معادله در ریاضیات زمانی معنادار میشود که هر دو سوی آن دارای توازن باشند در معادله شعار سال نیز توازن میان انسجام اجتماعی و اقتدار اقتصادی شرط اصلی پایداری است. و اگر هر یک از این اضلاع ضعیف شود معادله با شکست مواجه میشود و در نفوذ به روی دشمن جنگ ترکیبی باز میشود.
امروز بیش از هر زمان دیگر آینده ملتها نه در خاک رزمگاهها بلکه در میدان اراده و آگاهی رقم میخورد. دشمنی که در پی شکستن انسجام ملی و فرسایش امید اجتماعی است از هر ابزار فرهنگی و رسانهای بهره میگیرد. در برابر چنین پروژهای تکیه بر اقتصاد مقاومتی و وحدت ملی در حکم دو سپر درهمتنیدهاند؛ دو ضلعی که اگر بهدرستی در مدیریت ملی ترکیب شوند ملت ایران نه تنها از طوفانها عبور خواهد کرد بلکه الگوی جدیدی از مقاومت فعال و هوشمند را به جهان معرفی خواهد کرد.
در پایان باید گفت که شعار امسال نه یادآور یک تکلیف شعاری بلکه بازتاب یک ضرورت فلسفی و تمدنی است، ضرورتی که میگوید امنیت پایدار از دل جامعهای متحد و اقتصادی مقاوم بیرون میجوشد. این شعار ما را به فهم تازهای از قدرت فرا میخواند؛ قدرت به مثابه جمع خرد، ایمان و عمل ملی است و شاید همین درسی است که هر شعار سال همچون آیینهای در برابر تفکر ایرانی مینهد.
یادداشت از: مصطفی شجاعی
انتهای پیام/
































دیدگاهتان را بنویسید