نوروز و نقد قرائتهای افراطی از متون تلمودی
رسانه ایرانی میتواند و باید حقیقت یک ایران زنده، آفریننده و رو به آینده را به تصویر بکشد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، هر ملتی تنها به اندازه توان روایتسازی خود زنده است؛ اقتدار فرهنگی نه در میدانهای نظامی، که در میدانهای نشانهها، تصاویر و تفسیرها تثبیت میشود. جامعه ایرانی در آستانه و بطن نوروز، بزرگترین جشن بازآفرینی تاریخ ملی خویش، فرصتی بیبدیل برای بازنمایی یک «ایران زنده، پویا و فاتح» دارد؛ ایرانی که در کنار اعتقاد به بنیاد ارهاصات آخرالزمانی از قدرت ۀاینده خود در ساحت های مختلف، بر شانههای حافظه تاریخی و سرمایه فرهنگی خود ایستاده است.
برای درک این مسأله باید نخست به سراغ نظامهای روایتسازی رقیب رفت؛ نظامهایی که قرائتهای افراطی از برخی متون دینی و تاریخی را به پروژههای رسانهای پیوند میزنند. در میان این موارد، می توان به خوانشهای ایدئولوژیک و تندرو از بخشهایی از تورات در کتب تفسیری چون تلمود اشاره کردهاند؛ خوانشهایی که علی رغم تلاش برخی به انتساب آن به وقایع قرن نوزدهم، بررسی ها بر عمق و ریشه تاریخی آن در برخی نگاههای استعارگری در هویت و بر جهانبینی یهودیت تحریف شده اشاره دارد. در این یادداشت کوتاه، به دنبال تحلیل نقش روایتسازی فرهنگی در نوروز و نقد قرائتهای افراطی از تورات در متن تلمودی، در سپهر رسانهای امروز هستیم.
1- نوروز؛ لحظه تولد دوباره در برابر روایتهای فرسایشی
نوروز تنها یک آیین نیست؛ سنتی است که «زندهبودن» را جشن میگیرد، نه انتظار فروپاشی جهان را. ایران در نوروز، همزمان با شکفتن طبیعت، به «مکانیزم احیای حافظه تاریخی» خود پرداخته و روایت ملی خویش را تجدید میکند؛ نوروز نه جنگ میطلبد، نه دشمن. نوروز برمیخیزد تا بگوید ملت ایرانی از مسیر تداوم، نه بحران و ویرانی، حیات خود را معنا میکند. در مقابل نگاه لطیف ایرانیان از هویت اجتماعی خود در نوروز، برخی جریانهای جهانی با خلق یک تصویر تیره از شرق برای تثبیت برتری غرب _متأثر از خوانشهای رادیکال آخرالزمانی خود از متون دینی _ترجیح میدهند ایران را در قاب «تهدید»، «پایانگرایی» و «درگیری آتی» علیه خود تصویر کنند.
2- بررسی روایتهای افراطی در تلمود؛
تلمود در نگاه یهود؛ متن دینی-فقهی عظیم، تنوعپذیر و چندلایه است. متنی که آمیخته ای از فقه، داستان، بحث اخلاقی، جدل حکمی و تعلیقات تاریخی است. که در نزد یهودیان از جایگاه بالایی برخوردار است. نکته مهم در مورد تلمود آن است که تلمود خوانشی افراطی از متن کتاب مقدس تورات است و محتوایی نژاد پرستانه در برتر دانستن مطلق جنس مذکر از نژاد تیره خاصی از یهود و بنی اسرائیل بر همه جهانیان دارد. این نگاه ا جایی است که عملا تلمود غیر یهودیان را انسان نمی داند. قرار گیری در عصر اطلاعات مانع از آن شده تا این کتاب طبق خواست بزرگان یهود بتواند از دسترس غیر یهودیان دور بماند. این امر سبب شد تا بزرگان یهود در توجیه برخی روایات افراطی تلمود به بهانه عدم درک سایر ملل از زمینه های تاریخی، زبانی و ربانی قرائت آن، مانع تفسیر این کتاب توسط دیگران شوند. در عین حال برخی جریانهای سیاسی-ایدئولوژیک یهود، گزیدههایی از این متن را در توجیهات تطبیقی یهودیان برای برساخت «برتریجویی آخرالزمانی» بر پایه قرائت “قوم برگزیده” بودن یهود به کار گیرند و تلاش کنند تا برخی از احکام مربوط به «جداییگذاری اجتماعی» یهود از غیر یهود بر پایه روایات اخلاقی-اسطورهای درباره نبردهای نهایی خیر و شر در پایان تاریخ تاکید بپردازند.
3- رسانههای جهانی و بازتاب ناخودآگاه این قرائتها
مسیحیان بسیاری از منابع یهود را در قالب عهد قدیم می پذیرند و با توجه به نفوذ پنهان یهودیان در لایه های حکومتی غرب، در تحلیل نشانهشناسانه رسانههای غربی، میتوان رگههایی از روایتهای آخرالزمانی را بر اساس تصویر منطبق با خواست یهود مشاهده کرد؛ روایاتی که و با قرار دادن یهود در یک سوی تاریخ و دیگری نامیدن سوی دیگر آن، جهان را همچون صحنهای برای نبرد نهایی «نور و ظلمت» تصویر میکشند. در چنین بستری، ایران و ایرانیانی که حاضر به تسلیم مطلق در پذیرش هژمونی یهود نشوند، اغلب در سمت «دیگریِ خطرناک» قرار میگیرد؛ یعنی همان نقشی که روایتهای آخرالزمانی برای تکمیل داستان خود به آن نیاز دارند. رسانهها، در این نگاه نقش پیاده نظام این هژمونی در بازتولید و ارائه الگوی مورد نظر یهود را دارد. الگویی که تصویری از ایرانِ بسته، خشمگین، رو به زوال یا منزوی رابه نمایش می گذارد. به همین دلیل رسانه های جهانی، آگاهانه یا ناآگاهانه، واقعیت اجتماعی ایران و ایرانی را به عنوان ملتی جوان، زنده، باسواد، پویا و معتقد به اسلام و صاحب سنتهای تمدنی کهنه نادیده گرفته و بجای آن تصویر مطلوب غرب را از ایران به نمایش می گذارند.
4- پاتک هنر و رسانه ایرانی؛ روایتی که باید گفته شود
ایران برای مقابله با روایتهای فرسایشی از خود، نیازی به فریب و جنگ رسانهای ندارد؛ فقط کافی است داستان واقعی خود را بازگو کند. اما آیا رسانههای داخلی در نوروز چنین کردهاند؟ بخشی از چالش دقیقاً همینجاست. در بسیاری از تولیدات نوروزی، تصویر ایران همچنان گرفتار الگوهای تکراری است: محلات فرسوده، روابط خانوادگی بحرانزده، تضادهای سطحی و قهرمانانی که تنها واکنش نشان میدهند نه کنش. این در حالی است که نوروز ظرفیت نمایش حقیقت جامعه ایرانی_ اسلامی را در محور های متعددی چون:
- انسجام خانواده ایرانی
- پیوند دین و فرهنگ
- قدرت فرهنگی آیینها
- نشاط اجتماعی
- پیوند میان نسلها
- امیدواری تمدنی ایرانی
- و…
را داراست.
اندیشمندان ایرانی معتقدند که لازمه این امر در «بازآفرینی سوژه جمعی ایرانی» و نمایش حقیقت توسط رسانه هاست و این یعنی نمایش «ایران زنده» (و نه ایران فرسوده)؛ «ایران قادر به ساختن» (نه ایران گرفتار تقدیر).
5- «پاتک فرهنگی ـ نوروزمحور»:
نوروز بزرگترین ظرفیت فرهنگی ایران برای تولید روایت مثبت و تمدنی است و باید به یک «برند رسانهای جهانی» تبدیل شود. راهبردهایی که می توان از این ظرفیت در قالب برند سازی در پاتک فرهنگی استفاده نمود عبارتند از:
- بازنمایی ایران بهعنوان ملت زندگیدوست، امیدمحور و تمدنساز
- بهرهگیری از طبیعت، آداب و هنر نوروز در فیلمها و سریالها
- تبدیل نوروز به پیام جهانیِ همزیستی، صلح و آفرینش
- تقویت برنامههای پرنشاط برای خانوادهها
- برجستهکردن نقش زن ایرانی، جوان ایرانی و علم ایرانی
6- چرا نمایش ایران قدرتمند ضروری است؟
جریانهایی یهودی که با خوانشهای افراطی خود از متون دینی و کهن، جهان را به سمت تقابل دائمی میبرند، از تصویرسازیهای منفی از سایر ملل مستقل سود میبرند. از این رو، تقویت امید و اقتدار در رسانه های ایرانی، نه یک شعار، بلکه بخشی از امنیت فرهنگی کشور است. ایران تنها زمانی میتواند در برابر روایتهای بیرونی ایستادگی کند که خودش تولیدکننده روایت باشد. دراین فضا وظیفه رسانه ایرانی، ساخت «حس ملیّت فعال» است؛ احساسی که با دیدن تصویر پیشرفت، آرامش، رشد علمی، همبستگی و آیندهباوری تقویت میشود. این وظیفه خود را با نگاه به وقایع یکسال گذشته بیشتر به اثبات می رساند. زیرا جنگ های آغاز شده داخلی و خارجی ایران در سال 1404 ش، اگر چه خود را در بعد نظامی بیشتر به نمایش گذاشت لکن اثبات کرد که توجه به ایمن سازی جامعه از القائات مطابق منویات رسانه های بیگانه اصلی تردید ناپذیر است.
حذف یا محدود سازی رسانه مسکن و موقتی است زیرا اگر چه در شرایط بسیار سخت، حکومت با حذف دسترسی به اینترنت بین الملل تلاش کرد تا قدری فضای رسانه را داخلی سازی و مدیریت و راهبری کند، لکن شدت نیاز و ساختار شکننده جامعه رسانه ای کشور و لزوم برنامه ریزی برای ایمن سازی آن، بیش از هر زمان دیگری ضرورت استفاده از موقعیت های فرهنگی آگاهی بخش در بستر رسانه را به نمایش گذاشت. این امر ثابت کرد که مهمترین اصل در ایمن سازی رسانه ایرانی در برابر تبلیغات رسانه های بیگانه و جریان ها یا قدرتهایی که علیه ایران جنگ روایت راه میاندازند، استفاده از ظرفیت های آگاهی بخش اجتماعی به ویژه در بستر رسانه است.
کنشگری رسانه ای در موقعیت های فرهنگی و ملی، از طریق معرفی نگاه های افراطی و نژاد پرستانه یهود در تلمود و ارائه مستند آن به جامعه ایرانی می تواند بسیاری اعتبار بازیگران نقش دلسوزی برای ملت ایران را در نظر عامه مردم مخدوش سازد. ضمن اینکه روایت سازی از طریق معرفی نگاه پر امید فرهنگ ایرانی_ اسلامی می تواند جایگزین مناسبی برای روایت های بیگانه از فرهنگ بوده و اتحاد و جذب حداکثری جامعه را حول محور فرهنگ غنی ایرانی_ اسلامی به دنبال داشته باشد. از مهمترین موقعیت ها و بسترهای ملی و فرهنگی ارتباط گیری جامعه ایرانی، فرصت نوروز است. نوروز، آیین حیات و امید، و بهترین فرصت برای بازآفرینی تصویر ایران در جهان است.
در برابر روایتهایی که با تکیه بر خوانشهای افراطی از متون دینی جهان را در دل یک ستیز دائمی و آخرالزمانی تصویر میکنند، ایران باید «روایت زندگی» را برجسته کند. این کار نه با نفی دیگری، بلکه با تأکید بر تواناییهای تاریخی، فرهنگی و انسانی ملت ایران ممکن است. رسانه ایرانی میتواند و باید حقیقت یک ایران زنده، آفریننده و رو به آینده را به تصویر بکشد. به همین دلیل فرصت نوروز در کنار راهبردهایی چون ارائه مدل های مدیریت جامعه رسانه ای کشور می تواند چالش رسانه را به فرصت تبدیل کند. و تضمین کننده امنیت رسانه ای کشور در برابر تهدیدات رسانه ای دشمن باشد.
یادداشت از: دکتر سیده زهره وکیل
انتهای پیام/
انتهای پیام/
































دیدگاهتان را بنویسید