×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • مؤفقیت انقلاب اسلامی در مهار اسرائیل

  • کد نوشته: 31539
  • ۰۶ فروردین ۱۴۰۵
  • 3 بازدید
  • ۰
  • هرگونه مؤفقیت جمهوری اسلامی در تضعیف اسرائیل را می توان دستاورد حیاتی تلقی کرد که کشور را از خطر دور کرده است

    مؤفقیت انقلاب اسلامی در مهار اسرائیل
    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، با مرور شواهد تاریخی، می توان به این واقعیت پی برد که مهار و تعدیل قدرت اسرائیل، یکی از مهمترین دستاورد های انقلاب اسلامی در 47 سال گذشته است. دستاوردی که در سایهٔ جهل و غفلت محافل روشنفکری، کمتر مورد توجه قرار گرفته و به فراموشی سپرده شده است.

    جریان روشنفکری در راستای انکار این دستاورد ملی، همواره به القای این دو گزاره انتقادی پرداخته است : اصلا از جانب اسرائیل خطری متوجه ایران نیست که بتوان از تضعیف قدرت اسرائیل به عنوان یک دستاورد ملی یاد کرد! این یعنی حتی اگر جمهوری اسلامی تا مرز نابودی اسرائیل نیز پیش برود، همچنان کمکی به تأمین منافع ملی نکرده و تنها به اتلاف نیروی انسانی و منابع کشور پرداخته است‌‌‌.

    به نظر اینها حتی با فرض اینکه افزایش قدرت اسرائیل تهدیدی علیه موجودیت ایران باشد، باز هم نمی‌توان جمهوری اسلامی را در مهار اسرائیل و دفع خطر حمله نظامی اسرائیل، مؤفق دانست. چون راهبرد جمهوری اسلامی برای مهار اسرائیل، همواره با شکست محض روبه‌رو شده و در آینده نیز با شکستی مضاعف مواجه خواهد شد. چرا که اساسا ایران در رویارویی نظامی قادر به مهار اسرائیل نیست و باید مانند سایر کشور های منطقه از طریق مصالحه و تفاهم‌، اسرائیل را مهار کند.

    در مقام پاسخ به گزاره انتقادی اول باید گفت تمام شواهد تاریخی حاکی از خصومت تاریخی اسرائیل با ملت ایران است و هیچ گواهی و شاهدی بر این مدعای کذب که از جانب اسرائیل هیچ خطری ایرانیان را تهدید نمی کند، وجود ندارد. بنابراین هرگونه مؤفقیت جمهوری اسلامی در تضعیف اسرائیل را می توان یک دستاورد حیاتی تلقی کرد که کشور را از خطر حمله اسرائیل دور می نگه می‌دارد.

    در این مجال دو مورد از این شواهد تاریخی، به اختصار ذکر می شود:

    1. سالها پیش در ایام آغازین تأسیس اسرائیل، بن گوریون در قامت اولین نخست وزیر اسرائیل به روشنی اذعان کرد که جغرافیای تحت تسلط اسرائیل به فلسطین اشغالی محدود نخواهد شد و ملت اسرائیل باید تمام قلمروی نیل تا فرات را به‌ نقشهٔ فعلی اسرائیل ملحق کرده و چهره خاورمیانه را به نفع اسرائیل تغییر دهند. توطئه‌ای که اسرائیلی ها همین امروز نیز درصدد اجرای آن هستند.

    لاپید همین چند روز پیش، بار دیگر از پروژه اسرائیل بزرگ سخن گفت و گستره شمول آن را نامحدود و بی حد و مرز توصیف کرد. حالا از قضا ایران قلب تپنده منطقه خاورمیانه و از جهت تاریخی و جغرافیایی مهمترین کشور این منطقه است و از این‌رو بیش از هر کشور دیگری در معرض پروژه اسرائیل بزرگ قرار دارد. چنانکه مقامات اسرائیلی بارها از نابودی ایران به عنوان پیش نیاز اصلی تحقق رویایی اسرائیلی یاد کرده‌اند. مثلا بنیامین نتانیاهو در جریان نشست راهبردی هرتزلیا، راه تثبیت قدرت اسرائیل و رفع هرگونه شک و تردید در موجودیت این کشور را در تضعیف پیوسته ایران دانسته بود.

    2. نفتالی بنت نخست وزیر پیشین اسرائیل در جریان جنگ دوازده روزه گفته بود:  «اسرائیل اکنون بزرگترین فرصت خود را در 50 سال اخیر برای تغییر چهره خاورمیانه دارد».  بنت با این سخن خود علنا مشکل اسرائیل با ایران را محدود به دورهٔ 46 ساله حیات جمهوری اسلامی نکرد و آن را به دوره پهلوی نیز تسری داد و از یک خصومت 50 سال سخن گفت؛ یعنی از زمان جنگ یوم کیپور در سال 1973 که می‌شود 51 سال پیش.

    جایی که در جریان جنگ ‌مصر و اسرائیل یعنی همین جنگ 1973، به دستور شاه ایران، نفت کشی که از ایران به سمت اروپا در حال حرکت بود، تغییر مسیر داد و عازم مصر شد تا از پایان سوخت نفتی نیروی نظامی مصر جلوگیری کرده و اسباب پیروزی مصر و شکست اسرائیل را فراهم سازد.

    مشخصا حکومت پهلوی افزایش قدرت اسرائیل را تهدیدی بزرگ علیه موجودیت ایران می دانسته که بدون توجه به رضایت آمریکا، جانب اسرائیل را رها کرده و به یاری مصر متمایل شده است. این یعنی باور جمهوری اسلامی به ضرورت‌ مقابله با اسرائیل، یک واقعیت تاریخی انکار ناپذیر است که پهلوی دوم نیز در اواخر حکومت خود به آن پی برده است. در پاسخ به گزاره انتقادی دوم نیز باید یادآور شد که بر خلاف تصور مخدوش جریان روشنفکری، راهبرد جمهوری اسلامی برای مهار اسرائیل نسبت به سایر راهبرد های مطرح، مؤفق تر عمل کرده است.

    اسرائیل در منازعاتی که با جمهوری اسلامی داشته، هیچگاه مؤفق به تأمین اهداف اعلامی خود نشده است. به عنوان مثال در جریان تأسیس داعش و بازیابی پروژه خاورمیانه جدید، اسرائیل در پی تضعیف ایران و احیای قدرتی بود که در جنگ 33 روزه از دست بود ولی در نهایت این جبهه‌ مقاومت و جمهوری اسلامی بودند که مناسبات منطقه را به نفع خود تغییر دادند. این درحالی است که برخی کشورهای منطقه، هیچ‌گاه از طریق صلح و تفاهم مؤفق به مهار اسرائیل نشدند.

    مثلا مصر علی رغم پذیرش پیمان کمپ دیوید و انتخاب مسیر گفت‌وگو و تفاهم به جای مسیر مواجهه نظامی، همچنان از مزاحمت اسرائیل نجات پیدا نکرد. اسرائیل با نقض پیمان کمپ دیوید، از مرزهای جغرافیایی مشخص شده در این توافق نامه، تجاوز کرد و بار دیگر امنیت ملی مصر را به خطر انداخت. و حتی وقتی مصر از طریق تقویت قدرت دفاعی و واردات پدافند نظامی، به دنبال تأمین امنیت ملی بود، اسرائیل پدافند های مصر را نرسیده به خاک این کشور، منهدم کرد تا آسمان مصر برای همیشه پذیرای حملهٔ اسرائیل باشد.

    یادداشت از: محمدعرفان خانی

    انتهای پیام/

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *