چگونه رهبر شهید انقلاب «زبان توانستن» را به پلتفرم پیشرفت تبدیل کرد؟
رهبر شهید انقلاب با درک این واقعیت که بستر، محتوا را میبلعد، تمرکز خود را بر تغییر بستر ذهنی نخبگان و جامعه قرار دادند.
یادداشت مهمان- مصطفی زمانیان عضو هیئتعلمی دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران و مدیر موسسه پیشنهاد ایران: نظامسازی رهبر شهید انقلاب حضرت آیتالله خامنهای در طول ۳۷ سال گذشته را باید فراتر از مدیریتهای کلان معمول، به مثابه تلاش برای طراحی و تثبیت یک «منظومه زبانی بومی و ملی» برای پیشرفت ایران تحلیل کرد. در لایه هستیشناختی، بزرگترین دستاورد این دوران، خلق یک دستگاه فکری نو بود که توانست مفهوم پیشرفت را از قید الگوهای تحمیلی رها کرده و آن را بر مدار عاملیت ایرانی بازتعریف کند. در شرایطی که بحرانهای پیرامونی و فشارهای بینالمللی میتوانست ایران را به یک کنشگر منفعل و دنبالهرو تبدیل کند، نگاه راهبردی ایشان بر ساخت یک پلتفرم ملی متمرکز شد که هدف آن، باورپذیر کردن توانمندیهای درونی در تمامی عرصهها در ذهن جوانان و نخبگان ایران بود. نسلی که حتی دوران سخت جنگ و دوران قبل از انقلاب را ندیده بودند، اما باورمندانه این دستگاه زبانی و اندیشهای را پذیرفتند و بدان عامل شدند.
رهبر شهید انقلاب با درک این واقعیت که بستر، محتوا را میبلعد، تمرکز خود را بر تغییر بستر ذهنی نخبگان و جامعه قرار دادند. ایشان با استفاده از «زبان آفرینشگری و تاسیس»، توانستند منظومهای زبانی خلق کنند که در آن، واژگانی چون «جنبش نرمافزاری»، «بومیسازی» و «خودکفایی»، از سطح شعار خارج شده و به یک واقعیت پدیدار شده در زیستبوم پیشرفت ایران تبدیل شوند. این پلتفرم زبانی و اندیشهورزی، خاصه در سه حوزهی کلیدی دفاعی، نهادسازی و فناوری، چنان با قدرت عمل کرد که توانست آیندهی پیشفرضی که در آن ایرانی را ضعیف و وابسته تصویر میکرد را در هم شکسته و آیندهای متمایز را اعلام و ابراز نماید.
در حوزه دفاعی، ایشان موفق شدند قدرتی را تأسیس کنند که ریشه در دانش و ارادهی بومی دارد. این دستاورد، فراتر از ابزارهای نظامی، به معنای تولید یک زبان اقتدار بود که به دشمنان نشان داد ایران دیگر یک دستور کار سیاستگذاری برای دیگران نیست، بلکه خود خالق بستر امنیت در منطقه است. این توانمندی دفاعی، در واقع تکیهگاهی شد تا سایر بخشهای توسعه بتوانند در فضایی سرشار از اعتمادبهنفس رشد کنند.
در حوزه نهادسازی، ایشان با خلق منظومه زبانی و گفتمانی جدید و تقویت نهادهای انقلابی و مردمی در کنار ساختارهای رسمی، مدلی از حکمرانی را پیش بردند که در آن مشارکت نخبگانی و عاملیت آحاد مردم اصل بنیادین است. این نهادسازی، فضایی گشوده ایجاد کرد که در آن استعدادهای ایرانی، خود را نه در حاشیه، بلکه در متن پیشرفت کشور بازشناسی کردند.
در حوزه فناوری نیز، پافشاری راهبردی ایشان بر مرجعیت علمی و حمایت از شرکتهای دانشبنیان، منجر به تولید باور به توانستن در پیچیدهترین سطوح تکنولوژی شد. ایشان با تغییر نحوه پدیدار شدن دانش در ذهن جوان ایرانی، نشان دادند که دستیابی به قلههای علم، نه یک آرزوی دور، بلکه یک دسترسیِ ممکن و در دسترس است. این منظومه زبانی، چنان در عمق جان جامعه نخبگانی ریشه دوانده که امروز ایرانِ مقتدر» به یک باور عمومی و یک حقیقت غیرقابلانکار تبدیل شده است.
دفاع از کارنامه ۳۷ ساله ایشان از منظر توسعه، دفاع از هوشمندی یک معمار توسعه و پیشرفت است که با اولویت دادن به خلق منظومه زبانی و اندیشهای در پیشرفت، مسیر پیشرفت را برای نسلهای آینده ایران تضمین کرد. ایشان ثابت نمودند که پیشرفت واقعی، تنها زمانی رخ میدهد که یک ملت به داشتههای خود باورمند باشد و آیندهاش را با دستان خردمند خود ترسیم کند. آنچه امروز شاهد آن هستیم، یک نظام ساختاریافته پیشرفت است که با تکیه بر این منظومه زبانی بومی و ملی، راه خود را به سوی افقهای روشن باز میکند.
این میراث گرانسنگ، یعنی پلتفرم ملی پیشرفت و آبادانی و استقلال، همان سرمایهی پایهای است که رهبری آینده ایران با درایت و هوشمندی از آن محافظت خواهد کرد. این دستاورد، نه یک نقطه پایان، بلکه یک سکوی پرتابی است که رهبر آینده کشور با تکیه بر آن و با استفاده از این منظومه زبانی و فکری منسجم، گامهای بلندتری را برای تحقق عدالت، کارآمدی و رفاه در عصر جدید برخواهد داشت؛ چرا که پاسداری از این میراث خودباوری، ضامن تداوم عاملیت و شکوه ایرانی در جهان فرداست.
















دیدگاهتان را بنویسید