جادوی قلم میرباقری و شور خیال حسین پناهی
هرچند سه دهه از نخستین پخش سریال «امام علی(ع)» میگذرد، هنوز صدای دیالوگهایش در ذهن مردم طنین دارد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در زمانهای که گفتوگوهای تلویزیونی به سرعت فراموش میشوند، هنوز عبارات سریال «امام علی(ع)» مانند حکمتهایی ازلی در ذهن بینندگان باقی ماندهاند. این ماندگاری تصادفی نیست؛ ریشه در تفکر فیلمنامهنویسانی دارد که میان زبان، تاریخ و ایمان پیوندی زنده برقرار کردند.
داود میرباقری، کارگردان و نویسنده اثر، سالها پیش در دهه هفتاد، تصمیم گرفت تاریخ صدر اسلام را نه با زبان خطبهها و کتابها، بلکه با گفتوگوی مردمان بازگو کند. نتیجه، متنی شد که از ادبیات کلاسیک الهام گرفت اما در بیان، روشن و زمینی بود.
زبان این اثر نه خطابی است و نه صرفاً شاعرانه؛ تلفیقی از حکمت و واقعیت، با وزن و موسیقی خاصی که مخاطب عادی نیز آن را حس میکند. بسیاری از منتقدان سینمای دینی بر این باورند که «امام علی(ع)» زبان تازهای در روایت مذهبی آفرید؛ زبانی که هم حرمت داشت و هم صمیمیت، هم تاریخی بود و هم انسانی.
در این میان، حضور خلاقانه حسین پناهی چون نوری شاعرانه بر این متن تابید. بازی او در نقش عبدالله بن خباب تنها نقشآفرینی نبود؛ نوعی خلق شخصیت از دل درک شخصی و عرفانی بود. آنچه پناهی انجام داد، فراتر از اجرای فیلمنامه بود.
او در کنار میرباقری بخشهایی از گفتوگوهای شخصیت را خودش نوشت و با آن روحی تازه به طرح افزود. همین باعث شد دیالوگهایش به جملاتی شبیه شعر تبدیل شوند، نه صرفاً جملههایی نمایشی. پناهی با صداقت و سادگی حضورش، مفهوم ایمان را زیست و نه فقط بازی کرد.
قدیمیهای تلویزیون، از محمد بیکزاده تا داریوش ارجمند، همواره از این ویژگی یاد کردهاند؛ اینکه در «امام علی(ع)»، متن و بازیگر در هم تنیدهاند. ارجمند زمانی گفته بود: «دیالوگهای این سریال چنان به گفتار مردم وارد شدهاند که انگار جزئی از زندگی روزمرهاند.» همین پیوند میان مخاطب و کلام، یکی از رازهای دیرپایی اثر است.
فیلمنامه این مجموعه طی فرآیندی کمسابقه مورد بررسی مراجع و نخبگان دینی قرار گرفت. تنها رهبر انقلاب نسخه کامل را مطالعه و یادداشتی در حاشیه آن نوشتند نشانی از دقت و اهمیت کار.
در همان حاشیه، کنار یکی از دیالوگها نوشتند «خنک است»، یعنی خام و بیجان؛ اشارهای که با حذف آن جمله، استحکام متن را بیشتر کرد. این حساسیت نشان میداد که برای خلق یک اثر مذهبی بزرگ، هیچ جزئی از قلمرو معنا و فرم بیاهمیت نیست.
در کنار پناهی، بزرگان دیگری همچون مهدی فتحی، انوشیروان ارجمند، جمشید مشایخی، بهزاد فراهانی و ویشکا آسایش نیز هر یک با بازیهای پرقدرتشان شخصیتهایی را آفریدند که امروز در حافظه فرهنگی ما هویت دارند. کمتر سریالی توانسته است این همه چهره را نه در قالب تیپ، بلکه در قالب انسانهایی با اندیشه و انگیزه نمایش دهد.
در دنیای تلویزیون امروز، گویی نقش نویسنده و فیلمنامه گاه به سایه رفته است و تمرکز تنها بر صحنه، تدوین و جلوههای تصویری است. اما «امام علی(ع)» یادآور میشود که هیچ تصویر ماندگاری بدون جملهای درست، نمیماند. این سریال پیش از آنکه یک اثر تصویری باشد، یک متن اندیشیده است؛ و دقیقاً به همین دلیل، هنوز تازه به نظر میرسد.
هر بار که بخشی از آن از قاب تلویزیون بازپخش میشود، تماشاگران درمییابند کلماتی هستند که فرسوده نمیشوند چون از ایمان، پژوهش و شعور آمدهاند. فیلمنامه این سریال نه تنها بازنمایی تاریخ است، بلکه سندی از قدرت کلمه در هنر ایرانی است؛ یادآور اینکه در هر دوران، اگر قصه با اندیشه و احترام نوشته شود، بیتردید تا سالها در دل مردم زندگی خواهد کرد.
انتهای پیام/
































دیدگاهتان را بنویسید