×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • پدر ایران و سپر بلای فرزندان

  • کد نوشته: 28754
  • ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
  • 5 بازدید
  • ۰
  • پدر ملت هرگز خود را در سایه‌ی کوه‌ها پنهان نکرد بلکه خود به کوهی تبدیل شد که ملت در پناهش امنیت و امید یافت.

    پدر ایران و سپر بلای فرزندان
    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در تار و پود تاریخ معاصر ایران شخصیتی نهفته است که کالبدش میان مقام و حس درآمیخته و رهبری‌اش فراتر از یک ساختار ادار  به فطرت پدری گره خورده است. امام شهید خامنه‌ای(رضوان الله علیه) در ساحت رهبری این ملت تنها یک مجری قانون یا یک تصمیم‌گیرنده‌ی سیاسی نبود او پدر این خانه بود. پدری که دغدغه‌ی او فراتر از حفظ کرسی قدرت، تپش دل تک‌تک فرزندانش و سربلندی سرزمین و امت اسلام بود. این پدری نه یک عنوان تشریفات که یک واقعیت وجودی است، حقیقتی که در لحظات حساس در سکوت‌های سنگین و در طوفان‌های سخت خود را به وضوح نشان داد او پدری است که هرگز فرزندانش را در برابر دشمن تنها نگذاشت و خود را سپر بلا کرد تا فرزندانش سر بلند داشته باشند.

    بُعد پدرانه‌ی رهبری در آنجا تجلی می‌یابدکه دلسوزی از احساس سطحی عبور کرده و به استراتژی عشق تبدیل می‌شود. پدری که می‌داند نجات فرزند تنها با نصیحت ممکن نیست بلکه با فداکاری و آرامش بخشیدن در اوج طوفان حاصل می‌شود.  دلسوزی این پدر محدود به مرزهای جغرافیایی ایران نمی‌شود، او پدری است که دغدغه‌ی امت اسلام را در سینه دارد. او می‌داند که ایران تنها یک کشور نیست بلکه پایگاه مقاومت و کانون امید برای امت مظلوم جهان اسلام است. در نگاه پدر، سربلندی ایران پیش‌شرط سربلندی امت اسلام است و گره‌ی خوردن دشمنان به ایران ضربه‌ای به دین خدا و امید مسلمانان جهان است و این دلسوزی فراتر از مرزها نشان می‌دهد که او ولایت را نه به معنای حاکمیت محض بلکه به معنای سرپرستی مصلحت امت می‌داند.

    پدر ملت هرگز خود را در سایه‌ی کوه‌ها پنهان نکرد بلکه خود به کوهی تبدیل شد که ملت در پناهش امنیت و امید یافت. او می‌خواست ایران تنها یک کشور قوی نباشد بلکه کشوری باشد که عزت در آن به کالبد جامعه دمیده شده باشد. دلسوزی‌ پدر باعث شد که همواره بر خودباوری، استقلال و توسعه‌ی معنوی تأکید کند. او می‌دانست که اگر ایران تنها از نظر اقتصادی و نظامی قدرتمند باشد اما از نظر فرهنگی و اخلاقی ضعیف در برابر تهاجم جهانی دچار فروپاشی خواهد شد و او پدری است که به دنبال تربیت نسلی است که آگاهانه با «هویت اسلامی-ایرانی و هوشمندی استراتژیک به میدان بیایند.

    در تمامِ این سال‌ها او هرگز برای خود حتی یک لحظه‌ی آسایش نگه نداشت. او در حالی که سینه‌اش از غم مشکلات مردم می‌تپید با چهره‌ایی آرام و لبخندی امیدبخش به فرزندانش می‌گفت: من هستم، نگران نباشید. این من هستم یک وعده‌ی سیاسی نبود این، پیمان پدرانه‌ای بود که در آن، جان پدر ضمانت جان فرزند است. او به ما آموخت که ولایت، تجلی دلسوزیی پدرانه در سطح کلان است و این دلسوزی اگر با عقلانیت و بینش عمیق ترکیب شود به سربلندی می‌انجامد.

    امروز وقتی به ساحت این رهبر و پدر دلسوز می‌نگریم می‌بینیم که او با دلسوزی‌ خود به ایران جان بخشید و به اسلام روحِ امید داد. او پدری است که نه با قدرت اسلحه که با قدرت دوستی و فداکاری دشمنان را در هم شکست و ثابت کرد که بزرگترین سلاح در برابر استکبار نه بمب و موشک که دلسوزی پدرانه و اتحاد فرزندانی است که پدرشان را درک کرده‌اند. این پدر در دل تاریخ نه به عنوان یک رهبر قدرتمند که به عنوان پدری ثبت می‌شود که برای سربلندی فرزندانش و عزت امت اسلام تا پای جان جنگید و امروز ایران و اسلام، مدیون این دلسوزی‌ بی‌پایان‌اند. رهبر و پدر ما به همه­ی ما آموخت که ایران خانه‌ی ماست و ما فرزندان دلسوزی هستیم که باید از این خانه در برابر طوفان‌ها دفاع کنیم.

    انتهای‌پیام/

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *