آیا پاپیروس ۳۳۰۰ ساله مصر وجود غولها را ثابت میکند؟
بررسی یک سند باستانی جنجالی که دوباره بحث درباره «غولهای کتاب مقدس» را در میان پژوهشگران و علاقهمندان تاریخ زنده کرده است.
بررسی یک سند باستانی جنجالی که دوباره بحث درباره «غولهای کتاب مقدس» را در میان پژوهشگران و علاقهمندان تاریخ زنده کرده است.
مجله اینترنتی باستان شناس : داستانهای مربوط به غولها همیشه در تقاطع پرتنش ایمان، فرهنگ عامه و باستانشناسی قرار داشتهاند. اکنون، یک متن مصری ۳۳۰۰ ساله که در موزه بریتانیا نگهداری میشود، بار دیگر یکی از بحثبرانگیزترین مباحث کتاب مقدس را دامن میزند: آیا غولهای عهد عتیق ریشه در برخوردهای تاریخی واقعی دارند؟
در مرکز این بحث، پاپیروس آناستازی اول، یک سند مصری مربوط به پادشاهی جدید که به صورت نامهای بین کاتبان نوشته شده است، قرار دارد. اگرچه این متن از دیرباز برای محققان شناخته شده بود، اما اخیراً پس از برجسته شدن توسط محققان وابسته به Associates for Biblical Research و گزارش آن در رسانههای جریان اصلی از جمله دیلی میل ، توجه دوبارهای را به خود جلب کرده است. این توجه مجدد، موج جدیدی از سوالات را در مورد اینکه آیا سوابق مصر باستان ممکن است منعکس کننده اشارات کتاب مقدس به جنگجویان قدرتمند در کنعان باشد، برانگیخته است.
آنچه در این مقاله می خوانید
- یک «خبرنگار جنگی» مصری در کنعان
- پژواکهایی از عناقیان و نفیلیمها؟
- طنز، اغراق یا خاطره تاریخی؟
- قدرت گزارشگری در میدان نبردهای باستانی
- جایی که تاریخ و باور با هم تلاقی میکنند
یک «خبرنگار جنگی» مصری در کنعان
پاپیروس آناستازی اول معمولاً به قرن سیزدهم پیش از میلاد مسیح مربوط میشود. این پاپیروس که به خط کاهنی نوشته شده، به شکل نامهای تند و تیز از کاتبی به نام هوری به مقام دیگری به نام آمنموپ است. لحن آن آموزنده و اغلب تمسخرآمیز است. هوری از عدم آگاهی همکارش در مورد جغرافیا، لجستیک و واقعیتهای نظامی در شام انتقاد میکند.
این سند، به جای اینکه یک داستان اسطورهای باشد، مانند یک دفترچه راهنمای میدانی است که با کنایه آمیخته شده است. این سند به مسیرها، شهرها، محاسبات تدارکات و خطراتی که در انتظار نیروهای مصری در کنعان بود، اشاره میکند. برای بسیاری از مورخان، این امر پاپیروس را به دریچهای نادر و واضح به چگونگی مفهومسازی مقامات مصری از لشکرکشیهای خارجی تبدیل میکند.
به طور خاص، یک بخش از کتاب توجه فوقالعادهای را به خود جلب کرده است. هوری درباره یک گذرگاه کوهستانی باریک هشدار میدهد که «پر از شوسوهای پنهان در زیر بوتهها» است و برخی از آنها را «چهار یا پنج ذراع، از سر تا پا، با چهرهای خشن، قلبشان ملایم نیست» توصیف میکند.
این اندازهگیری مهم است. ذراع سلطنتی مصری تقریباً ۲۰.۶ اینچ (حدود ۵۲.۳ سانتیمتر) بود. این امر، قد این افراد شوسو را در جایی بین تقریباً ۶ فوت و ۸ اینچ و ۸ فوت و ۶ اینچ قرار میدهد – بسیار بالاتر از میانگین قد جمعیت اواخر عصر برنز.
برای طرفداران وجود یک هسته تاریخی در پس سنتهای عظیم کتاب مقدس، نادیده گرفتن این جزئیات عددی دشوار است.
پژواکهایی از عناقیان و نفیلیمها؟
کتاب مقدس عبری بارها به چهرههای غیرمعمول بزرگ اشاره میکند. پیدایش ۶ از غولهای مرموز، که اغلب به عنوان «غولها» ترجمه میشوند، صحبت میکند. در اعداد ۱۳:۳۳، پیشاهنگان اسرائیلی مواجهه با «پسران عناق» در کنعان را توصیف میکنند و ادعا میکنند که در مقایسه با آنها احساس «ملخ» داشتهاند. تثنیه ۳:۱۱ از عوج، پادشاه باشان، یاد میکند که تخت او نه ذراع طول داشته است.
محققان مرتبط با Associates for Biblical Research اظهار داشتهاند که پاپیروس آناستازی اول ممکن است نشاندهندهی تأیید نادر خارج از کتاب مقدس از چنین سنتهایی باشد. همانطور که در دیلی میل گزارش شده است، طرفداران استدلال میکنند که اشاره به شوسو با قد و قامت استثنایی، با تصاویر کتاب مقدس از آناکیم – چهرههایی که به عنوان با ابهت و ابهت به یاد آورده میشوند – مطابقت دارد.
این استدلال از منابع دیگر مصری زمینه بیشتری میگیرد. متون موسوم به نفرین – کتیبههای آیینی از دورههای پیشین – دشمنان خارجی را فهرست میکنند که نام آنها بر روی اشیاء گلی حک شده و به صورت آیینی خرد شده است. برخی از محققان به تشابهات زبانی احتمالی بین نامهای موجود در این متون و آناک کتاب مقدس اشاره کردهاند. علاوه بر این، نقش برجستههای مربوط به دوران سلطنت رامسس دوم که درگیریهای نزدیک کادش را به تصویر میکشند، چهرههای اسیر شده شاسو را به گونهای به تصویر میکشند که برخی آن را به عنوان تأکید بر اندازه غیرمعمول تفسیر میکنند.
برای هواداران، این رشتهها یک بافت کلی را تشکیل میدهند: روایتهای نظامی مصری که جنگجویان قدبلند شامی را توصیف میکنند، متون آیینی که از گروههای دشمن نام میبرند، و روایتهای کتاب مقدس که از غولهای ترسناک در همان حوزه جغرافیایی یاد میکنند.
طنز، اغراق یا خاطره تاریخی؟
با این حال، اکثر مصرشناسان با احتیاط به چنین نتیجهگیریهایی نزدیک میشوند.
موزه بریتانیا، پاپیروس آناستازی اول را در درجه اول به عنوان یک اثر آموزشی – متنی آموزشی که برای آزمایش و پالایش دانش کاتبی طراحی شده است – توصیف میکند. لحن اغراقآمیز آن، طنز را تداعی میکند. انتقاد هوری از آمنموپ شامل آرایههای بلاغی است که با هدف برجسته کردن بیکفایتی انجام میشود. در این زمینه، توصیف دشمنان قدرتمند ممکن است به عنوان ابزارهای ادبی عمل کند تا دادههای آنتروپومتریک.
دکتر مایکل هایزر، محقق فقید کتاب مقدس، استدلال کرد که حتی قدهایی نزدیک به هفت یا هشت فوت، به معنای وجود یک نژاد جداگانه از غولهای ماوراءالطبیعه نیست. علم پزشکی مدرن افرادی را که به طور طبیعی به چنین قدی میرسند یا از آن فراتر میروند، مستند میکند. نادر؟ بله. غیرممکن؟ خیر.
علاوه بر این، هیچ بقایای اسکلتی، معماری یا فرهنگ مادی تأیید شدهای به وضوح وجود جمعیت مشخصی از انسانهای غولپیکر را در عصر برنز شام نشان نمیدهد. باستانشناسی هنوز شواهد فیزیکیای را کشف نکرده است که با مقیاس چشمگیر ذکر شده در متون کتاب مقدس مطابقت داشته باشد.
بسیاری از مورخان، اشارات باستانی به ارتفاع را بزرگنمایی بلاغی تفسیر میکنند. به تصویر کشیدن دشمنان به شکلی غیرمعمول بزرگ، یک استراتژی ادبی قدرتمند بود. این کار، درام را تشدید میکرد، بر خطر تأکید میکرد و شکوه پیروزی نهایی را بزرگ جلوه میداد.

قدرت گزارشگری در میدان نبردهای باستانی
چه غولها زمانی در کنعان پرسه میزدند و چه نمیزدند ، پاپیروس آناستازی اول به دلیل دیگری همچنان خارقالعاده است: این اثر ممکن است یکی از اولین نمونههای گزارشهای میدان نبرد در تاریخ جهان باشد.
مدتها پیش از آنکه خبرنگاران جنگی مدرن مانند ادوارد آر. مورو در طول جنگ جهانی دوم از لندن گزارش تهیه کنند، کاتبان مصری در حال ثبت عوارض زمین، تهدیدها و واقعیتهای نظامی در مناطق مورد مناقشه بودند. این پاپیروس نشاندهندهی توجه به دقت لجستیکی – جیره غذایی، مسیرها، مواضع دفاعی – است. به هر حال، دقت برای بقا ضروری بود.
از این نظر، ذکر ارتفاعات شوسو میتواند نشاندهندهی دقت نظر باشد – حداقل از دیدگاه یک کاتب مصری. سوال این است که آیا این اندازهگیریها به معنای واقعی کلمه بوده یا به صورت تصنعی بیان شدهاند.
جایی که تاریخ و باور با هم تلاقی میکنند
بحث تازه پیرامون پاپیروس آناستازی اول، حقیقت وسیعتری را برجسته میکند: متون باستانی به ندرت ساده هستند. آنها حافظه، ایدئولوژی، الهیات و تجربه زیسته را با هم ترکیب میکنند.
برای معتقدان، اشاره مصریها به جنگجویان شوسو با قدی غیرمعمول، ممکن است این فرضیه را تقویت کند که سنتهای غولپیکر کتاب مقدس ریشه در مواجهههای تاریخی با جمعیتهای واقعی و با ابهت فیزیکی داشتهاند. برای شکاکان، این متن نشان میدهد که چگونه نویسندگان باستان از اغراقهای آشکار برای به تصویر کشیدن مناطق خصمانه و دشمنان قدرتمند استفاده میکردند.
شواهد، در حال حاضر، بیشتر متنی هستند تا فیزیکی. هیچ کشف باستانشناسی به طور قطعی وجود نژادی از غولهای کتاب مقدس را تأیید نکرده است. با این حال، نمیتوان این پاپیروس را به عنوان یک تصادف بیمعنی رد کرد. این نشان میدهد که ناظران مصری در اواخر عصر برنز، گروههای خاصی از شام را با قد و قامت استثنایی مرتبط میدانستند.
در نهایت، پاپیروس آناستازی اول این سوال بزرگ را حل نمیکند. در عوض، آن را دقیقتر میکند. این به ما یادآوری میکند که در سراسر خاور نزدیک باستان، مردم رویارویی با دشمنانی را که بزرگتر از زندگی توصیف میشدند، به یاد میآوردند – و ثبت میکردند.
اینکه آیا این توصیفات منعکسکننده زیستشناسی، ادراک یا هنر ادبی هستند، همچنان موضوع تفسیر است. اما خود این بحث، چیزی ماندگار در مورد داستانسرایی انسان را آشکار میکند: وقتی جوامع با ناشناختهها روبرو میشوند، اغلب آن را در قالب عباراتی بیان میکنند که مرزهای تجربه عادی را گسترش میدهد.
و سه هزاره بعد، ما هنوز در تلاشیم تا تصمیم بگیریم که منظور آنها از این حرف چقدر تحتاللفظی بوده است.






































دیدگاهتان را بنویسید