×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • مهار تهدید خارجی در ایران باستان؛ از اتحاد مادها تا دیوارهای ساسانی

  • کد نوشته: 26497
  • ۰۶ اسفند ۱۴۰۴
  • 13 بازدید
  • ۰
  • ایرانیانِ باستان در برابر تهدید خارجی یک قانون نانوشته داشتند: اول فکر، بعد حمله؛ و هر دو با شجاعت. از ائتلاف مادها تا مرزبانی و دیوارهای ساسانیان، داستان دفاعِ ایران باستان داستانِ ترکیبِ عقلِ سیاسی و جسارتِ میدانی است.

    مهار تهدید خارجی در ایران باستان؛ از اتحاد مادها تا دیوارهای ساسانی

    ایرانیانِ باستان در برابر تهدید خارجی یک قانون نانوشته داشتند: اول فکر، بعد حمله؛ و هر دو با شجاعت. از ائتلاف مادها تا مرزبانی و دیوارهای ساسانیان، داستان دفاعِ ایران باستان داستانِ ترکیبِ عقلِ سیاسی و جسارتِ میدانی است.

    مجله اینترنتی باستان شناس : وقتی از جنگ‌های ایران باستان حرف می‌زنیم، معمولاً ذهنمان می‌رود سراغ نبردهای بزرگ. اما پشتِ صحنه‌ی این نبردها، یک واقعیت مهم‌تر وجود دارد: حکومت‌های ایران باستان برای مواجهه با تهدید خارجی، «مدیریت امنیت» را به‌صورت ترکیبی پیش می‌بردند—هم با حمله و بازدارندگی، هم با اتحاد و مذاکره، و هم با ساختن مرزهای قابل دفاع. در این مقاله، سیاست‌های دفاعی ایران باستان را دوره‌به‌دوره مرور می‌کنیم؛ از مادها تا ساسانیان.

    آنچه در این مقاله می خوانید

    • مادها؛ اتحاد برای حذف تهدید (حدود سده ۷ تا میانه سده ۶ پیش از میلاد)
    • تهدیدهای شاخص
    • سیاست‌های کلیدی در برابر تهدید خارجی
    • ۲) هخامنشیان (۵۵۰ تا ۳۳۰ پیش از میلاد)
    • تهدیدهای شاخص
    • سیاست‌های کلیدی در برابر تهدید خارجی
    • ۳) سلوکیان در ایران (از اواخر سده ۴ تا میانه سده ۳ پیش از میلاد؛ با تداوم نفوذ تا سده ۱ ق.م.)
    • تهدیدهای شاخص
    • سیاست‌های کلیدی در برابر تهدید خارجی
    • ۴) اشکانیان (۲۴۷ پیش از میلاد تا ۲۲۴ میلادی)
    • تهدیدهای شاخص
    • سیاست‌های کلیدی در برابر تهدید خارجی
    • ۵) ساسانیان (۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی)
    • تهدیدهای شاخص
    • سیاست‌های کلیدی در برابر تهدید خارجی

    مادها؛ اتحاد برای حذف تهدید (حدود سده ۷ تا میانه سده ۶ پیش از میلاد)

    مادها به‌جای فرسایش در جنگ‌های مرزی، سراغ راهبردی رفتند که امروز به آن «حمله به مرکز ثقل» می‌گویند: اتحاد با بابلیان و مشارکت در روندی که به سقوط آشور انجامید.

    تهدیدهای شاخص

    • فشار و تهاجم امپراتوری آشور در غرب و شمال‌غرب.
    • ناامنی‌های ناشی از یورش‌ها و جابه‌جایی‌های قدرت در پیرامون (در منابع متأخرتر از جمله روایات کلاسیک).

    سیاست‌های کلیدی در برابر تهدید خارجی

    راهبرد تهاجمی-بازدارنده: در این الگو، دولت ماد به‌جای صرفاً دفاع نقطه‌ای، با انتقال جنگ به کانون قدرت دشمن، تهدید را «ریشه‌کن» می‌کرد (نمونه‌اش سلسله عملیات منتهی به فروپاشی آشور که در همان گزارش‌های بابلی روایت شده است)

    ائتلاف‌سازی برای حذف تهدید برتر (آشور): یکی از مستندترین نمونه‌ها، گزارش «تواریخ بابلی» از همکاری نظامی مادها با بابلیان است: تصرف آشور (Assur) و سپس سقوط نینوا در ۶۱۲ ق.م؛ و تصریح به اینکه نبوپلاسر و هووَخشتره (کیاکسار) در آشور دیدار کرده و پیمان اتحاد بستند.

    از سراسر وب

      ۲) هخامنشیان (۵۵۰ تا ۳۳۰ پیش از میلاد)

      تهدیدهای شاخص

      • جبهه‌های متنوع: از یونانیان در غرب تا کوچ‌نشینانِ شمال/شمال‌شرق، و نیز رقبای منطقه‌ای در مصر و میان‌رودان (بسته به مقاطع زمانی).

      سیاست‌های کلیدی در برابر تهدید خارجی

      • استان‌سازی (ساتراپی) برای کنترل و دفاع مرزی: در شرح نظام ساتراپی‌ها تصریح می‌شود که ساتراپی‌ها امکان اداره قلمرو، اخذ مالیات، جذب نیروی نظامی و کنترل دیوان‌سالاری محلی را فراهم می‌کردند و «رسیدگی به بحران‌ها و شورش‌ها» و نیز دفاع در برابر تهدید خارجی از مسئولیت‌های ساتراپ‌ها بود.
      • شبکه ارتباطات و فرمان‌رسانی سریع برای بسیج در برابر تهدید: «ارتباطات شاهی» در ایران هخامنشی اساساً به معنای سازوکار انتشار اطلاعات و تصمیم‌گیری برای کنترل حکمرانی، از دستورها تا پیام‌های ایدئولوژیک و اجرایی است؛ یعنی دولت برای واکنش به تهدید، روی «جریان اطلاعات» به‌عنوان یک ابزار امنیتی تکیه داشت.
      • راه‌ها و پادگان‌ها به‌مثابه ابزار امنیت ملی: در توصیف کنترل سرزمین در دوره هخامنشی، بر «شبکه هماهنگ راه‌های شاهی» و استقرار پادگان‌ها به‌ویژه در مرزها برای تثبیت کنترل و دفاع تأکید می‌شود.
      • دیپلماسی برای کاهش فشار جبهه غربی (به‌ویژه یونان): در سنت منابع یونانی/ایرانی، از «صلح کالیاس» به‌عنوان نوعی توافق یاد می‌شود، هرچند خودِ تاریخیت/جزئیات آن محل بحث است؛ همین نکته نشان می‌دهد که سیاست هخامنشی در کنار جنگ، می‌توانست به سمت «مدیریت تهدید از راه توافق و محدودسازی میدان درگیری» هم برود.

      ۳) سلوکیان در ایران (از اواخر سده ۴ تا میانه سده ۳ پیش از میلاد؛ با تداوم نفوذ تا سده ۱ ق.م.)

      سلوکیان «دولت ایرانی» به معنای دودمان بومی نبودند، اما چون بخش بزرگی از فلات ایران را اداره کردند، سیاست‌های امنیتی‌شان در تاریخ ایران باستان اثرگذار است.

      تهدیدهای شاخص

      • جنگ‌های جانشینی، شورش‌های محلی، و رقابت‌های بین‌المللی؛ و در شرق، بالا گرفتن قدرت اشکانیان. در جمع‌بندی ایرانیکا تأکید می‌شود که امپراتوری سلوکی «در سراسر موجودیت خود» با بحران‌های جانشینی و خیزش‌های محلی دست‌به‌گریبان بود.

      سیاست‌های کلیدی در برابر تهدید خارجی

      • شهرسازی-نظامی و کلونی‌های نظامی به‌عنوان ابزار کنترل و دفاع: در مدخل مربوط به سلوکوس، تصریح شده که ساختار ساتراپیِ هخامنشی تا حد زیادی باقی ماند، اما سلوکوس بر بنیاد شهرها، استقرار دژها و ایجاد کلونی‌های نظامی تمرکز کرد؛ این سیاست، هم کنترل داخلی می‌داد و هم «پایه دفاعی/تهاجمی» در برابر تهدیدها می‌ساخت.

      ۴) اشکانیان (۲۴۷ پیش از میلاد تا ۲۲۴ میلادی)

      تهدیدهای شاخص

      • فشار دائمی روم در غرب (میان‌رودان، ارمنستان، سوریه).
      • تهدیدهای شرقی و شمال‌شرقی (جابه‌جایی قدرت‌ها و کوچ‌نشینان؛ بسته به دوره).

      سیاست‌های کلیدی در برابر تهدید خارجی

      • سامانه دولت‌های تابع/حائل برای جذب ضربه و چانه‌زنی سیاسی: در گزارش ایرانیکا از دوره مهرداد دوم آمده که پادشاه اشکانی برخی پادشاهی‌های شمال میان‌رودان مانند آدیابنه، گوردیَنه و اسروئنه را به دولت‌های تابع تبدیل کرد و سپس پیوند/تماس سیاسی با ارمنستان برقرار شد؛ این دقیقاً الگوی «عمق راهبردی با پادشاهی‌های پیرامونی» است.
      • ارمنستان به‌عنوان میدان رقابت و دولتِ حائل: مدخل «ارساکیانِ ارمنستان» تصریح می‌کند که بحران‌های ارمنستان به‌طور ساختاری از کشاکش همیشگی ایران و روم بر سر آن ناشی می‌شد و ارمنستان در «طرحِ پادشاهی‌های تابع» جایگاهی کلیدی داشت.
      • ترکیب جنگ و مذاکره با روم: نمونه‌های متعدد در تاریخ اشکانی نشان می‌دهد که در کنار نبرد، «توافق‌ها و مذاکرات» نیز ابزار تنظیم مرز و پرهیز از فرسایش بودند؛ در روایت ایرانیکا از مناسبات با روم، حتی به نمونه‌هایی از مراودات سیاسی (از جمله درخواست‌های ازدواج سیاسی و پیام‌نگاری‌های حیثیتی) اشاره می‌شود که نشان‌دهنده اهمیت دیپلماسی در مدیریت تهدید غربی است.

      ۵) ساسانیان (۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی)

      تهدیدهای شاخص

      • رقابت سنگین و چندقرنی با روم/بیزانس در غرب.
      • فشارهای پرهزینه در شرق (از جمله تهدید هپتالیان/هیاطله در مقاطعی).
      • ناامنی‌های قفقاز و گذرگاه‌های شمالی (یورش‌های مردمان استپی).

      سیاست‌های کلیدی در برابر تهدید خارجی

      • نهادسازیِ دفاع مرزی (مرزبان/مرزپان): عنوان «مرزپان/مرزبان» اساساً به معنای «نگهبان مرز» است و در دوره‌های اشکانی و ساسانی برای فرماندهان/حکام نظامیِ مناطق مرزی به‌کار می‌رفت؛ این نشان می‌دهد ساسانیان دفاع را «سمت و مقام» و ساختار اداری-نظامی کرده بودند.
      • دیوارها و سامانه‌های استحکامی در نقاط گلوگاهی:
        • در دربند (قفقاز)، خودِ توصیف دیوارها و برج‌ها نشان می‌دهد هدف فوری، دفع یورش از شمال و حفاظت از گذرگاه راهبردی بوده است.
        • درباره دیوار بزرگ گرگان نیز از یک استحکام خطی بسیار طولانی به‌عنوان سازوکار دفاعی یاد می‌شود (در حدود ۱۸۰ کیلومتر در توصیف ایرانیکا).
      • اصلاحات مالی-نظامی برای تاب‌آوری در جنگ‌های طولانی: در مدخل «اصلاحات خسرو اول» آمده که مجموعه‌ای از اصلاحات مالیاتی و سازمان نظامی (با زمینه‌هایی از دوره قباد) در زمان خسرو انوشیروان به اوج رسید؛ و نیز اشاره می‌کند فشارِ تهدید در شرق (از جمله هپتالیان) به مطالبات سنگین و ضرورت سامان‌دهی منابع مرتبط بود.
      • تمرکززداییِ فرماندهیِ نظامی به چهار ناحیه برای واکنش سریع‌تر: در توضیح «کُست» (تقسیمات ناحیه‌ای)، تصریح شده که خسرو اول کارکرد فرمانده یگانه ارتش را کنار گذاشت و آن را با چهار سپهبد برای چهار سوی/ناحیه جایگزین کرد (منطق این کار، مدیریت هم‌زمان چند جبهه تهدید است).
      • دیپلماسی مالی/امنیتی با بیزانس (حتی بر سر دفاع مشترک مرزها): در بحث «شاهی در ایران ساسانی» اشاره می‌شود که پرداخت/تعلیق یارانه‌ها از سوی بیزانس به ایران برای دفاع از مرزهای مشترک در برابر مهاجمان، از نظر نمادین و سیاسی مهم بوده است؛ یعنی بخشی از سیاست مهار تهدید، «توافق‌های تأمین مالیِ امنیت مرزی» هم بوده.

      در نهایت، اگر بخواهیم یک تصویر روشن از «مهار تهدید خارجی» در ایران باستان بسازیم، باید از کنار یک نکته ساده رد نشویم: ایرانیان فقط با زورِ بازو دوام نیاوردند؛ با هوشِ راهبردی و شجاعتِ میدانی تاریخ را رقم زدند. از ائتلاف‌سازی و بازیِ دقیقِ دیپلماسی تا سازمان‌دهی مرزها، ساخت دولت‌های حائل و برپا کردن استحکامات.

      از سراسر وب

      این ترکیب را می‌شود در چهره چند پادشاه فاتح و اثرگذار دید: هووَخشتره (کیاکسار) که با سیاستِ اتحاد، کفه ترازو را علیه دشمنِ برتر سنگین کرد؛ کوروش بزرگ که با تدبیر و جسارت، از دلِ فلات ایران یک قدرت فراگیر ساخت؛ داریوش یکم که نظم اداری و توان بسیج را به ستون فقرات امنیت تبدیل کرد؛ مهردادِ اشکانی که با عمق راهبردی و مدیریت مرزهای غربی، میدان را از «جنگِ مستقیم» به «موازنه» کشاند؛ و شاپور اول و خسرو انوشیروان که نشان دادند پیروزی فقط در حمله نیست—گاهی در اصلاح، سازمان، و ساختن مرزهای نفوذناپذیر است.

      از سراسر وب
      منبع

      منابع : Encyclopaedia Iranica (مدخل‌های مرتبط با: Babylonian Chronicles، Achaemenid Satrapies، Achaemenid Royal Communication، Seleucid Empire/Seleucus، Arsacids، Marzpan/Marzoban، Darband، Gorgan، Kust، اصلاحات خسرو اول)



      مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

      دیدگاهتان را بنویسید

      نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *