مادر حمیدرضا چراغی: آرزوی کربلا رفتن به دل پسرم ماند!
در مراسم دفن حمیدرضا عدهای میروند تا خانواده داغدارش را تحریک کنند به انتقام گرفتن خون فرزندشان.
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حمیدرضا چراغی مغازه لبنیاتفروشی داشت. صبحها که کاسبی را شروع میکرد ساعت 11 شب به خانه بر میگشت.
مغازه او پایین منزلشان بود. مادرش میگوید: همین جا برایش کاسبی راه انداختیم تا همیشه جلوی چشمم باشد. پسرم کشتیگیر بود و اهل خدا پیغمبر. الهی بمیرم برایش. آرزوی کربلا رفتن به دلش ماند!
این جوان 18 ساله با شلیک اغتشاشگران در 18 دی جانش را از دست داد.
مادر: وقتی امیرحسین متوجه شلوغیها شد با پدر و عمویش تماس گرفت و گفت بیرون نروید شلوغ است. بچه مرا به نا حق کشتند.
پدر: پسرم داشت میرفت منزل عمویش که در شلوغی جمعیت گیر میکند. وقتی مادرش زنگ زد به من که سراغش را بگیرد، گفتم او خودش به من گفت نرو، حالا کجا رفته؟ نمیدانم این دیگر چه بدبختی بود؟ ما ضد انقلاب نیستیم و از کسی هم نمیترسم که حرفی بزنم. بله به گرانیها اعتراض داشتیم اما ضد انقلاب نبودیم. دشمنان خودشان نشستند خارج از کشور و میگویند لنگش کن!
این خانواده دستشان خالی بود اما نان کم شان حلال بود. مزدور و اغتشاشگر نبودند. موقع مراسم دفن حمیدرضا عدهای ناشناس میروند تا خانواده داغدار را تحریک کنند به انتقام گرفتن خون فرزندشان، اینکه حالا خودشان باید بریزند در خیابان و انتقام بگیرند. اما خانواده چراغی در سختترین شرایط حاضر نشد با دشمنان و قاتلان فرزندش هم دستی کند.
.
انتهای پیام/





































دیدگاهتان را بنویسید