راز تدفین متفاوت دو جنین ۶۵۰۰ ساله در ایران آشکار شد
دو گور جنینی ۶۵۰۰ ساله که در ایران یافت شدهاند، با وجود اینکه در کنار هم در یک منطقه مسکونی دفن شدهاند، شیوههای تدفین متفاوتی را نشان میدهند.
دو گور جنینی ۶۵۰۰ ساله که در ایران یافت شدهاند، با وجود اینکه در کنار هم در یک منطقه مسکونی دفن شدهاند، شیوههای تدفین متفاوتی را نشان میدهند.
مجله اینترنتی باستان شناس :دو گور جنینی که در ایران یافت شدهاند و به طرز فوقالعادهای سالم ماندهاند و قدمت آنها به اواسط هزاره پنجم پیش از میلاد میرسد، با وجود اینکه در فاصله چند متری از هم در یک مکان دفن شدهاند، شیوههای تدفین متفاوتی را نشان میدهند.
در مطالعهای که توسط دکتر مهدی علیرضازاده و دکتر حنان بحرانیپور انجام شد، دو تدفین جنینی از سکونتگاه چپرآباد مورد بررسی قرار گرفت. این دو نمونه از «تدفین در ظرف» با کد L522.1 و L815.1 بودند.
این مطالعه به ویژه محل دفن L522.1 را برجسته میکند: این تدفین به عنوان یکی از کاملترین تدفینهای نوزادان ماقبل تاریخ شناخته شده در فلات ایران توصیف میشود. اگرچه دو تدفین جنینی تنها چند متر از هم فاصله دارند، اما شیوههای تدفین متفاوتی را نشان میدهند. این نشان میدهد که شیوههای تدفین در فرهنگهای ماقبل تاریخ در جنوب غربی آسیا یکسان نبودهاند.
دفن جنین
اگرچه گاهی اوقات در کاوشهای باستانشناسی به تدفین جنینها برخورد میشود، اما به دلیل حفظ ضعیف استخوانها، عموماً در ادبیات باستانشناسی به عنوان مقولهای «کمتر مورد توجه» باقی میمانند. با این وجود، مشخص است که عمل تدفین جنین در بازه زمانی وسیعی از نوسنگی تا مسسنگی در جنوب غربی آسیا، در سراسر هلال حاصلخیز و فلات مرکزی ایران مستند شده است.
دو «قبرخانه» جنینی در طول کاوشهای چپرآباد بین سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ کشف شد: L522.1 و L815.1. این دو قبر در یک محوطه معماری به مساحت تقریبی ۳۱۰ متر مربع یافت شدند. L522.1 از سازه D که به عنوان «آشپزخانه» تعبیر میشود، کشف شد؛ L815.1 احتمالاً از یک انبار کشف شد. هر دو در داخل ظروف سرامیکی متعلق به فرهنگ دالماتی (مرحله اولیه هزاره پنجم پیش از میلاد) قرار داده شده بودند.
به گفته دکتر علیرضازاده، به نظر میرسد ظروف مدفون شده قبلاً برای کارهای روزمره خانگی مورد استفاده قرار میگرفتهاند. به عنوان مثال، ظرفی که با شماره L522.1 مرتبط است، از نوع «ظروف سفالی قرمز» توصیف شده است که در سنت دالما مشهور است؛ لکههای دوده روی سطح خارجی ظرف نیز نشان میدهد که قبلاً به عنوان ظرف پخت و پز استفاده میشده است.
وقتی این یافته را در کنار سفالهای فرهنگ دالماتی و پیسدلی (اواخر هزاره پنجم پیش از میلاد) که در این منطقه یافت شده بود، بررسی کردیم، نتیجه گرفتیم که این دو تدفین ممکن است در اواسط هزاره پنجم پیش از میلاد، زمانی که هر دو فرهنگ فعال بودند، رخ داده باشند.
تجزیه و تحلیل اسکلت و روش دفن
با توجه به وضعیت فوقالعاده سالم بقایا، بهویژه برای نمونه L522.1 که تقریباً ۹۰ درصد استخوانها در آن حفظ شده بودند، تجزیه و تحلیل کمی و کیفی دقیقی انجام شد.
بر اساس جوش خوردن استخوانها و اندازهگیری استخوانهای بلند، تخمین زده شد که جنینها حدود هفته ۳۶ تا ۳۸ بارداری فوت کردهاند. هیچ نشانهای از ضربه در استخوانها یافت نشد؛ تنها یک شکستگی در استخوان آهیانه راست (بخشی از جمجمه) در L522.1 مشاهده شد.
با توجه به محل تقریبی قرارگیری قطعه L522.1 و محل شکستگی قطعه جمجمه در نزدیکی دهانه ظرف، ارزیابی شد که شکستگی به احتمال زیاد ناشی از فشار خاک اطراف دهانه ظرف در حین/بعد از دفن بوده است.
با این حال، نکته قابل توجه این بود که با وجود قرار گرفتن در یک چارچوب زمانی و فاصله بسیار نزدیک به یکدیگر (کمتر از سه متر)، با این دو جنین به طور متفاوتی رفتار شده بود. L522.1 با کالاهای تدفینی مانند بقایای گوسفند/بز (اویکاپرید) همراه بود. برخی از این بقایا درون ظرف (نزدیک لبه) و برخی دیگر در زیر آن قرار داده شده بودند. یک سنگ تراشیده نیز در نزدیکی محل دفن پیدا شد. در مقابل، L815.1 بدون کالاهای تدفینی و در یک انبار خارج از آشپزخانه دفن شده بود.
دکتر علیرضازاده اظهار میکند که این تفاوت ممکن است با الگوی گستردهتری که در دورههای دالماتی و پیسدلی (مسسنگی) در منطقه ثبت شده است، سازگار باشد: برخی از دفنهای نوزادان/جنینها شامل کالاهای قبر بوده در حالی که برخی دیگر این کالاها را نداشتهاند.
نمونههایی از این تنوع شامل انواع مختلف ظروف یافت شده در بازار چغر، از ظروف شیر گرفتن گرفته تا سفالهای مینیاتوری؛ و در تل الصوان، جایی که ظروف اغلب با کاسههای وارونه و قطعات سرامیکی پوشانده شدهاند، میشود. هدایای قبر نیز از مکانی به مکان دیگر متفاوت است: به عنوان مثال میتوان به جنینی که با مهرههای سنگی در گردی شیطان دفن شده است؛ سه تبر مسی که در تدفینی در تپه اوچولار یافت شده است؛ و عدم وجود هرگونه هدایای قبر در ۱۴ تدفین جنین در یاریم تپه (نزدیک دالما) اشاره کرد.
طبق این مطالعه، این تنوع ممکن است در مورد چپرآباد نیز صدق کند. دکتر علیرضازاده خاطرنشان میکند که از آنجا که دو گور بسیار نزدیک به هم هستند و از یک دوره تاریخی هستند، میتوان توضیحاتی مانند «تفاوتهای فرهنگی گسترده» یا «تفاوت در جایگاه/رتبه خانوادگی» را رد کرد. با این حال، او یک نکته مهم را نیز اضافه میکند: از آنجایی که ما در این جوامع زندگی نمیکنیم، نمیتوانیم به طور قطعی بگوییم که چرا یک نوزاد با هدایای قبر دفن شده و دیگری بدون آنها؛ تفسیرها فقط تا حدی که دادههای موجود اجازه میدهد، قابل ارائه است و برای روشن شدن موضوع به تحقیقات بیشتری نیاز است.
مطالعات آینده، مانند مطالعاتی که شامل DNA باستانی و تجزیه و تحلیل ایزوتوپ پایدار میشوند، ممکن است سرنخهای بیشتری در مورد این دو تدفین و به طور کلیتر، شیوههای تدفین نوزادان/جنینهای ماقبل تاریخ ارائه دهند. این دو یافته به عنوان یادآوری این نکته عمل میکنند که شیوههای تدفین ماقبل تاریخ چقدر میتوانند پیچیده باشند و چگونه اهمیت فرهنگی منتسب به افراد جنینی ممکن است قویتر از آن چیزی باشد که قبلاً تصور میکردیم.






































دیدگاهتان را بنویسید