بررسی روانشناختی پیامدهای جنگ تحمیلی ایران و اسرائیل
پس از توقف جنگ تحمیلی میان ایران و اسرائیل، کارشناسان سلامت روان نسبت به شیوع گسترده اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) در میان مردم عادی هشدار میدهند.
محمدجواد جورابچی (روانشناس بالینی و رواندرمانگر) در این یادداشت به ماهیت این اختلال، بررسی گروههای در معرض خطر و راههای پیشگیری در بحرانهای پیش رو و راهکارهای درمانی آن میپردازد.
این روزها و بعد از جنگ تحمیلی ایران و اسرائیل، یک کلیدواژه روانشناسی را بیش از قبل میشنویم: PTSD
بهتر است بدانیم که این واژه یعنی چه، چهکسانی واقعاً به این اختلال دچار شدهاند و روشهای درمانی آن چیست؟
وقتی از جنگ صحبت میکنیم، نگاهها بیشتر به سمت سیاست، جغرافیا یا نظامیگری میرود، اما جنگ تنها در میدانهای نبرد رخ نمیدهد. آ ثار روانی جنگ، سایهای دراز و تلخ بر روح و روان انسانها میافکند و چهبسا آسیبهای روحی آن از آسیبهای جسمی شدیدتر و ماندگارتر باشد.
PTSD چیست؟
PTSD، مخفف Post-Traumatic Stress Disorder یا اختلال استرس پس از سانحه، نوعی اختلال روانی است که پس از تجربه یک رویداد بسیار استرسزا، تهدیدکننده زندگی یا آسیبزا رخ میدهد. این اختلال نخستینبار در قرن بیستم و بعد از جنگهای جهانی مورد توجه قرار گرفت. در آن زمان، سربازانی که دچار رفتارهای غیرعادی پس از بازگشت از میدان جنگ میشدند، با عناوینی مثل “موجگرفتگی” یا “خستگی جنگ” توصیف میشدند، اما بعدها روانشناسی مدرن این پدیده را بهعنوان یک اختلال مستقل شناسایی کرد.
چه کسانی در معرض PTSD هستند؟
این تصور که فقط سربازان یا نیروهای نظامی دچار PTSD میشوند، اشتباه است. در واقع، هر کسی که تجربهی یک حادثهی شدید، ناگهانی و تهدیدکنندهی زندگی را داشته باشد میتواند به PTSD مبتلا شود.
در زمینه جنگ تحمیلی ایران و اسرائیل، گروههای زیر در معرض بیشترین خطر ابتلا به این اختلال هستند:
سربازان و نیروهای نظامی که در صحنهی مستقیم جنگ قرار داشتند.
شهروندان غیرنظامی بهویژه ساکنان مناطق بمبارانشده یا تخریبشده.
خبرنگاران جنگی که از نزدیک شاهد فجایع بودهاند.
کودکان و نوجوانان که آسیبپذیری روانی بیشتری دارند.
بازماندگان و خانوادههای شهدا یا مجروحان جنگی.
حتی افرادی که فقط از طریق اخبار یا شبکههای اجتماعی با خشونتهای جنگ درگیر بودهاند، در صورتی که حساسیت روانی بالایی داشته باشند، ممکن است علائمی مشابه PTSD تجربه کنند.
علائم PTSD چگونه بروز میکند؟
علائم PTSD میتوانند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشند، اما بهطور کلی در چهار دسته اصلی جای میگیرند:
بازتجربه یا تجربه مجدد (Intrusion):
کابوسهای مکرر درباره حادثه اصلی
فلشبک یا احساس اینکه فرد دوباره در آن موقعیت قرار گرفته
افکار ناخواسته و مزاحم درباره سانحه
اجتناب (Avoidance):
پرهیز از یادآوری یا صحبت در مورد حادثه
اجتناب از مکانها، افراد یا فعالیتهایی که یادآور آن اتفاق
تغییرات شناختی و خلقی (Cognitive and Mood Changes):
احساس گناه، شرم یا بیارزشی
افسردگی، بیحسی عاطفی، ناامیدی نسبت به آینده
از دست دادن علاقه به فعالیتهای روزمره یا ارتباط با افراد نزدیک
برانگیختگی (Hyperarousal):
بیخوابی، اضطراب شدید، واکنش بیش از حد به صدا یا حرکت
تحریکپذیری، گوشبهزنگی مفرط، عصبانیت و رفتارهای پرخاشگرانه
مشکل در تمرکز
علائم PTSD معمولاً ظرف چند هفته یا چند ماه پس از حادثه ظاهر میشوند، اما در برخی افراد ممکن است سالها بعد بروز کنند.
چرا شناخت PTSD در جامعه ما اهمیت دارد؟
یکی از چالشهای اصلی در جوامعی مثل ایران، انکار یا ناآگاهی نسبت به اختلالات روانی است. بسیاری از افراد به اشتباه فکر میکنند که علائم PTSD نوعی ضعف شخصیت یا نشانه «کمطاقتی» است.
این نگرش باعث میشود مبتلایان برای دریافت کمک خجالت بکشند یا موضوع را جدی نگیرند.
در حالی که PTSD، مانند هر بیماری جسمی و روحی دیگر، نیازمند تشخیص، درمان و حمایت است. نادیدهگرفتن آن میتواند منجر به بروز مشکلات جدیتری مثل اعتیاد، اختلالات اضطرابی دیگر، افسردگی، یا حتی اقدام به خودکشی شود.
آیا PTSD درمان دارد؟
بله. خبر خوب این است که PTSD، هرچند اختلالی پیچیده و گاه مزمن است، اما قابل درمان است. درمانهای مؤثر معمولاً ترکیبی از رواندرمانی، حمایت اجتماعی و در صورت لزوم دارودرمانی هستند. در ادامه برخی از روشهای متداول درمان را مرور میکنیم:
۱. رواندرمانی
درمان شناختیرفتاری (CBT): یکی از مؤثرترین روشهای درمان PTSD است که به افراد کمک میکند افکار و باورهای آسیبزای مرتبط با سانحه را شناسایی و اصلاح کنند.
حساسیتزدایی با حرکت چشم (EMDR): در این روش، فرد در حالی که خاطرهی آسیبزا را به یاد میآورد، حرکات خاص چشمی انجام میدهد. این روش در درمان خاطرات تروما بسیار مؤثر است.
درمانهای مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، درمان متمرکز بر تروما و ذهنآگاهی (Mindfulness-Based Therapies) نیز در سالهای اخیر اثربخشی قابل توجهی نشان دادهاند.
۲. دارودرمانی
داروهای مهارکنندههای بازجذب سروتونین (SSRI) مانند فلوکستین، پاروکستین یا سرترالین، در کاهش علائم اضطرابی و افسردگی ناشی از PTSD مؤثرند. البته تجویز دارو باید حتماً توسط روانپزشک صورت گیرد.
نقش جامعه، رسانه و دولت در درمان PTSD
در شرایط پساجنگ، نباید درمان و مراقبت روانی فقط به دوش فرد مبتلا یا خانوادهاش گذاشته شود. اینجا نقش دولت، رسانهها و نهادهای اجتماعی بسیار پررنگ است. دولتها باید زیرساختهای رواندرمانی رایگان یا حمایتی را فراهم کنند و رسانهها باید با تولید محتواهای آموزشی، به شناساندن این اختلال به مردم کمک کرده و تابوی رواندرمانی را بشکنند.
همچنین، لازم است برای کودکان، نوجوانان و بازماندگان جنگ، خدمات روانشناسی مستمر و حرفهای طراحی شود. مدارس باید از روانشناس بهره ببرند و نیروهای امدادی باید در زمینهی مداخلات روانی پس از بحران آموزش ببینند.
آیا همه بازماندگان جنگ دچار PTSD میشوند؟
خیر. واکنش افراد به تروما بسیار متفاوت است. برخی افراد با تابآوری بالا میتوانند بدون ابتلا به PTSD از بحران عبور کنند. عواملی که در این زمینه نقش دارند عبارتاند از:
پیشزمینههای روانی فرد
سابقهی تجربههای مشابه
میزان حمایت اجتماعی
سطح آموزش و آگاهی روانشناختی
ویژگیهای شخصیتی و راهبردهای مقابلهای
چگونه در بحرانهای پیشرو از ابتلا به PTSD پیشگیری کنیم؟
پیشگیری کامل از PTSD همیشه ممکن نیست، زیرا قرار گرفتن در شرایط بحرانی، تهدیدکننده یا آسیبزا میتواند بهطور طبیعی روان انسان را دچار تلاطم کند. با این حال، برخی اقدامات میتوانند خطر ابتلا به PTSD را کاهش دهند. اولین و مهمترین عامل، آگاهی روانی و مهارتهای مقابلهای پیش از وقوع بحران است. افرادی که پیشتر درباره واکنشهای طبیعی روان به تروما آموزش دیدهاند، کمتر غافلگیر میشوند و سریعتر به دنبال کمک میروند.
همچنین یادگیری مهارتهایی مثل تنفس عمیق، تمرین ذهنآگاهی (mindfulness)، و مدیریت اضطراب، میتواند در لحظات بحرانی باعث کاهش شدت ضربه شود.
پس از وقوع حادثه نیز، حضور در فضای حمایتی و حرف زدن درباره تجربهها با فردی قابل اعتماد، نقش مهمی در پیشگیری از مزمن شدن علائم دارد. انکار یا سرکوب احساسات، یکی از مهمترین عوامل مستعدکنندهی PTSD است.
همچنین توصیه میشود در هفتههای ابتدایی پس از حادثه، فرد مورد حمایت رواندرمانگران قرار گیرد، حتی اگر علائم شدیدی نشان نمیدهد. این کار نهتنها باعث کاهش احتمال بروز PTSD میشود، بلکه به عنوان یک نوع “مداخله زودهنگام” عمل میکند.
دسترسی به خدمات روانشناسی، آموزش عمومی، تابآوری اجتماعی و حمایت خانواده چهار ستون اصلی در محافظت روان جامعه در برابر آسیبهای روانی بزرگ هستند.
سخن پایانی
جنگ تمام شده، اما صداهایش هنوز در ذهن بسیاری از انسانها میپیچد. PTSD زخمهایی نامرئی بر جان آدمی مینشاند؛ زخمهایی که دیده نمیشوند، اما احساس میشوند. در برابر این زخمها، نیازمند دانایی، همدلی و اقدام هستیم.































دیدگاهتان را بنویسید