×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • حقیر مانند پهلوی

  • کد نوشته: 19769
  • ۲۵ بهمن ۱۴۰۴
  • 4 بازدید
  • ۰
  • وقتی کریستین امانپور از لیندزی گراهام، سناتور آمریکایی پرسید آیا حاضر است حمایت خود را از رضا پهلوی اعلام کند پاسخ کوتاه و بی‌پرده «نه» بود، نه‌ای که نشانه حقارت رضا پهلوی است.

    حقیر مانند پهلوی

    خبرگزاری مهر- حسام‌الدین حیدری؛ در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ جایی که معمولاً دولت‌ها با زبان قدرت و محاسبه سخن می‌گویند و رجال سیاسی وزن واقعی خود را در ترازوی منافع ملی می‌سنجند، صحنه‌ای رقم خورد که بیش از هر تحلیل پیچیده‌ای ماهیت یک پروژه سیاسی را عریان کرد. وقتی کریستین امانپور از لیندزی گراهام، سناتور آمریکایی پرسید آیا حاضر است حمایت خود را از رضا پهلوی اعلام کند پاسخ کوتاه و بی‌پرده «نه» بود، نه‌ای که نه فقط یک امتناع شخصی بلکه نشانه‌ای از واقع‌گرایی سرد سیاست آمریکایی بود. در سیاست کسی برای داستان‌سرایی سرمایه‌گذاری نمی‌کند. آنچه قاطعانه مسائل را تعیین‌ می‌کنند کارآمدی، قدرت بسیج اجتماعی و توان اثرگذاری واقعی است نه صرفاً نام خانوادگی یا روایت‌های رسانه‌ای.

    رضا پهلوی در آن صحنه نه به‌عنوان یک بازیگر مستقل با پشتوانه روشن و برنامه مشخص بلکه در موقعیتی منفعل ظاهر شد، گویی انتظار داشت تأیید یک سناتور تندروی آمریکایی برایش نقش مشروعیت‌بخش ایفا کند. این تصویر برای هر ناظر بی‌طرفی پرسش‌برانگیز است، سیاست‌مداری که داعیه رهبری یک کشور را دارد چرا باید در جایگاهی بنشیند که تأیید یا عدم تأیید یک مقام درجه دوی خارجی تعیین‌کننده وزن سیاسی‌اش جلوه کند؟ در معادلات قدرت تکیه بر نگاه بیرونی به‌جای اتکا به سرمایه اجتماعی داخلی نشانه ضعف است نه راهبرد.

    کنفرانس مونیخ محل سنجش وزن واقعی بازیگران است. آنجا هرکس به اندازه پشتوانه و نفوذش دیده می‌شود، نه به اندازه هیاهوی شبکه‌های اجتماعی یا حمایت‌های پراکنده برخی محافل. پاسخ صریح گراهام فارغ از قضاوت‌های احساسی یادآور این واقعیت بود که سیاست خارجی ایالات متحده بر اساس منافع تعریف می‌شود، نه بر مبنای علاقه به چهره‌های اپوزیسیون فاقد قدرت میدانی؛ برای واشنگتن اشخاص تا زمانی اهمیت دارند که در زمین سیاست برگ برنده محسوب شوند؛ وگرنه صرف حضور در یک سالن بین‌المللی، به کسی وزن ژئوپلیتیک نمی‌دهد. مرور تاریخی برخورد آمریکایی‌ها با محمدرضا پهلوی موید این ماجراست.

    این رخداد بیش از آنکه درباره یک فرد باشد، درباره نوعی تصور از سیاست است؛ تصوری که گمان می‌کند مشروعیت را می‌توان از بیرون وارد و با عکس یادگاری در کنار چهره‌های غربی آن را تثبیت کرد. تاریخ سیاسی منطقه اما نشان داده که هر پروژه‌ای که بر شانه‌های تأیید خارجی بنا شود و از ریشه اجتماعی عمیق بی‌بهره باشد در بزنگاه‌ها فرو می‌ریزد. سیاست عرصه اتکا به قدرت واقعی است؛ قدرتی که یا از دل جامعه برمی‌خیزد یا در میدان عمل اثبات می‌شود، نه از لبخند یا اخم یک سناتور.

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *