×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • چرا تصویر جهانی ایران با واقعیت تمدنی ما فاصله دارد؟

  • کد نوشته: 19483
  • ۲۴ بهمن ۱۴۰۴
  • 4 بازدید
  • ۰
  • گزارش راهبردی مرکز پژوهش‌های مجلس: فقدان فرماندهی واحد و تشتت روایی، تصویر جهانی ایران را مخدوش کرده است.

    چرا تصویر جهانی ایران با واقعیت تمدنی ما فاصله دارد؟
    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، گزارش راهبردی مرکز پژوهش‌های مجلس از پارادوکس عجیبی در برند ملی ایران پرده برداشته است؛ کشوری که با وجود رتبه 10 تمدنی جهان، در شاخص محبوبیت به رتبه 148 سقوط کرده است. این گزارش با آسیب‌شناسی «تورم نهادی»، کلید خروج از این انزوای تصویری را در ایجاد فرماندهی واحد و روایت‌گری صادقانه می‌داند. این گزارش تحلیلی با عنوان «واکاوی تصویر برند (ویژند) ملی جمهوری اسلامی ایران در بعد فرهنگی» که توسط محمدامین قاسمی پیربلوطی در دفتر مطالعات فرهنگی و آموزش این مرکز تدوین شده، به واکاوی شکاف عمیق میان هویت غنی و ریشه‌دار ایرانی-اسلامی با ادراک مخدوش جهانی از کشور می‌پردازد. این گزارش تأکید می‌کند که در جهان معاصر، «برند ملی» صرفاً یک عنوان تجاری نیست، بلکه سرمایه‌ای راهبردی است که به‌طور مستقیم بر توان چانه‌زنی دیپلماتیک، جذب سرمایه خارجی و رونق گردشگری تأثیر می‌گذارد. بر این اساس، مؤلفه‌های فرهنگی به‌دلیل ماهیت فرامرزی و حساسیت‌زایی سیاسی کمتر، کلیدی‌ترین ابزار برای اصلاح تصویر کشور محسوب می‌شوند؛ ابزاری که یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد تاکنون به‌درستی از ظرفیت‌های آن بهره‌برداری نشده است.

    واکاوی داده‌های آماری در این پژوهش نشان می‌دهد که ایران به‌رغم ثبت 28 اثر در فهرست میراث جهانی یونسکو و قرارگیری در زمره ده کشور برتر جهان از نظر غنای تمدنی، در رتبه‌بندی‌های ادراکی با سقوطی معنادار مواجه شده است. به‌طوری که ایران در «نمایه بهترین کشورها» رتبه 82 از میان 89 کشور و در «نمایه کشور خوب» جایگاه 152 از میان 174 کشور را به خود اختصاص داده است. تحلیل‌گران این مرکز با استناد به داده‌های «نمایه جهانی قدرت نرم»، تضاد راهبردیِ «شناخت بالا در برابر محبوبیت پایین» را هسته اصلی چالش برندسازی ملی ایران معرفی می‌کنند. بر این اساس، ایران در شاخص‌های «آشنایی» و «تأثیرگذاری» به ترتیب رتبه‌های 35 و 33 جهان را در اختیار دارد که نشانگر حضور پررنگ و اثرگذاری سیاسی در اذهان بین‌المللی است، اما در شاخص «حسن‌شهرت» به رتبه نگران‌کننده 148 سقوط کرده است.

    این وضعیت مصداق بارز پدیده «انزوای تصویری» است؛ وضعیتی که در آن میراث تاریخی ایران اگرچه شناخته‌شده، اما در عمل «دور از دسترس و غیر قابل تجربه» تلقی می‌شود. در واقع، جذابیت‌های فرهنگ معاصر، سرمایه انسانی و روحیه مهمان‌نوازی ایرانیان تحت تأثیر کارزارهای رسانه‌ای معارض، با نمراتی نزدیک به صفر در شاخص‌هایی نظیر «ماجراجویی» و «تجربه گردشگری» بازنمایی شده و از بازآفرینی یک تصویر جذاب برای مخاطب عمومی بازمانده است.

    بخش مهمی از این گزارش به آسیب‌شناسی ساختارهای داخلی اختصاص یافته و از «تورم نهادی» و «تشتت راهبردی» به‌عنوان موانع اصلی ارتقای برند ملی یاد کرده است. وجود بیش از 60 دستگاه و نهاد ذی‌نقش در حوزه‌های فرهنگی و بین‌المللی، در نبود یک نهاد فرابخشی هماهنگ‌کننده، به ارسال پیام‌های متناقض و موازی‌کاری‌های ناکارآمد منجر شده است. از سوی دیگر، گزارش با نگاهی انتقادی به نمایه‌های جهانی، بر «سلطه گفتمان لیبرال غربی» و «تحریم‌های آماری» تأکید می‌کند؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از رتبه‌بندی‌های جهانی به‌دلیل عدم دسترسی به داده‌های به‌روز ایران یا سوگیری‌های روش‌شناختی، تصویری ناعادلانه و ضعیف از جایگاه کشور ارائه می‌دهند که با واقعیت‌های موجود در تضاد است.

    در مقام ارائه راهکار، مرکز پژوهش‌های مجلس بر ضرورت گذار از واکنش‌های مقطعی به سمت راهبردهای داده‌محور و روایت‌پرداز تأکید می‌ورزد. تأسیس «مرکز راهبری ویژندسازی ملی» ذیل نهاد ریاست‌جمهوری به‌عنوان یک هسته فرماندهی چابک، ایجاد «پنجره واحد داده‌های ویژند ملی» برای اصلاح شکاف‌های اطلاعاتی و فعال‌سازی دیپلماسی داده‌ها، از جمله پیشنهادات کلیدی این گزارش است. همچنین، بهره‌گیری از ظرفیت‌های نوین همچون صادرات صنایع فرهنگی و خلاق با تمرکز بر پویانمایی و بازی‌های رقومی، راه‌اندازی «جایزه بزرگ جهانی نوروز» و اجرای برنامه‌های هدفمند در حوزه دیپلماسی عمومی و آشپزی، به‌عنوان راهکارهای عملیاتی برای تبدیل دارایی‌های هویتی ایران به یک «تجربه جذاب و ملموس» برای جهانیان معرفی شده‌اند.

    در مجموع، این گزارش راهبردی با تأکید بر ضرورت گذار از رویکردهای سنتی و واکنشی، تصریح می‌کند که تحقق این هدف مستلزم خروج فرهنگ از حاشیه سیاست‌گذاری‌های کلان و استقرار آن در کانون راهبردهای حاکمیتی است. این تحول با ایجاد یک «فرماندهی واحد» برای پایان دادن به تشتت پیام‌ها و راه‌اندازی «نظام یکپارچه داده‌های ملی» برای مقابله با تحریف‌های آماری آغاز می‌شود.

    تنها از طریق ارائه روایتی منسجم، صادقانه و تجربه‌محور است که می‌توان شکاف عمیق میان واقعیت‌های درخشان تمدنی و انگاره‌های مخدوش جهانی را ترمیم کرد. بی‌شک، عبور از این انزوای تصویری، نیازمند اراده‌ای ملی برای درهم‌شکستن آیینه‌های محدب رسانه‌های معارض و بازآفرینی سیمای واقعی سرزمینی است که شکوه گذشته را به پویایی آینده پیوند زده تا در قلب مخاطب جهانی، به‌عنوان مقصدی الهام‌بخش و مقتدر، دوباره متولد شود.

    لازم به ذکر است متن کامل این گزارش در وبگاه مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در دسترس پژوهشگران و سیاست‌گذاران قرار گرفته است.

    انتهای پیام/

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *