پژوهشی درباره پیامدهای روانی سقط جنین از نگاه مردان
محققان در پژوهشی جدید به یکی از تجربههای کمتر شنیدهشده در حوزه سلامت روان پرداختهاند و تلاش کردهاند ابعاد پنهان یک فقدان خانوادگی را از زاویهای متفاوت بررسی کنند؛ زاویهای که کمتر در مطالعات پیشین دیده شده است.
از دست دادن بارداری تنها به معنای پایان یک فرآیند زیستی نیست، بلکه همراه با از بین رفتن امیدها، رویاها، برنامهها و تصاویری است که زوجها از آینده خود ساخته بودند. این فقدان میتواند احساس غم، شوک، ناباوری و سردرگمی را بههمراه داشته باشد و بر روابط زناشویی و سلامت روان افراد اثر بگذارد.
از سوی دیگر، سقط جنین در بسیاری از جوامع همچنان یک موضوع تابو به شمار میرود. سکوت اجتماعی، جملات کلیشهای و سادهانگارانه مانند «خواست خدا بود» یا «بهتر که زودتر تمام شد» و نبود گفتوگوی صادقانه درباره این تجربه، باعث میشود افراد سوگ خود را پنهان کنند. این وضعیت، امکان دریافت حمایت عاطفی را کاهش میدهد و روند سازگاری با فقدان را دشوارتر میکند. در حالی که پژوهشهای زیادی بر تجربه زنان تمرکز داشتهاند، تجربه مردان در این موقعیت اغلب نادیده گرفته شده و کمتر به احساسات، نیازها و چالشهای روانی آنان پرداخته شده است.
در این رابطه، گروهی از محققان ایرانی با محوریت بهاره حبیبی، دکترای مشاوره از گروه مشاوره دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز، به همراه یک همکار همدانشگاهی و با همراهی دانشگاه لرستان، پژوهشی را درباره تجربه مردان متأهل پس از از دست دادن جنین انجام دادهاند. این پژوهش با تمرکز بر درک عمیق تجربه زیسته مردان، تلاش کرده است نشان دهد مردان چگونه این فقدان را در زندگی شخصی و زناشویی خود تجربه و معنا میکنند و چه نقشها و احساساتی را در این مسیر بر عهده میگیرند.
برای انجام این پژوهش، از روش تحقیق کیفی و رویکرد پدیدارشناسی استفاده شده است. پدیدارشناسی روشی است که به جای اندازهگیری عددی، به تجربههای واقعی افراد و معنایی که خودشان به آن میدهند توجه میکند. در این مطالعه، ۱۰ مرد متأهل که تجربه سقط جنین غیرعمدی همسرشان را داشتند، بهصورت هدفمند انتخاب شدند و با آنها مصاحبه انجام شد. سپس دادههای بهدستآمده با روشی توصیفی تحلیل شدند تا الگوها و مفاهیم اصلی تجربه این مردان شناسایی شود.
یافتههای پژوهش که در دوفصلنامه «مشاوره کاربردی»، نشریهای وابسته به دانشگاه شهید چمران اهواز منتشر شدهاند، نشان دادند مردان نیز همانند زنان، طیف گستردهای از احساسات منفی و چالشهای روانی را تجربه میکنند. احساس غم عمیق، خلق پایین، سرزنش خود یا دیگران، دلبستگی به جنینی که از دست رفته و احساس فقدان، از جمله تجربههای رایج شرکتکنندگان بود. بسیاری از مردان خود را در نقش حامی همسر میدیدند و تلاش میکردند احساسات شخصیشان را پنهان کنند تا بتوانند قوی به نظر برسند.
در کنار این موارد، نابودی رویاها، بروز تعارضات زناشویی، و تردید نسبت به آینده نیز در روایتها دیده میشد. در بخش نتیجهگیری، پژوهشگران تأکید کردهاند که سقط جنین غیرعمدی تأثیر عمیقی بر زندگی مشترک زوجها دارد و نمیتوان آن را یک رویداد کوتاهمدت یا صرفاً جسمانی دانست.
سازگاری با این تجربه، نیازمند حمایت خانواده، باورهای مذهبی، حمایت اجتماعی و در برخی موارد استفاده از خدمات مشاورهای است. این عوامل میتوانند به پذیرش فقدان و عبور سالمتر از این دوره کمک کنند و از انباشت غم حلنشده جلوگیری نمایند.
بر اساس این نتایج و برخلاف تصور رایج، مردان نیز بهشدت از سقط جنین متأثر میشوند و نیاز به مراقبتهای روانی و اجتماعی دارند. نادیده گرفتن این نیازها میتواند به انزوای عاطفی، فشار روانی طولانیمدت و اختلال در روابط زناشویی منجر شود.
از سوی دیگر، پژوهشگران تأکید کردهاند که آگاهیبخشی عمومی درباره پیامدهای روانی سقط جنین میتواند آمادگی زوجها را برای مواجهه با این بحران افزایش دهد. هرچند به دلیل ماهیت کیفی پژوهش، تعمیم نتایج نیازمند احتیاط است، اما انجام مطالعات گستردهتر با توجه به عوامل فرهنگی، سطح تحصیلات و دیدگاه خانوادهها میتواند به درک دقیقتر این پدیده کمک کند.
یافتههای این مطالعه میتوانند برای مشاوران و درمانگران مفید باشند تا در کار با زوجهایی که این تجربه را داشتهاند، نگاه جامعتری اتخاذ کنند و مردان را نیز در فرآیند حمایت و درمان دخیل بدانند.

































دیدگاهتان را بنویسید