انقلاب اسلامی شورش علیه مدرنیزاسیون بود؟
انقلاب اسلامی به زعم برخی، بزرگترین مانع در مسیر مدرنیزاسیون جهانی برشمرده شده است.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، “میشلفوکو” در زمرهی نخستین اندیشمندان غربی بود که به تمایز و تفاوت انقلاباسلامی با دیگر انقلابها در جهان پی بُرد و در کتابش با عنوان “ایرانیها چه رؤیایی در سر دارند”، ضمن اشاره به نقش مهم معنویت در انقلاب مردم ایران نوشت:«… [این انقلاب] کوششی است برای این که سیاست یک بُعد معنوی پیدا کند». وی البته در همان کتاب راجعبه معنویتی که انقلاب اسلامی در پیِ آن است، تأکید کرد:«اسلام در سال 1987 افیون مردم نبوده است؛ دقیقاً روح یک جهان بیروح بوده است.»
آنچه فوکو و برخی اندیشمندان غربی به صرافت و تیزبینی بدان اشاره نمودهاند، در واقع اشاره به بخشی از واقعیت است و اینکه، انقلاب اسلامی ایران بیش از هر چیز از جنس یک انقلاب معنوی و فرهنگی بوده که همچنان بعد از گذشت چهلوهفت سال از پیروزی آن بر مناسبات ملی، بینالمللی و جهانی تأثیرگذار است.
از سوی دیگر برخی متفکرین، انقلاب اسلامی را شورشی قهرآمیز علیه نظم موجود جهانی توصیف کردهاند تا آنجا که این انقلاب به زعم اینان، بزرگترین مانع در مسیر مدرنیزاسیون جهانی برشمرده شده است، کما اینکه بیان میدارند چالشی که انقلاب اسلامی در سال 57 برای غرب و حتی شرق ایجاد کرد، همچنان در ابعاد و زوایای مختلف امتداد دارد.
نکته حائز اهمیت دیگر ناظر به هماوردیِ انقلاب اسلامی در برابر موج گسترده سکولاریزاسیون در دنیا بوده است، تا آنجا که به تعبیر” آنتونی گیدنز”، جامعهشناس شهیر، سه غول بزرگ اندیشه غرب یعنی مارکس، دورکیم و وبر فرایند عمومی جهان را به سمت سکولاریزه شدن توصیف میکردند و حال آنکه انقلاب اسلامی ایران این روند را معکوس کرد و جهان را متوجه اهمیت و ضرورت امر دینی نمود.
از سوی دیگر پیروزی انقلاب اسلامی و شتاب تحولات ایران در یک چهارم پایانی قرن بیستم، چنان بوده که بسیاری از اندیشمندان و متفکرین غربی و شرقی، آن را مسأله ای فراتر از یک تغییر و تحول سیاسی دانسته و آنرا در مقیاس اندیشهای و تمدنی مورد تحلیل و ارزیابی قرار دادهاند؛ نکته ای که به نظر میرسد با توجه به تداوم جدال تمدنی ما با غرب آنهم به پیشرانیِ ایالات متحده باید بیش از پیش مورد نظر تحلیلگران ژرفاندیش قرار گیرد.
با وجود همه فراز و فرودهای نزدیک به نیمقرن، بقای نظام جمهوری اسلامی که مولود انقلاباسلامی است، نشانه بارزی است بر کارآمدی نهاد دین و قرائت اسلام انقلابی در ساحت جامعه. البته این سخن به معنای نفی نواقص و ضعف ها نیست بلکه اشاره به حقیقتی است که “سوزان مالونی” تحلیلگر مطرح اندیشکده بروکینگز نیز به آن اذعان داشته است: «جمهوری اسلامی تقریباً با هر بلا و مصیبتی دست و پنجه نرم کرده است: کودتا، جنگ، بلایای طبیعی، تحریم، اغتشاشات داخلی و…. به همین دلیل ضدضربهشده است».
واپسین نکته هم اینکه تحقق اهداف انقلاب اسلامی در ابعاد مختلف اعم از فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، در روزگاری که نشانههای افول نظام لیبرالسرمایه داری غرب بیش از هر زمانی مشهود است، از یک سو به منزله تیر خلاصی است بر پیکره تمدن سیصدساله غرب و از سوی دیگری نویدی است بر تحقق تمدن نوین اسلامی؛ آن هم در زمانهای که بشر بیش از هر زمان دیگری چشمانتظار منجی موعود است.
یادداشت از سید محمد مهدی موسوی
انتهای پیام/





































دیدگاهتان را بنویسید