روحالله؛ فیلسوف حکیم و معمار بساط طاغوتزدایی
ولایت فقیه استمرار حکیمانه ربوبیت الهی است و حوزه باید با سلاح فلسفه به مصاف چالشهای الحاد مدرن برود.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در ایام فرخنده میلاد حضرت ولیعصر (عج) و تقارن آن با شمیم دهه فجر انقلاب اسلامی، مدرسه فجرانه حکمت اسلامی میزبان محفلی علمی بود تا به بازخوانی میراث حکمی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بپردازد. در این نشست، حجتالاسلام و المسلمین دکتر عسگر دیرباز، دانشیار دانشگاه قم و عضو مجلس خبرگان رهبری، با ترسیم افقی نو از رسالت طلاب در دوران معاصر، بر این نکته پای فشرد که ریشه انقلاب اسلامی نه در یک حرکت سیاسی صرف، بلکه در اعماق تفکر عقلانی و الهیاتی امام راحل (ره) نهفته است. ایشان با تبیین پیوند تاریخی میان غیبت کبرا و مسئله ولایت، اظهار داشت که با پایان دوران نواب خاص در نیمه شعبان سال 325 هجری قمری، اراده حضرت حق بر این قرار گرفت که مجتهدین جامعالشرایط به عنوان نواب عام، مرجعیت معارف دینی و تدبیر امور اجتماعی مردم را عهدهدار شوند. وی اذعان داشت که امام خمینی (ره) با مطرح کردن نظریه ولایت فقیه، نگاهی را احیا کرد که اگرچه در ریشههای فقهی سابقه داشت، اما در روزگار ما به شکلی نظاممند بساط حکومت طاغوت را برچید؛ چرا که خالقیت و ربوبیت الهی ایجاب میکند که خداوند از طریق اولیای خود در امور انسان ورود کرده و با تعالیم انبیا، در کنار عقل بشری، راه خوشبختی همهجانبه را تأمین کند.
استاد دیرباز در ابتدای این نشست علمی، ضمن خیرمقدم، میلاد خجسته امام زمان (عج) در سال 255 هجری قمری را تبریک گفت و به تبیین عقلانی طول عمر ایشان پرداخت. وی خاطرنشان کرد که وقتی خداوند اراده کند، انسانی میتواند بیش از هزار سال عمر کند، همانگونه که حضرت نوح (ع) طبق صریح قرآن 950 سال تنها به کار تبلیغ مشغول بود. ایشان با اشاره به اینکه نواب چهارگانه حضرت همگی در بغداد مدفون هستند، تأکید کرد که پس از توقیع امام به آخرین نایب خاص مبنی بر عدم تعیین جانشین شخصی، عصر غیبت کبرا آغاز شد و نیابت عامه به فقهای صالح و جامعالشرایط رسید تا در روز قیامت، مردم برای اخذ دین خود از این اشخاص در پیشگاه الهی معذور باشند. دکتر دیرباز تصریح کرد که امام خمینی (ره) در امتداد این اندیشه، معتقد بود ولایتی که امام معصوم در امور جامعه دارد، برای مجتهد جامعالشرایط نیز ثابت است. وی با یادآوری نقش محوری مردم در تحقق جمهوری اسلامی، بیان داشت که مردم ایران با حمایت شجاعانه خود از دیدگاه امام، بساط طاغوت را برچیدند؛ زیرا ولایتی را میخواستند که ریشه در خالقیت و ربوبیت الهی داشته باشد.
این عضو مجلس خبرگان رهبری در بخش دیگری از سخنان خود، با تکیه بر سیره علمی شهید مرتضی مطهری، بر اهمیت «دفاع عقلانی» از آموزههای دین تأکید کرد. وی با یادآوری خاطرات دوران دبیرستان خود و مواجهه با کتاب «عدل الهی»، این اثر را نمونه اعلای نگاه استدلالی به مباحث دینی برشمرد و اظهار داشت: «شیرینی نگاه عقلی در این است که انسان را بدون زور و تحمیل، قانع میکند؛ در منطق فلسفه، استدلال حرف اول را میزند و اگر مخاطب استدلالی را نپذیرد، راه برای گفتگو و انقلتهای علمی باز است». وی همچنین به کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» اشاره کرد و به نقد جریانهای باستانگرا در دوران طاغوت پرداخت که قصد داشتند با بزرگنمایی ایرانِ پیش از اسلام، حقایق درخشان تمدن اسلامی را نادیده بگیرند. دیرباز خاطرنشان کرد که ایرانیان با میل و رغبت اسلام را پذیرفتند و بزرگترین شاهکارهای علمی، فقهی و حدیثی جهان اسلام را خلق کردند؛ به گونهای که حتی دانشمندان معاصر در لندن نیز به دنبال یافتن شخصیتی همچون شهید مطهری هستند که پرسشهای ساده را به صورت سیستماتیک و نظاممند پاسخ دهد.
استاد دانشگاه قم با تأکید بر ضرورت حریت فکری در حوزههای علمیه، بیان داشت که فلسفه کارش ایجاد آرامش ذهنی از طریق استدلال است، از تحلیل پدیدههای ساده زندگی تا پرسشهای بنیادین پیرامون آغاز و پایان جهان هستی. وی افزود: «در کلاسهای فلسفه، ما حتی فرض را بر انکار خدا میگذاریم تا با قدرت برهان به جنگ شبهات برویم، چرا که وجود حقتعالی به لحاظ فلسفی اثباتپذیر است». ایشان به دانشپژوهان یادآور شد که امروز در کنار فقاهت، دفاع عقلانی از دین یک ضرورت است؛ برای مثال در برابر کسی که میگوید زیر بار زور تکلیف نمیرود، باید با مقدمات فلسفی و تبیین عقلانی، امکانِ پذیرش حق را فراهم کرد. دیرباز با اشاره به چالشهای مدرن نظیر «الهیات زیستشناسی» و شبهات فیزیکدانان، تأکید کرد که دانشپژوهان باید با این مباحث آشنا شده و با اساتید علوم تجربی به مباحثه بنشینند.
در بخش پایانی این محفل حکمی، دکتر دیرباز با نگاهی آیندهپژوهانه به موضوع «هوش مصنوعی» پرداخت و آن را یکی از جدیترین مسائل فلسفی پیشرو خواند که فلسفه اسلامی باید برای آن پاسخهای تبیینی آماده کند. وی همچنین با نقد «نسبیتگرایی معرفتی» که تفاهم بر سر حقیقت را ناممکن میسازد، از دانشپژوهان خواست تا با مطالعه آثار عمیقی چون «شرح مبسوط منظومه»، بنیانهای معرفتشناسی خود را تقویت کنند. ایشان با اشاره به وقایع اخیر و فروریختن مرزهای جغرافیایی در عصر رسانه، هشدار داد که امروز جنگ اصلی، جنگ اندیشههاست و ممکن است کسی در یمن همفکر ما باشد و دیگری در همسایگی ما، هموطن فکری دشمنان اسلام. وی از دانشپژوهان مدرسه فجرانه خواست تا با الگوگیری از بزرگانی چون شهید مطهری، لحظهلحظه عمر خود را وقف مجاهدت علمی کنند و برای مدیریت فکری جامعه در دهههای آینده آماده شوند.
انتهای پیام/






































دیدگاهتان را بنویسید