حکمرانی غیر مسئولانه؛ مولد نابسامانی اجتماعی
تحلیلهای علمی و تحقق حکمرانی مسئولانه لازمه عبور از چالشهای اجتماعی است.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دکتر محمدرضا احمدی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه امام صادق(ع) طی سخنانی در نشست هماندیشی با عنوان«تحلیل علمی تحولات و اعتراضات اجتماعی و نقش دانشگاه در مدیریت عقلانی و پیشنگرانه آن» که در سالن حکمت دانشگاه قم برگزار شد، با بیان اینکه پس از فروپاشی شوروی، نظام تکقطبی با محوریت ارزشهایآمریکایی به جهان تحمیل شد، اظهار داشت: از آن دوران تا به امروز، آمریکا انواع و اقسام جنگها و چالشها را برای دنیا پدید آورده و کوشیده تا با مدیریت آنها، زمینه تحقق اهداف خود را فراهم کند که البته در برخی از آنها نیز ناکام بوده است.
تغییر ناگزیر در نظم موجود جهانی
وی افزود: البته باید توجه داشت که آمریکا در دوره دوم ترامپ از نظم تکقطبی و رهبری جهانی بر اساس ارزشهایآمریکایی ناامید شده و به پلن B روی آورده است؛ در این برنامه، چندین سناریو از جمله سناریوی نظم چندقطبی، سناریوی نظم چندمنظومهای یا سناریوی نظم هیأتمدیرهای مورد توجه قرار گرفته است. به عنوان مثال بهتازگی این بحث مطرح شده که آیا با اضافهشدن هند از آسیا، آفریقایجنوبی از آفریقا و برزیل از آمریکای لاتین به اعضای دائم شورای امنیت، هیأتمدیرهای هشت نفره برای اداره جهان تشکیل شود که البته مورد استقبال واقع نشد. عضو هیئت علمی پژوهشگاه امام صادق(ع) با بیان این که جهان به سمت نظم چندقطبی در حال حرکت است، افزود: در نظم تکقطبی، اعضا در یک سلسلهمراتب حول ابرقدرت اصلی قرار میگیرند، اما در نظم چندمنظومهای، اعضا آزادی عمل بیشتری دارندو لذا بهنظر میرسد که نظم چندمنظومهای جذابیت بیشتری دارد.
تبیین چرایی دشمنی آمریکا با انقلاب اسلامی
وی بیان داشت: در این میان، نظامسلطه بهسرکردگی ایالات متحده از ایران اسلامی به عنوان محور جهان اسلام که خود یک قطب قدرتمند را شکل داده، در هراس است و شدت دشمنی آمریکا و غرب با جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی را باید از این منظر مورد تحلیل و بررسی قرار داد. احمدی خاطرنشان کرد: البته آمریکا در شرایط فعلی به دنبال اعمال یک نوع امپریالیسم نوین در دنیاست و این تغییر رویکرد، در حقیقت پاسخ ژئوپلیتیکی به افول نسبی هژمونی این کشور بهشمار میرود. به دیگر سخن، آمریکا دیگر نمیتواند کلانتر و پلیس جهان باشد، بلکه بر کنترل منابع، کاهش مهاجرت به آمریکا و مقابله با نفوذ چین، روسیه و ایران متمرکز شده است.
اهداف کلیدی اسرائیل در مقابله با ایران
وی همچنین گفت: در این میان، طرح و سناریوی اسرائیل، حمله نظامی به ایران بود و نتانیاهو فکر میکرد که مردم ایران از آن استقبال میکنند و مراکز حساس را اشغال و سقوط نظام را اعلام میکنند و قرار بود این روند ظرف 24 ساعت انجام شود، اما 12 روز طول کشید و در نهایت اسرائیل شکست خورد. در قضایای اخیر نیز برنامه آمریکا و اسرائیل، اجرای اغتشاشات خیابانی و در نهایت ورود گروههای مسلح تجزیهطلب و درخواست کمک از جامعه جهانی برای تشکیل ائتلاف علیه جمهوری اسلامی بود که آن هم ناکام ماند. دکتر محمد تولمی، عضو هیئت علمی دانشگاه قم نیز در این نشست با اشاره به تعریف حکمرانی مسئولانه گفت: اساس حکمرانی، طبق آیه قرآن و روایت “العدل اساس الملک”، برپایی عدالت به معنای اعطای حق هر صاحب حقی است. حق و مسئولیت متقابل هستند و راه احقاق حقوق، ایفای مسئولیتهاست.
معنا و مفهوم حکمرانی صحیح و مسئولانه
عضو هیئت علمی دانشگاه قم افزود: از هر منظری چه از حیث فلسفه اجتماعی و چه از منظر حقوقی و … که نگاه کنیم، محور حکمرانی صحیح، ایفای مسئولیت است.بر این اساس، حکمرانیمسئولانه به معنای مسئولیتهایی است که به طور شفاف شناسایی، توزیع، اجرا و سپس با شاخصهای کمی مستقل ارزیابی شوند و نتایج ارزیابی، مبنای انتصابات و اصلاحات پویا قرار گیرد. وی همچنین در تشریح پیامدهای حکمرانی غیرمسئولانه تصریح کرد: حکمرانی غیرمسئولانه یک موتور مولد نابسامانی اجتماعی است. این نابسامانیها در طول زمان انباشته و تشدید میشوند، به بحران تبدیل میشوند و در نهایت به نارضایتی عمومی، از دست رفتن اعتماد و ایجاد شکاف بین ملت و حکمرانی میانجامندو لذا این روند اگر اصلاح نشود، نهایتاً به اغتشاش منجر میشود.
در چرخهی معیوب بحرانسازی گرفتار شدهایم
تولمی با اشاره به رویکردهای موقت در مدیریت بحرانها ابراز داشت: در چنین وضعیتی، خود حکمرانی برای مدیریت نابسامانیها، دست به اقدامات غیرمسئولانه دیگری همچون وادادگی، رهاشدگی، انفعال و روزمرگی میزند. این اقدامات شاید مسکن موقتی باشند، اما مشکل را عمیقتر ساخته و خود به ایجاد نابسامانی جدید دامن میزنند و متأسفانه ما اکنون در یک چرخهی معیوب بحرانسازی گرفتار شدهایم. وی مصادیق عدم ایفای مسئولیت را در دو نهاد علم و حکمرانی برشمرد و افزود: در نهاد علم، کمتوجهی به تولید فناوری و اشتغالزایی، بیتوجهی به حل ریشهای مسائل فرهنگی-اجتماعی جوانان، محدود کردن فعالیت فرهنگی به گروههای خاص، و تبدیل دانشگاه به “کارخانه تولید مقاله” به جای مهارتآموزی، از نمونههای بارک بیمسئولیتی است.
تولمی افزود: عدم ایجاد “چرخه علم و فناوری” واقعی، مقالهمحوری و رتبهبندیهای نمایشی به جای مسئلهمحوری، “بیمسئولیتی مسئولانه” در تصمیمگیریها که هزینههای میلیاردی به کشور تحمیل میکند، و مهمتر از همه، عدم پذیرش مسئولیت در “حفظ ارزش پول ملی” از سوی نهاد منتشرکننده آن، از عوامل بنیادین ایجاد نابسامانی و اعتراض هستند. وی با بیان اینکه اغتشاشات اخیر نیز از اعتراض به کاهش ارزش پول ملی آغاز شد، گفت: راه خروج از این چرخه، تحقق عملی حکمرانیمسئولانه است. آنچه مهم است این که باید مبانی نظری به یک هندسه فکری تبدیل و ساختارهای اصلی نظام بر آن اساس بازطراحی شوند که خود این امر نیازمند کار پژوهشی به منظور تعیین شاخصهای کمی، سپس فرهنگسازی، مطالبه عمومی و نهایتاً تبدیل به قانون و اجراست. وی یادآور شد: مادامی که ساختار حکمرانی بر پایه عدالت و مسئولیتپذیری شفاف بازسازی نشود، درمانهای مقطعی، تنها مسکّنی موقتی خواهد بود و بحرانهای اجتماعی به شکلی دیگر تکرار خواهند شد.
تأثیر فتنه دیماه بر تحولات اجتماعی و آموزش عالی
دکتر سید محمد رضایی، رئیس اندیشکده فرهنگ دانشگاه قم نیز بیان داشت: جنایت آمریکا و صهیونیسم در شبهکودتای 18 و 19 دیماه با هدف کشتهسازی به بهانه مشکلات بازار و معیشت مردم صورت گرفت که در هیچ فتنهای این حد از جنایت سابقه نداشته است و البته این فتنه بر روی ابعاد دیگر اجتماعی از جمله آموزش عالی نیز تأثیر گذاشت.
وی اضافهکرد: تأثیرات قضایای دیماه تنها به خیابانها محدود نماند بلکه به اینواسطه پردهای از یک نقشه چندلایه برداشته شد که هدف نهایی آن، نه تنها مختل کردن چند هفته فعالیت آموزشی که ایجاد یک آسیب زیرساختی پایدار به نظام علمآموزی و تربیت نسل آیندهساز کشور بود، کما اینکه دشمن پس از ناکامی در فتنههای خیابانی، تلاش کرده تا با تحمیل دوگانهای ساختگی میان امنیت و آموزش، مسیر پیشرفت علمی کشور را منحرف کند. اینجا دیگر صرفاً بحث برقراری آرامش در محیط دانشگاه نیست، بلکه نبردی است برای تسخیر عرصه تفکر و تضعیف بنیانهای تولید دانش.
مراقب تله دشمن در رابطه با دانشگاهها باشیم
رضایی همچنین گفت: از سوی دیگر، شواهد حاکی از آن است که طراحی اخیر جبهه معاند، برخلاف ظاهر شتابزده، از پیشاندیشی راهبردی برخوردار است. مرحله نخست، عمدتاً نمایشی برای ایجاد ناامنی و سنجش ظرفیتها بود. اما اکنون مرحله دوم شروع شده است؛ تبدیل ضرورت تأمین امنیت فیزیکی دانشگاهها به بهانهای برای تعطیلی همیشگی حیات علمی، تعلیق آموزش حضوری و تعامل استاد و شاگردی و نهایتاً ایجاد گسست بین نسل جوان و مراکز معرفت. این همان تلهای است که اگر در آن بیفتیم، بازی را در زمین دشمن ادامه دادهایم.
وی همچنین افزود: با نزدیک شدن به نیمسال جدید، پیشبینی میشود تهدیدهای امنیتی و فضای ملتهب، گریبانگیر دانشگاهها شود. در چنین شرایطی، دور شدن دانشگاه از رسالت اصلی خود و تعطیل شدن آموزش کیفی، دور از انتظار نیست. اگر سیستم آموزشی و امنیتی کشور، به دلیل تجربه حوادث گذشته، هر گونه فعالیت حضوری را صرفاً از دریچه تهدید امنیتی ببیند و کلید حل مسأله را در مجازیسازی دائمی بداند، آنگاه شکافی عمیق بین جامعه دانشگاهی و کارآمدی نظام آموزشی ایجاد خواهد شد و طبعاً این شکاف، سرمایه اصلی دشمن برای ایجاد یک خلأ آموزشی و عقبماندگی علمی پایدار است.
نقش کلیدی دانشگاه و مطالبه رهبری
رضایی با اشاره به تأکید مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه دانشگاه باید محیط امن برای رشد فکری و علمی باشد و نباید به عرصه درگیری و ناامنی تبدیل شود، اظهار داشت: دشمن میخواهد ما میان امنیت و آموزش یکی را انتخاب کنیم و حال آنکه این دو، لازم و ملزوم یکدیگرند. امنیت پایدار بدون ارتقای علم و خرد جمعی ممکن نیست و از آنسو، آموزش اثرگذار و ریشهدار نیز بدون امنیت و آرامش دستنایافتنی است. وی اضافهکرد: در واقع هوشیاری امروز مسئولان آموزشی و امنیتی، در تشخیص این توطئه چندلایه و پرهیز از خطای تحلیلی طراحیشده، تعیینکننده افق علمی فردای کشور است. حوادث از دیماه تا امروز بسیار تأملبرانگیز و عبرتآموز است و لذا باید مراقب بود که پیروزی در برقراری امنیت، به بهای شکست در عرصه آموزش و ایجاد شکاف بین دانشگاه و جامعه تمام نشود.
محتوا پادشاه است و الگوریتم سلطان!
دکتر هادی مصدق، عضو هیئت علمی دانشگاه قم نیز ضمن تحلیل عملکرد شبکههای اجتماعی در وقایع اخیر گفت: هرچند که این شبکهها ادعای بیطرفی و ابزار بودن دارند، اما در عمل با الگوریتمهای آشکار و پنهان، جریان اطلاعات را مدیریت و جهتدهی میکنند، ضمن آنکه این الگوریتمها میتوانند حبابهای فیلتری ایجاد کرده و ذهن کاربران را به تدریج تسخیر کنند. وی همچنین با رد ادعای بیطرفی شبکههای مجازی افزود: این شبکهها روشهای آشکار و پنهانی برای پیشبرد اهداف خود دارند. شعار «محتوا پادشاه است» به تنهایی کافی نیست؛ باید گفت “محتوا پادشاه است و الگوریتم سلطان”
این استاد دانشگاه به تفکیک الگوریتمهای آشکار و الگوریتمهای پنهان پرداخت و مصادیق متعددی از عملکرد پنهان را برشمرد و گفت: محدودکردن دید پستهای مخالف، برچسبگذاری جهتدار، تعلیق حساب کاربری، کاهش دسترسی، تغییر ترتیب نمایش نتایج جستجو، مدیریت کامنتها و ایجاد حبابهای فیلتری. وی با شرح دقیق این مکانیسمها ادامهداد: این پرسش جدی مطرح است که به راستی چگونه یک کاربر به تدریج در محیطی ایزوله قرار میگیرد و تنها محتوای همسو با جهتگیری الگوریتم را دریافت میکند؟ این فرد پس از مدتی ذهنش تسخیر میشود و ورود استدلالهای جدید به آن بسیار سخت می شود که این همان جنگ شناختی است. مصدق همچنین یادآور شد: در این میان، شبکهها با تحلیل دقیق رفتار کاربر، محتوایی را به او نشان میدهند که دقیقاً با شخصیت، احساسات و روحیاتش منطبق است تا واکنش مورد نظر را برانگیزد.
انتهای پیام/






































دیدگاهتان را بنویسید