جوابیه بنیاد سینمایی فارابی به یک نقد+پاسخ تسنیم
جوابیه بنیاد سینمایی فارابی درباره تولید فیلم «دختر پریخانوم» و پاسخ تسنیم به این جوابیه منتشر شد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم؛ در پی انتشار گزارشی با عنوان «فارابی و پرسش سرمایهگذاریهای بیپاسخ؛ چرا «دختر پریخانوم»؟»، بنیاد سینمایی فارابی جوابیهای منتشر کرد که طبق قانون مطبوعات در ادامه آمدهاست.
پیش از هر مطلبی لازم به تاکید است که مدیران بنیاد سینمایی فارابی به نقش نقد تخصصی و فنی رسانهها در پیشبرد کیفیت و ارتقای سطح تولیدات سینمای ایران باور دارند و از همه رسانهها و منتقدان محترم که با نگاه حرفهای و بیطرفانه به نقد آثار تولیدشده میپردازند، قدردانی میکنند. این متن نیز با تکیه بر همین نگاه تنظیم شده تا مسیر نقد عالمانه و منصفانه و درهای گفتوگوی حرفهای در سینمای ایران باز بماند.
فیلم «دختر پریخانوم» یکی از 15 اثر مورد حمایت بنیاد سینمایی فارابی در سال 1404 است که در مسیر انتخاب و حمایت بنیاد، همه مراحل کارشناسی را طی کرده و در نشستهای تخصصی پیچینگ و ارزیابی جمعی با حضور سینماگران و متخصصان برجسته بررسی شده و از نظر مضمون و معیارهای فرهنگی، هنری، خلاقیت روایت و توان اجرایی، مورد توجه داوران قرار گرفته است.
در پاسخ به پرسشهایی که به تصریح درباره چرایی سرمایهگذاری بنیاد مطرح شده است نیز شایسته است یادآوری کنیم:
1. ماموریت بنیاد سینمایی فارابی صرفاً معطوف به گیشه و بازگشت سرمایه اقتصادی نیست. اساساً اهداف فارابی در حمایت از سینمای ایران، فراتر از معیارهای صرفاً تجاری تعریف شده است و شامل توسعه فرهنگ سینمایی، حمایت از گونههای مختلف، و تقویت ظرفیتهای خلاقانه سینماگران ایرانی و توجه به تکثر مخاطبان است.
2. اگر بنا بود که تنها بازگشت اقتصادی و فروش گیشه در دستور کار قرار گیرد، بسیاری از آثار درخشان سینمای ایران پس از انقلاب که اکنون جزو میراث فرهنگی بنیاد و سینمای کشور محسوب میشوند، هرگز تولید نمیشدند؛ آثاری که امروز مورد احترام مخاطبان، سینماگران، منتقدان و جشنوارههای مهم بینالمللی هستند.
3. فارابی بهعنوان نهاد ملی سینمای ایران موظف است به تنوع ژانرها، گونهها، مخاطبان و صدای هنرمندان توجه کند و سهمی از حمایت را برای پروژههایی در نظر بگیرد که ممکن است در دیگر بخشها و مجموعهها کمتر دیده شوند، یا ظرفیت رشد فرهنگی، هنری و بینالمللی داشته باشند. همانگونه که در فعالیتهای بینالمللی بنیاد نیز سابقه و وظیفه معرفی و حمایت از سینمای ایران در جشنوارهها و بازارهای جهانی وجود دارد.
4. گونههایی مانند فانتزی و آثار هنری – از جمله «دختر پریخانوم» – مخاطبان خاص خود را در سینما دارند که باید آنها را به رسمیت شناخت، همچنان که این ژانر میتواند نقش مهمی در پشتیبانی از فرهنگ اصیل، روایتهای بومی و حضور در عرصههای جهانی و بازارهای جهانی داشته باشد؛ امری که بخشی از راهبرد و وظایف حمایتی بنیاد در جهت توسعه سینمای ایران است.
5. سینمای ایران از دیرباز تلاش کرده است که همه گونهها و موضوعات را در دل خود جای دهد؛ اما متاسفانه در سالهای اخیر، تولید آثار هنری که گاهی توفیق بینالمللی آنها، بسیار بیش از گیشه داخلی است، به ورطه تولید زیرزمینی با منشا سرمایهگذاری خارجی کشیده شده است. در این میان، نهادهای مختلف سینمایی داخلی نیز در طول چند سال اخیر، به بهانه توجه به «گیشه» به طور کامل از این حوزه پا پس کشیدهاند. در چنین شرایطی، به نظر میرسد که بنیاد سینمایی فارابی به عنوان نهاد ملی سینمای ایران موظف است که در حد بضاعت مالی اندک خود، این گونه از آثار را مورد توجه قرار دهد و اجازه ندهد که این نوع از فیلمها که تولیدشان در سینمای ایران لازم است و مخاطبان و علاقمندان خود را دارد، به طور کامل به گونهای زیرزمینی بدل شود.
6. در دوره جدید مدیریت بنیاد، تأکید جدی بر شفافیت، ارزیابی دقیق فنی و بودجهای و پرهیز از هرگونه هزینهکرد بیمبنا وجود دارد. از اینرو، در همه پروژههای مشارکتی، اولویت آن است که تهیهکنندگان نیز شریک مالی بنیاد باشند تا فیلمسازان نه تنها بهعنوان دریافتکنندگان بودجه، بلکه بهعنوان یکی از شرکای فیلم در سود و زیان ساخت یک اثر هنری باشند؛ مشارکتی که با سقف حدود 50 درصدی بنیاد در هزینههای ساخت، ریلگذاری شده و همین ساختار هم باعث میشود هر پروژه با مسئولیتپذیری مضاف اقتصادی، فنی و هنری توسط مؤلفین فیلمها در بازاریابی داخلی و خارجی دنبال شود.
در پایان، مجددا از همه رسانهها و اصحاب نقد دعوت میکنیم تا با نگاه حرفهای، دقیق و منصفانه، فرایندهای تولید و سرمایهگذاری بنیاد سینمایی فارابی را دنبال کنند، چرا که توسعه سینمای ملی نیازمند گفتوگوی سازنده، احترام متقابل و توجه به اهداف بلندمدت فرهنگی است.
پاسخ تسنیم به جوابیه بنیاد سینمایی فارابی
در پی انتشار گزارشی با عنوان «فارابی و پرسش سرمایهگذاریهای بیپاسخ؛ چرا «دختر پریخانوم»؟»، بنیاد سینمایی فارابی جوابیهای منتشر کرد که اگرچه در ظاهر بر «گفتوگوی حرفهای» و «شفافیت» تأکید دارد، اما در عمل از پاسخ به پرسشهای اصلی طفره میرود و با تکرار کلیات آشنا، مسئله را به سطح شعارهای فرهنگی تقلیل میدهد.
نخست لازم است یادآوری شود که نقد منتشرشده درباره «دختر پریخانوم» پیش از تماشای فیلم «سقف» نوشته شده بود؛ اما پس از نمایش این فیلم در خانه جشنواره، روشن شد که مسئله، نه یک تصمیم موردی، بلکه الگوی نگرانکنندهای در سرمایهگذاریهای اخیر بنیاد سینمایی فارابی است؛ الگویی که خروجی آن آثاری است که نه در مدار اکران عمومی تعریف میشوند، نه در سطح آثار مرجع سینمای هنری قرار میگیرند و نه افق روشنی در بازگشت فرهنگی یا اقتصادی دارند.
1. اگر اینها حاصل «کارشناسی» است، مشکل دقیقاً همینجاست. در جوابیه آمده است که «دختر پریخانوم» یکی از 15 اثر مورد حمایت فارابی در سال 1404 بوده و تمام مراحل کارشناسی، پیچینگ و ارزیابی جمعی را طی کرده است. پرسش روشن اینجاست:
اگر خروجی این سازوکار کارشناسی، آثاری چون «دختر پریخانوم» و «سقف» است، آیا زمان بازنگری جدی در همین فرآیندهای کارشناسی فرا نرسیده است؟
اصرار بر طی شدن «مراحل» زمانی معنا دارد که نتیجه آن قابل دفاع باشد. وقتی محصول نهایی نه واجد توجیه فرهنگی روشن است، نه ظرفیت جریانسازی دارد و نه حتی در جایگاه سینمای هنریِ شاخص میایستد، استناد به سازوکار اداری، بهجای پاسخ، خود بخشی از مسئله است.
2. منتقد نگفت فقط گیشه؛ گفت پاسخگویی
در بند اول جوابیه تأکید شده که مأموریت فارابی صرفاً بازگشت اقتصادی نیست. این گزاره، اگرچه درست است، اما پاسخی به نقد مطرحشده نیست.
در متن تسنیم هرگز ادعا نشده که تنها معیار حمایت، گیشه و سود مالی است؛ بلکه تصریح شده که حتی در حمایت فرهنگی نیز، حداقلی از توجیه، شفافیت هدف و نسبت اثر با مأموریت نهاد لازم است.
میان «نگاه غیرتجاری» و «تصمیم بیپاسخ» تفاوت جدی وجود دارد. حذف کامل مؤلفه ارزیابی اقتصادی و جایگزینی آن با مفاهیم کلی مانند «تکثر مخاطب» و «حمایت از صداهای متفاوت»، راه را برای هر نوع تصمیم سلیقهای هموار میکند.
3. قیاس با آثار ماندگار گذشته، قیاسی معالفارق است
در جوابیه، حمایت از «دختر پریخانوم» با تولید آثار ماندگار پس از انقلاب مقایسه شده است؛ مقایسهای که از اساس محل اشکال است.
آثار ماندگار تاریخ سینمای ایران، حتی اگر در گیشه موفق نبودهاند، دارای هویت روشن، کیفیت هنری ممتاز، اثرگذاری فرهنگی و جایگاه تثبیتشده در تاریخ سینما بودهاند. پرسش اینجاست که «دختر پریخانوم» دقیقاً قرار است در کدامیک از این ساحتها نقش مرجع یا ماندگار ایفا کند؟
صرف «تجربی بودن» یا «شخصی بودن»، نه امتیاز تاریخی است و نه توجیه سرمایهگذاری عمومی.
4. حمایت از تنوع، بدون سیاستگذاری شفاف، بیمعناست
فارابی در بندهای متعدد به «تنوع گونهها»، «مخاطبان خاص» و «حضور جهانی» اشاره میکند، اما هیچ توضیح روشنی نمیدهد که این تنوع بر اساس چه سیاست مدونی توزیع میشود؟
سهم سینمای بدنه، کودک، مستند، آثار راهبردی و سینمای هنری دقیقاً چقدر است؟
چه شاخصی تعیین میکند یک فیلم تجربی، شایسته بودجه عمومی هست یا نه؟
بدون پاسخ به این پرسشها، «تنوع» به برچسبی تزئینی تبدیل میشود، نه یک راهبرد فرهنگی قابل ارزیابی.
5. «زیرزمینی نشدن سینمای هنری» نباید به چک سفید امضا تبدیل شود. بند پنجم جوابیه، شاید صریحترین بخش آن باشد؛ جایی که فارابی عملاً اعلام میکند برای جلوگیری از زیرزمینی شدن سینمای هنری، وارد حمایت از این نوع آثار شده است. اما پرسش اساسی این است، آیا هر فیلمی که امکان تولید مستقل یا خارجی دارد، الزاماً باید با بودجه عمومی نجات داده شود؟
خطر زیرزمینی شدن، مسئلهای واقعی است؛ اما پاسخ به آن، حمایت بیضابطه نیست. حمایت هوشمندانه نیازمند اولویتبندی، انتخاب آثار شاخص و تعریف نسبت دقیق میان «نیاز فرهنگی» و «کیفیت اثر» است؛ نه حمایت از هر پروژهای که در بازار رسمی جای نمیگیرد.
6. شراکت 50 درصدی، جای شفافیت را نمیگیرد. اشاره به سقف 50 درصدی مشارکت بنیاد، اگرچه در ظاهر نشانه مسئولیتپذیری است، اما همچنان پرسش اصلی پابرجاست. ملاک انتخاب همین 15 پروژه چیست و چرا باید منابع محدود بنیاد صرف آثاری شود که حتی در سطح سینمای هنری نیز محل مناقشهاند؟
شفافیت، صرفاً عدد و درصد نیست؛ شفافیت یعنی امکان نقد، امکان مقایسه و امکان پاسخگویی روشن به رسانه و افکار عمومی.
در نهایت نقد تسنیم نه نفی سینمای هنری است، نه تقلیل مأموریت فارابی به گیشه. مسئله، فقدان پاسخگویی دقیق، معیارهای روشن و نسبتسنجی درست میان بودجه عمومی و خروجی فرهنگی است.
تا زمانی که هر پرسش جدی با واژههایی چون «تکثر»، «فرهنگ»، «حمایت» و «نگاه بلندمدت» پاسخ داده شود، بدون آنکه مصداق و معیار روشنی ارائه شود، این پرسش باقی خواهد ماند که آیا فارابی همچنان بازوی توسعه سینمای ملی است، یا به نهادی تبدیل شده که تصمیمهایش بیش از آنکه سیاستمحور باشد، سلیقهمحور است؟
انتهای پیام/






































دیدگاهتان را بنویسید