×
×
آخرین اخبار تاپ علم
  • آیا جای «سقف» در جشنواره فیلم فجر است؟

  • کد نوشته: 17598
  • ۲۰ بهمن ۱۴۰۴
  • 1 بازدید
  • ۰
  • «سقف» فیلمی عجیب است که نه چیزی برای کشف استعداد دارد و نه اثری قوی که در جشنواره فیلم فجر حضور داشته باشد.

    آیا جای «سقف» در جشنواره فیلم فجر است؟
    فرهنگی

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مسأله جنگ 12 روزه یک مسأله مهم تاریخی و ملّی در کشور ما است و سینما به عنوان محلی تجلی واقعیت‌های مهم سهم جدی همواره در تمام دنیا داشته است. این یادداشت قصد بررسی سهمی که سینما در بازتاب جنگ 12 روزه دارد را ندارد اما نمی‌تواند بی‌تفاوت از کنار فیلمی بگذرد که با موضوع جنگ 12 روزه ساخته شده و از همان ابتدا دیدگاه‌ها را به سمت خود جلب کرده اما نتیجه یک فیلمی تقریباً بی‌ربط با جنگ است؛ جنگ 12 روزه و حمله اسرائیل به ایران صرفاً یک بهانه‌ای است برای گرفتن حمایت از برخی ارگان‌های سینمایی مانند بنیاد سینمایی فارابی. بنیاد فارابی هم که مجدد در فیلی بی کیفیت سرمایه‌گذاری کرده‌است باید پاسخگوی این اقدامات خود باشد.

    «سقف» از نظر منطق داستانی بسیار عجیب است؛ خانواده‌ای که به خاطر حادثه‌ای که بر اثر حمله دشمن بایش رخ داده جای مناسبی برای زندگی ندارد و از قضا دوست و آشنا و هیچ کس و حتی هتل‌های شهرداری تهران که در ایام جنگ برای جنگ‌زده‌ها فراهم کرده بود نیز امکان اسکان ندارد و حالا تنها سرپناه خانه پسردایی است. فردی بسیار مغرور، خودخواه و به شدت متبکر که شاید نتوان مانند او را پیدا کرد و حالا همه این غیرمحتملات یکجا در فیلمنامه «سقف» جمع شده است. حال از این بدتر تحمل پذیری خفت‌بار خانواده و پدر زیر فشار کلمات و رفتار او است به قیمت داشتن صرفاً یک سرپناه. این خانواده نه از طبقه‌ای اشرافی و نه چنان ناتوان که نتواند خود را با شرایطی چون اسکان در کمپ‌ها وفق دهد. با این حال، فیلم اصرار دارد آن‌ها را در موقعیتی نگه دارد که پذیرش آن برای مخاطب دشوار و غیرمنطقی است.

    شاید در پاسخ به این انتقاد این جواب داده شود که برای خلق موقعیت‌های کمدی چنین شرایطی منطقی و لازم باشد. در جواب باید گفت که اگرچه این نگاه تا حدی قابل قبول است، اما اگر اینچنین هم باشد باز این سؤال ایجاد می‌شود که کدام کمدی و کدام خنده؟ تقریبا در تمام مدتی که در سالن در حال تماشای فیلم بودیم غیر از یکی دو مورد هیچ خنده‌ای را از سوی تماشاگران شاهد نبودیم.

    از این گذشته فیلم از منظر محتوا و مضمون هم زیرسؤال است. در روزهای جنگ 12 روزه که عموم مردم در کنار هم همدل و متحد بودند و خانواده‌ها فارغ از بحث‌های سیاسی و جناحی اختلافات را کنار می‌گذاشتند تا یکپارچه باشند، خانواده «سقف» از اختلافات درونی رنج می‌برد و مدام در حال منازعه‌های سیاسی و ایدئولوژیک می‌شوند. آیا این تصویر یک خانواه ایرانی همدل است که در نشست رسانه‌ای از آن صحبت می‌کنید؟

    یکی دیگر از ایرادات فیلم عدم تطابق زمانی فیلم با روزهای جنگ است. کارگردان نیز به این موضوع اشاره کرده که زمان تولید گذشته بود و بنابراین فضای سرد پاییزی کار را خراب کرده اما بلد کردن همین فضای سرد مانند سکانس استخر و بخاری ماشین بیشتر این ایراد را درشت می‌کند و فیلمساز خودش را بیشتر زیر سؤال می‌برد.

    مجموع این کاستی‌ها تا حد زیادی توضیح می‌دهد که چرا نام اولیه فیلم، «دماوند»—که همواره نمادی از غرور ملی و هویت ایرانی بوده—در نهایت کنار گذاشته شده است. به‌نظر می‌رسد در میانه مسیر روشن شده که این اثر توان و کشش لازم برای تحمل بار سنگین یک فیلم ملی و میهنی را ندارد. سکانس‌های پایانی، که خانواده زیر همان «سقف» نیم‌سوخته گرد هم می‌آیند و آش نذری می‌پزند، بیش از آنکه حاصل یک منطق دراماتیک باشند، تلاشی آشکار برای جمع‌وجور کردن فیلم و الصاق برچسب «اثر خانوادگی ایرانی در شرایط جنگی» به آن هستند.

    اینجا جا دارد که از دبیر جشنواره نیز این سؤال پرسیده شود که بر چه اساسی این فیلم و البته دیگر فیلم‌های جشنواره که از نظر کیفی بسیار ضعیف است  انتخاب شده‌اند؟ با حذف هیأت انتخاب قرار بر مسئولیت پذیری دبیر محترم جشنواره نسبت به فیلم‌ها بود و حالا این سؤال ایجاد می‌شود که ملاک انتخاب فیلمی مانند «سقف» چیست؟

    ابراهیم امینی نویسنده پرکار و خوبی در حوزه جنگی است که از او فیلمنامه‌های خوبی مانند «موقعیت مهدی» و «ماجرای نیمروز» را سراغ داریم. بار دیگر او باید با قلم خود فیلمنامه‌ای قوی بنویسد و کارگردانی نیز الزاماً کار یک نویسنده نیست.

    انتهای پیام/

     

    مقالات مشابه آموزشی در تاپ علم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *