«آرامبخش»؛ قصهای پرزخم، روایتی بیضربان
فیلم اول سعید زمانیان میخواهد جسور باشد، اما در نبود تعلیق و شخصیتپردازی، به اثری خنثی و کمرمق بدل میشود.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم؛ فیلم «آرامبخش» به کارگردانی سعید زمانیان، با اتکا به یک پرونده واقعی و قصهای ملتهب اجتماعی، پا به جشنواره فیلم فجر گذاشته است؛ قصه زنی تنها در آستانه 40 سالگی که کودکی را از بهزیستی به سرپرستی گرفته و خود، گذشتهای زخمی و پرتنش را پشت سر گذاشته است. موضوعی حساس، انسانی و بالقوه تکاندهنده که میتوانست به یکی از فیلمهای اثرگذار جشنواره تبدیل شود، اما در عمل، زیر بار ضعفهای روایی و اجرایی از نفس میافتد.
فیلم تلاش دارد با روایت گذشتهای پر از طردشدگی، انتقال اجباری کودک به خانواده عمو و اقدام به خودکشی در جوانی، تصویری از زنی بسازد که هنوز درگیر زخمهای ترمیمنشده است. اما «آرامبخش» بیش از آنکه به عمق روان شخصیت نفوذ کند، در سطح بحرانها باقی میماند. گذشته شخصیت بیشتر گزارش میشود تا زیسته و همین فاصله باعث میشود مخاطب نتواند بهطور کامل در رنج او سهیم شود.
فیلم از همان ابتدا با ریتمی کند و شروعی خنثی پیش میرود؛ نه آنقدر بد که مخاطب را پس بزند و نه آنقدر قوی که او را درگیر کند. این وضعیت خاکستری، به کلیت فیلم تعمیم پیدا میکند: «آرامبخش» میخواهد فیلمی جسور و ساختارشکن باشد، اما جسارتش بیشتر در حد شعار باقی میماند. جمله تکرارشونده «من مثل دخترهای دیگه نیستم» قرار است هویت مستقل شخصیت اصلی را تثبیت کند، اما در عمل به کلیشهای مصرفشده تبدیل میشود؛ شعاری که نه در کنشها ریشه دارد و نه در مسیر درام.
الناز شاکردوست بهعنوان محور اصلی فیلم، تلاش میکند تصویری ملتهب و درونی از شخصیت «آرام» ارائه دهد، اما فیلمنامه به او اجازه شکلدادن به یک قوس شخصیتی کامل را نمیدهد. بازی او یادآور نقشهای پیشینش است و تفاوت معناداری خلق نمیکند؛ گویی با نسخهای کمجانتر از کاراکترهای قبلیاش روبهرو هستیم. سایر بازیگران نیز، با وجود فهرست قابلتوجهی از نامها، اغلب در حد تیپ باقی میمانند و فرصت تأثیرگذاری پیدا نمیکنند.
یکی از مهمترین ضعفهای فیلم، ناتوانی در بحرانسازی و ایجاد تعلیق است. با وجود موضوعی خاص و کمتر دیدهشده، روایت هرگز به نقطهای نمیرسد که اضطراب یا تنش واقعی در مخاطب ایجاد کند. تناقضهای روایی، پرداخت ناقص روابط و فقدان منطق در برخی تصمیمهای شخصیتها، انسجام کلی اثر را مخدوش کرده است.
از نظر فنی نیز «آرامبخش» اثری ناپایدار است؛ گریم ناهماهنگ، دکوپاژ نامنسجم و فقدان امضای بصری مشخص، باعث شده فیلم بیش از آنکه یک اثر سینمایی منسجم باشد، شبیه تمرینی بلند برای ورود به سینمای حرفهای به نظر برسد.
در مجموع، «آرامبخش» نمونهای از فیلمهایی است که تصور میکنند ساختارشکنی بهتنهایی کافی است. فیلم دغدغه دارد، موضوع دارد و نیت دارد، اما سینما فقط نیت خوب نیست. بدون فیلمنامهای دقیق، شخصیتپردازی عمیق و روایت منسجم، حتی ملتهبترین قصههای اجتماعی هم به آرامشی بیاثر ختم میشوند.
انتهای پیام/






































دیدگاهتان را بنویسید