گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم-حمید صنیعی منش
فیلم «کوچ» یکی از فیلمهای جذاب و مخاطبپسند جشنواره فیلم فجر 44، روایتی ساده و صمیمی از زندگی حاج قاسم سلیمانی از کودکی تا ابتدای جوانی است. فیلمی به کارگردانی محمد اسفندیاری و مهدی مطهر. «کوچ» فیلم خوشساخت و شیرینی است که توجه آن بیشتر از هرچیزی به این سمت است که شبیه حاج قاسم شدن نشدنی نیست. قهرمانانی مانند او اسطوره نیستند و از دل همین زندگی ساده روستایی به یک انسان بزرگ تبدیل شدهاند.
مهدی مطهر تهیهکننده فیلم درباره ابعاد مهم ساخت این فیلم توضیحاتی را ارائه داده است که در ادامه میخوانیم.
.
فیلم کوتاهی که مقدمه ساخت فیلم درباره حاج قاسم سلیمانی شد
توضیحات اصلی و کلی از شکل گیری ایده ساخت و ماجرای تولید تا هدف و فلسفه ساخت این فیلم را لطفاً بیان کنید
در مکتب، کتابی با عنوان «باران گرفته است» منتشر شده بود که بنده آن را مطالعه کردم. پس از آن، پیشنهادی مبنی بر ساخت یک اثر سینمایی ــ چه در قالب فیلم کوتاه و چه فیلم بلند ــ با الهام از این کتاب ارائه دادم. در آن مقطع، هنوز هیچگونه اثر داستانی مشخصی درباره شهید قاسم سلیمانی تولید نشده بود و دوستان صرفاً به ساخت یک تیزر بسنده کرده بودند. به همین دلیل از ما خواسته شد که تنها یک تیزر معرفی کتاب تولید کنیم.
پس از مشورت با دوستان، این پیشنهاد را به آقای محمد اسفندیاری منتقل کردم. همزمان با شکلگیری ایده تیزر، به این جمعبندی رسیدیم که با همان بودجه، بهجای تیزر، یک فیلم کوتاه ساخته شود. در نهایت، فیلم کوتاهی شکل گرفت که برگرفته از یکی دو خاطره از کتاب بود و روایت آن به دوران 13سالگی بازمیگشت.
در همان مرحله، این ایده مطرح شد که فیلم کوتاه بهگونهای ساخته شود که بتواند مقدمهای برای تولید یک فیلم بلند باشد؛ به این معنا که مخاطبان ابتدا با فضا و حالوهوای کار آشنا شوند و در صورت استقبال، امکان ادامه مسیر و ساخت فیلم بلند فراهم شود. خوشبختانه همین اتفاق نیز رخ داد؛ فیلم کوتاه مورد توجه قرار گرفت و این اعتماد شکل گرفت که پس از 6 سال صبوری، میتوان با همین گروه، تولید فیلم بلند درباره حاج قاسم را آغاز کرد.
بچهها از قهرمانان الگو میگیرند؛ این فلسه ساخت فیلم «کوچ» است
به نظر شما ساخت فیلم هایی با موضوع قهرمانانی مثل حاج قاسم از چه نظر ضرورت دارد؟ آشنایی برای بچه ها و خانواده ها؟ اهداف راهبردی؟ و…
طبیعتاً وقتی از «قهرمان» سخن میگوییم، منظور صرفاً قهرمانان نظامی یا شهدا نیستند؛ بلکه طیف گستردهای از الگوهای معاصر را در بر میگیرد؛ از مشاهیر و عالمان در حوزههای مختلف گرفته تا دانشمندان، اندیشمندان، فعالان علمی در رشتههایی مانند ریاضیات، هندسه و جغرافیا و حتی قهرمانان ایثارگری چون آتشنشانان. همه این افراد، قهرمانان معاصر جامعه ما محسوب میشوند.

پوستر فیلم کوچ
زیست روزمره کودکان و نوجوانان با این چهرهها، شنیدن نام آنها، نامگذاری کتابها و خیابانها به نامشان، و حتی سرودن شعر و تولید آثار هنری درباره آنان، موجب میشود روحیه قهرمانی، پهلوانی، دلاوری و شجاعت در نسل جدید جریان پیدا کند. کودکان بهشدت در پی الگوپذیری هستند؛ البته این موضوع تنها به کودکان محدود نمیشود و بزرگسالان نیز به اشکال مختلف درگیر همین فرایند هستند. ابراز علاقه به یک خواننده یا بازیگر نیز در نهایت ریشه در همین الگوپذیری دارد.
در بسیاری از فرهنگها، ترجیح بر آن است که قهرمانان کاملاً تخیلی باشند؛ مشابه آنچه در مجموعههای انیمیشنی یا فیلمهای هالیوودی مشاهده میکنیم. اما در فرهنگ ما، قهرمانان اغلب ریشهای واقعی و عینی دارند. مواجهه با این قهرمانان واقعی باعث میشود کودکان باور کنند که میتوانند به چنین جایگاهی دست یابند. هرچه این قهرمانان دستیافتنیتر باشند، یعنی از دل زیست انسانی و واقعی برخاسته باشند، الگوپذیری از آنها نیز آسانتر و مؤثرتر خواهد بود.

در فرهنگی که ما در آن زندگی میکنیم، قهرمانی که از دل جامعه برخاسته باشد ــ چه روستایی باشد و چه شهری، از خانوادهای معمولی آمده باشد و دارای تواناییهای خارقالعاده یا قدرتهای تخیلی نباشد ــ اما با تلاش، اراده و غلبه بر ترسها و محدودیتهای شخصی خود به جایگاه قهرمانی رسیده باشد، میتواند الگویی بسیار تأثیرگذار برای کودکان و نوجوانان باشد.
بر همین اساس، نسلی که قهرمانانش از جنس شخصیتهایی مانند حاج قاسم باشند، طبیعتاً با نوع خاصی از زیست، نگاه و جهانبینی شکل میگیرد. در مقابل، اگر الگوهای نسل جدید صرفاً برخی خوانندگان، بازیگران یا سلبریتیهای خاص باشند، آن نسل نیز بهتبع، سبک زندگی و ارزشهایی متفاوت را دنبال خواهد کرد.
دوران کودکی حاج قاسم اهمیت ویژهای در فهم مسیر زندگی او دارد
ایده مرکزی فیلمنامه و قصه توجه به کودکی حاج قاسم و نان حلال و تربیت دینی است، در حالی که ابعاد متعددی در زندگی این شهید مطرح وجود داره، چرا این بعد انتخاب شده؟
ما از ابتدا تصمیم گرفتیم تمرکز اصلی روایت را بر دوران کودکی و نوجوانی حاج قاسم سلیمانی قرار دهیم. به همین دلیل، محورهای اصلی قصه ما شکل گرفت؛ مفاهیمی مانند کار کردن، کوچ، رفاقت، لقمه حلال و مؤلفههایی از این دست. دلیل این انتخاب نیز روشن بود؛ از حاج قاسم در دو دهه پایانی عمر شریفشان، بهواسطه گستردگی فعالیتها، خاطرات فراوانی در ذهن افراد مختلف وجود دارد و همین مسئله ساخت یک فیلم سینمایی درباره آن مقطع را با دشواریهای جدی مواجه میکند.

عوامل فیلم سینمایی «کوچ»
در مقابل، دوران کودکی و نوجوانی ایشان، هم کمتر شنیده شده و هم اساساً همان مقطعی است که بنیانهای شخصیتی، تربیتی و نسلی حاج قاسم در آن شکل گرفته است؛ مقطعی که به باور ما، اهمیت ویژهای در فهم مسیر زندگی ایشان دارد. به همین دلیل، روایت خود را بر آن دوره متمرکز کردیم.
البته قصه ما صرفاً به مفهوم «لقمه حلال» محدود نمیشود؛ بلکه روایت خانواده است، روایت کار و تلاش، روایت کوچ و زیست طبیعی انسان. قصهای که نشان میدهد حاج قاسم پیش از آنکه به شهادت برسد، زندگی کرده است؛ زندگیای واقعی و پررنگ. او سفر رفته، رفاقت کرده، کار کرده و سختیهای متعددی را از سر گذرانده است. حاج قاسم صرفاً فردی با توان جسمی بالا نبود که وارد یک ساختار نظامی شود و سپس به قهرمانی دست یابد؛ بلکه انسانی از دل همین جامعه بود.
او از جنس مردمان ایران بود؛ انسانی که میتوان نمونههایش را در سراسر اقلیم کشور دید. اگرچه زادگاهش کرمان بود، اما میتوانست در شمال کشور، کردستان، بلوچستان، قم یا هر یک از شهرها و روستاهای ایران رشد کرده باشد. حاج قاسم به شکلی طبیعی و غریزی مسیر زندگی خود را طی کرد، با فراز و نشیبهای گوناگون مواجه شد و همین زیست انسانی و واقعی، او را به شخصیتی بزرگ چون حاج قاسم سلیمانی تبدیل کرد.
لازم میدانم به این نکته هم اشاره کنم که رشد و تربیت یک انسان، صرفاً حاصل تلاشهای فردی او نیست؛ بلکه عوامل و اتفاقات متعددی در این مسیر نقشآفرین هستند. نمیتوان انکار کرد که مفاهیمی مانند شانس، دعای پدر و مادر، اقبال، رزق و حتی تقدیر الهی، هر یک بهنوعی در شکلگیری مسیر زندگی انسان تأثیرگذارند.

در مسیر زندگی حاج قاسم نیز، افراد و موقعیتهایی وجود داشتند که میتوانستند تأثیرات منفی و حتی مخربی بر سرنوشت ایشان بگذارند. اگر تدبیر الهی و نوعی مراقبت خاص در کار نبود، چهبسا این موانع میتوانستند مسیر زندگی حاج قاسم را به سمت دیگری سوق دهند. در عین حال، حضور برخی اشخاص کلیدی نیز نقشی بسیار تعیینکننده در زندگی ایشان داشت.
برای نمونه، شخصیتهایی مانند حاج ممد ــ رئیس هتل ــ یا آقای تشکری که معلم بودند، از جمله افرادی هستند که تأثیر عمیقی در شکلگیری شخصیت حاج قاسم داشتهاند. نکته قابلتوجه این است که حتی پس از گذشت بیش از پنجاه سال، حاج قاسم در مرور خاطرات خود بارها به این افراد اشاره میکند. این ارجاعات، انتخاب یا تأکید ما بهعنوان گروه سازنده نبوده است؛ بلکه مستقیماً برگرفته از دستنوشتهها و خاطرات خود حاج قاسم سلیمانی است که نام و نقش این افراد در آنها بهصراحت آمده است.
ساخت فیلمی درباره زندگی حاج قاسم برای ما سعادت بود
تا الان هیچ فیلمی درباره حاج قاسم ساخته نشده بود، از اینکه این قرعه به نام شما بعد این چند سال افتاد چه حسی دارید ؟
همانطور که پیشتر اشاره کردم، در زندگی حاج قاسم نوعی اقبال، سعادت و بهاصطلاح خوشاقبالی وجود داشت؛ اما این قاعده صرفاً به ایشان محدود نمیشود. برای ما نیز بهنوعی چنین اتفاقی رقم خورد. مجموعه «مکتب» سالها با صبوری و طمأنینه تلاش کرده بود تا بدون افتادن در دام هیاهو، حبابسازی یا اسطورهپردازی اغراقآمیز، به روایتی واقعی و قابل اتکا از شخصیت حاج قاسم سلیمانی دست پیدا کند.
بیش از نیمی از این مسیر، از طریق تولید و انتشار کتابها طی شده بود و ادامه این ماراتن، در مقطعی به ما رسید. در این میان، طبیعی است که فیلمسازان بزرگ و شناختهشدهای نیز وجود داشتند که نگاهها و رویکردهای متفاوتی برای ساخت اثر درباره حاج قاسم داشتند؛ اما به دلایل مختلف، مکتب در آن مقطع ترجیح داد با آن نگاهها وارد تولید فیلم نشود. بنابراین، اینگونه نبود که ما بهترین یا تنها گزینه موجود باشیم؛ بیتردید فیلمسازان جسورتر و باتجربهتری از گروه ما نیز امکان ساخت چنین اثری را داشتند.

با این حال، مجموعهای از اتفاقات دست به دست هم داد تا این مسیر به شکل فعلی پیش برود. در کنار همه این عوامل، باید تأکید کنم که انگیزه ما برای روایت این قصه بسیار بالا بود. این انگیزه در فیلم کوتاه بهخوبی دیده شد و همین مسئله باعث شد دوستان در مجموعه مکتب به کار ما اعتماد کنند و آن را بپسندند. بهنظر من، انتخاب ما از سوی آنها نیز نوعی ریسک محسوب میشد؛ ریسکی آگاهانه برای پیش بردن این روایت و ساخت این فیلم در کنار گروه ما.
در کنار مضامین مهم سرگرمی مهمترین جنبه سینمایی فیلم است
فیلم لایه های گوناگون تربیتی، مکتبی سیاسی و اعتقادی، اخلاقی و دینی و خانوادگی دارد. کنارهم قرار دادن این لایه ها در قصه یک چالش است واقعاً تدبیر و روشی که در نظر گرفتید چه بود؟
بیتردید فیلم دارای لایههای مختلف معنایی است؛ اما نباید فراموش کنیم که فارغ از موضوع و درام، وقتی رسانه سینما را انتخاب میکنیم، مهمترین اصل، توجه به جنبههای سرگرمکننده و دراماتیک اثر است. تنوع لوکیشنها، جابهجاییها، شکلگیری رفاقتها و اتفاقات متعددی که برای قاسم سلیمانی رخ میدهد، موتور محرک روایت فیلم ما را شکل میدهد.
در عین حال، در لایههای زیرین اثر، نگاهی گذرا و کنترلشده به جنبههای تربیتی، اجتماعی و حتی برخی ابعاد سیاسی زندگی شهید قاسم سلیمانی داشتهایم؛ اما نه بهگونهای که این مفاهیم برجسته و گلدرشت شوند یا مخاطب احساس کند فیلم با نیت تبلیغاتی، پروپاگاندایی یا القای دیدگاههای ذهنی سازندگان ساخته شده است. برای ما مهم بود که روایت، طبیعی و باورپذیر باقی بماند.
تمام اتفاقاتی که در فیلم به تصویر کشیده شدهاند، ریشه در خاطرات خود حاج قاسم سلیمانی دارند؛ خاطراتی که ایشان به آنها اشاره کرده و آقای یوسفزاده در کتاب «باران گرفته است» آنها را به شکلی ادبیتر پرداختهاند. در هیچ مقطعی قصد صدور بیانیه یا ارائه قهرمانی اغراقآمیز نداشتیم و هرگز نخواستیم حاج قاسم را فراتر یا متفاوت از آنچه بوده است نشان دهیم.
تلاش ما بر این بوده که تصویری طبیعی، انسانی و اجتماعی از شهید قاسم سلیمانی ارائه کنیم؛ تصویری که به واقعیت زیست او نزدیک باشد و بتواند بدون شعارزدگی، با مخاطب ارتباط برقرار کند.
به عناصر مخاطب پسند برای گیشه فکر کردهایم
فروش فیلم و جذب مخاطب را چطوری پیش بینی میکنید؟
پیشبینی اکران در سینمای ایران همواره با پیچیدگیهایی همراه است. اگرچه میتوان گفت شرایط تولید فیلم در سالهای اخیر رو به بهبود بوده، اما همچنان در حوزه توزیع و اکران با چالشهای جدی مواجه هستیم. عوامل متعددی دست به دست هم میدهند تا یک فیلم دیده شود و در مقابل، اتفاقات زیادی نیز میتوانند باعث شوند یک اثر کمتر از ظرفیت واقعی خود دیده شود.
با توجه به تجربهای که در حوزه شبکه نمایش خانگی و اکران آنلاین دارم و مشاورههایی که در این فضا ارائه میدهم، بهخوبی میدانم که گاهی رخدادهای بیرونی ــ مانند تحولات اجتماعی، بحرانها یا حتی جنگ ــ میتوانند به رشد پلتفرمهای VOD و افزایش مخاطبان اکران آنلاین منجر شوند. در مجموع، موفقیت در اکران نیازمند همزمانی و همافزایی عوامل متعددی است.

با این حال، فیلم ما دارای چند ظرفیت مهم است که بهنظر میرسد میتواند به دیده شدن آن در اکران کمک کند؛ حتی در مقایسه با برخی آثار دیگری که درباره قهرمانان ملی ساخته شدهاند. هرچند ممکن است از نظر امکانات تولیدی، شرایط ما به اندازه برخی پروژههای بزرگ نبوده باشد، اما این ظرفیتها میتواند به توزیع و اکران بهتر فیلم کمک کند.
نخست آنکه تلاش کردهایم فیلم فضایی فانتزی و موقعیتهایی با حالوهوای کمیک و دلنشین داشته باشد. دوم، توجه جدی به اقلیم و فضای بومی است که میتواند مخاطبان مناطق جنوبی کشور را به تماشای فیلم ترغیب کند. سومین نکته، تمرکز فیلم بر جهان کودک و نوجوان است؛ تجربه نشان داده آثاری که این گروه سنی را مخاطب قرار میدهند، ظرفیت بالاتری برای جذب تماشاگر به سالنهای سینما دارند. بهویژه اگر آموزشوپرورش نیز حمایت لازم را انجام دهد و فیلم بهعنوان اثری مناسب برای دانشآموزان معرفی شود، امکان حضور گروهی دانشآموزان در سینماها بهمراتب افزایش خواهد یافت.
اما مهمترین عامل، خود شخصیت والای قاسم سلیمانی است. کمتر شخصیتی در ایران وجود دارد که تا این حد مورد احترام و ارادت عمومی باشد. همین جایگاه و بزرگی، کنجکاوی بسیاری از مخاطبان را برمیانگیزد تا ببینند پس از سالها، فیلمی که درباره قاسم سلیمانی ساخته شده، چه روایتی از زندگی او ارائه میدهد. از این منظر، شرایط اکران را مثبت ارزیابی میکنم؛ مگر آنکه در طراحی و اجرای کمپین تبلیغاتی دچار خطا شویم یا اتفاقی غیرمنتظره رخ دهد که مانع از یک اکران مناسب شود.
هر فصل از زندگی حاج قاسم قابلیت تولید یک فیلم را دارد
آیا قسمت های بعدی زندگی حاج قاسم ساخته می شود ؟ آیا نسخه سریالی در نظر دارید؟
در پاسخ به این پرسش که آیا ساخت آثار مرتبط با شخصیت قاسم سلیمانی ادامه خواهد داشت یا خیر، باید گفت که زندگی ایشان دارای مقاطع متعدد و متنوعی است که واقعاً هر دهه از آن، ظرفیت تبدیل شدن به یک فیلم سینمایی مستقل را دارد. ما در این اثر، دو دهه از زندگی ایشان را دستمایه روایت قرار دادهایم؛ در حالیکه دهههای سوم، چهارم، پنجم و ششم زندگی قاسم سلیمانی نیز هرکدام میتوانند بستر شکلگیری چندین فیلم سینمایی شاخص یا حتی یک مجموعه سریالی بلند و پرمخاطب باشند.
با این حال، تکرار چنین تجربهای و ادامه این مسیر، به عوامل متعددی وابسته است. نخست آنکه باید دید آیا ما وظیفه خود را در این پروژه بهدرستی انجام دادهایم یا خیر. نه از این جهت که لزوماً مسیر آینده برای خود ما هموار شود، بلکه از آن رو که حتی یک تجربه ناموفق میتواند راه را برای دیگران نیز تا حدی دشوار یا مسدود کند.
بازخوردها و واکنشها نسبت به این فیلم ــ چه از سوی مخاطبان خاص و علاقهمندان به شخصیت حاج قاسم، و چه از سوی مخاطبان عام و مردم عادی جامعه ــ نقش تعیینکنندهای در این تصمیم خواهد داشت. این بازخوردها مشخص میکند که آیا این نوع نگاه و شیوه فیلمسازی باید ادامه پیدا کند یا آن رویکرد محتاطانه و سختگیرانهای که مجموعه در قبال ساخت آثار نمایشی درباره حاج قاسم سلیمانی داشته است، همچنان تداوم یابد.
در نهایت، همهچیز به واکنشها نسبت به همین اثری بازمیگردد که برای آن زحمت فراوان کشیدهایم و طی چند ماه با تمام توان برای تحققش تلاش کردهایم.
انتهای پیام/
























دیدگاهتان را بنویسید